گام به گام با امام موسی صدر جلد 4

جلد: 4
صفحه: 362

تظاهرات، واداشته است. شاید اینکه اکثریت شیعیان از محرومان هستند، باعث توجه و شناخت من به این محرومیت شده است. این جنبش هرگز وسیله‌ای برای به دست گرفتن حکومت یا قدرت یا وزارت یا نمایندگی نیست و هرگز از جبهه‌ای بر ضد جبهه دیگر حمایت نمی‌کند، ولی در عین حال، همه این‌ها وقتی در خدمت مطالبات و برآورده شدن آن‌ها باشد، صحیح است. تأکید می‌کنم که این جنبش برای اصلاح فضای سیاسی برپا شده است، نه برای انتخاب سیاستمداران. ما با رشوه و تقلب و تهدید در امر انتخابات مبارزه می‌کنیم و برای انتخاب شدن فرد معینی دخالت نمی‌کنیم… آنچه ما می‌خواهیم، اصلاح ساختار اجتماعی آینده لبنان است تا از تفاوت و تبعیض در احداث مدرسه و بیمارستان و جاده و در وضع اقتصادی مناطق و در میزان بی‌سوادی نجات پیدا کنیم. این‌ها در کنار هدف اول ما، یعنی دفاع از سرزمین و از جنوب، است.»

این صدا صدای جنبش امام موسی صدر است که برای لبنان، کل لبنان، بر سر هر باطلی فریاد می‌کشد. چطور؟ «همه امید ما این است که حاکمان از این فرصت استفاده کنند تا خودشان و مردم را به تنگنایی نیندازند که گریزی از آن نخواهند داشت. بدانند که من تا پای جان این جنبش را ادامه می‌دهم. مردم حرف خود را زدند و آماده‌اند تا با ابزارهای دموکراتیک از این جنبش حمایت کنند و این برای مسئولان فرصت است. اگر به این سخن گوش کنند، ما را از زحمت و شر فعالیت‌های دیگر راحت کرده‌اند، وگرنه حقْ ما را بر آن می‌دارد که رفتارهای غیردموکراتیک کنیم و قانون نیز، در صورتی که آنان راه دموکراتیک را نپذیرند، چنین اجازه‌ای به ما می‌دهد.»

این جنبش، شاید پدیده‌ای بی‌نظیر باشد که در سال 1974 میلادی هوایی تازه در ریه هر شهروندی دمید. پس از فریاد مسلحانه بعلبک، دایره این پدیده هر روز گسترده‌تر و فراگیرتر می‌شود، به‌گونه‌ای که هر هم‌وطنی، از دورترین نقطه جنوب تا دورترین نقطه شمال، از مسجد گرفته تا کلیسا، از دانشگاه و دانشکده گرفته تا مدرسه و آموزشگاه، با آن همراه می‌شود.

پدیده‌ای که دور و نزدیک و چپ و راست را به خود جلب کرد و هر اندیشه و وجدان و جنبش و حزب و ایدئولوژی و همچنین، صفحات روزنامه‌ها و تریبون سخنرانی‌ها را به بحث و کاوش درباره خود مشغول ساخت. «من به خاطر شما، به خاطر همه لبنانیان، جان خود را فدا می‌کنم.» پدیده‌ای که غذایی برای معده محرومان و دارویی برای بیماری بیچارگان فراهم کرد. پدیده‌ای که توجه ادیبان و دانشمندان و فرهیختگان را جلب کرد و جنگجویان را به جهاد برانگیخت. پدیده‌ای که امام آن را مثبت می‌خوانَد آن‌گاه که محکم و استوار می‌گوید: «انتظار می‌رود که با حساسیت همراه محرومان زندگی کنند و مشکلات و دردهای آنان را به‌روشنی درک کنند. در این صورت است که عضو حقیقی جنبش و صاحب آن می‌شوند. اما اگر اندوه آنان برای محنت‌ها و رنج‌های هم‌وطنان اندوهی از سر بی‌دردی باشد و درک آنان از فاجعه از حد نقش بستن غم و اندوه بر چهره‌ها در محافل هم‌نشینی و صبح‌ها هنگام خواندن اخبار روزنامه‌ها فراتر نرود، پس هریک از ما به راه خود برود، بدون اینکه کسی دیگری را مصادره کند.»

در این پدیده، جنبه مثبت دیگری نیز وجود دارد، آنجا که می‌گوید: «اگر از یک نقطه عملی