گام به گام با امام موسی صدر جلد 4

جلد: 4
صفحه: 365

وضع جنوب می‌پردازد و می‌گوید: «ما مردم جنوب می‌گوییم: ما با وجود محروم بودن از توجه و اهتمام دولت، حال و هوای استقلال را پس از ظلمی طولانی و ظلمتی طولانی‌تر غنیمت شمردیم و با دست خود شروع به مرهم گذاشتن بر زخم‌هایمان کردیم، آباد کردیم، مهاجرت کردیم، مطالعه کردیم، تألیف کردیم، نوشتیم و در ساخت کشور تعهد و مشارکت بزرگی از خود نشان دادیم، ولی این وظایف، حقوقی به دنبال نداشت و بلکه برعکس، با بی‌اعتنایی و سلطه‌گری و سازشکاری و پرده‌پوشی بر وضع مردم جنوب روبه‌رو شدیم، به‌گونه‌ای که گویا مردم جنوب انسان نیستند و جنوب جزو خاک این کشور نیست و هیچ دستاوردی برای لبنان نداشته است.»

امام گفت: «شواهد بسیاری تبعیض میان حقوق شهروندان جنوبی و دیگر شهروندان را در یک کشور واحد نشان می‌دهد: حق آموزش، حق درمان، حق کار، حق بیان، حق مالکیت، حق انتخاب و حق اجتماع کردن. و حتی میان حقوق همان شهروندان جنوب وقتی در جنوب زندگی می‌کنند با حقوقشان وقتی در بیروت یا دیگر مناطق زندگی می‌کنند، تفاوت وجود دارد. این وضع در عمل محکومیتی است برای نظام حاکم و یا حداقل کسانی که این نظام را در دست دارند.»

امام در ادامه سخنانش گفت: «افزون بر همه این‌ها، شیوه‌ای که حاکمان برای برقراری توازن فرقه‌ای در پیش گرفته‌اند، کل کشور را راکد و هراسان کرده است؛ نمی‌توان هیچ نهاد نظامی یا دانشگاهی یا اداری یا غیر آن را در اختیار گرفت و به سمت آرمان‌ها پیش برد تا ملت لبنان بتواند با دیگر ملت‌ها رقابت کند. هیچ‌یک از این‌ها ممکن نیست، زیرا مفهوم توازن از نظر مقامات دولتی، مفهومی کمّی و عددی و محدود است. شایستگی‌ها و استعدادها و حتی نبوغ‌ها در هر مرحله از مراحل رشد و بلوغ مردود است. همه این‌ها مردود است، مگر آنکه این شایستگی‌ها و استعدادها و نبوغ‌ها در دیگر گروه‌ها نیز وجود داشته باشد. در غیر این صورت، باید راکد بماند یا در جایگاهی نامناسب قرار داده شود یا صاحب آن استعداد از کشور مهاجرت کند.

این مصیبتی که امروزه با آن روبه‌رو هستیم و آینده لبنان را تباه می‌کند و هر آرمانی را به واماندگی و انحطاط تبدیل می‌کند و بلکه خود موجودیت لبنان را نیز از بین می‌برد و شکست این تجربه تمدنی را در مرحله ساختن کشور حتمی می‌کند، این مصیبت و نتایج آن بخشی از پیامدهای شیوه کنونی اجرای نظام فرقه‌ای در لبنان است که جنوب بهره فراوانی از آن داشته است.»

امام تأکید می‌کند: «و خطرناک‌تر اینکه نظام فرقه‌ای که به این شکل اجرا می‌شود، چاره مشکل را نیز از بین برده است. این روش رهبران را به فئودال‌ها، شاهدان را به دلالان، دوستداران را به طرف‌دارانی گوش‌به‌فرمان، انسان‌های آزاد را به افرادی نافرمان و سرکش، عدالت‌جویان را در نظر مقامات به کمونیست‌های کافر و سرانجام، احزاب را به سازمان‌های فرقه‌ای که نمی‌توانند یگانه مشکل ملی ما را حل کنند، تبدیل کرده است.

شاید تعجب کنید که بگویم این شکل فرقه‌‌گرایی در لبنان دین را به دنیا تبدیل کرده، همچنان‌که افراد غرق در طمع را قدیس شمرده است و شایستگی‌ها و توانمندی‌های علمای دین و مؤسسات دینی را به بهانه بی‌طرفی و بالابودن شأن و مرتبه آنان، معطل گذاشته است و برگه‌ها و ارزش‌ها و مفاهیم و اختیارات را درهم آمیخته است.