گام به گام با امام موسی صدر جلد 4

جلد: 4
صفحه: 361

شود و این انفجار می‌بایست صدایی خروشان و خشمناک و عصیانگر داشته باشد. این صدای رعدآسا از راه رسید:

«برای ساختن میهنتان چه آماده کرده‌اید تا از این راه دینی را که میهن بر گردن شما دارد، ادا کنید؟ این میهن، بنابر شواهد علمی، در وضع ناخوشایندی قرار دارد.»

این صدا، از ایدئولوژی‌گرایی و حزب‌گرایی انتقاد کرد و خواستار جامعیتی نو در عمل و عبور کردن از جناح‌بندی، اعم از فرقه‌گرایی یا طبقه‌گرایی، شد. این صدا پرسید: «اگر یکی از فرزندان شما جزو ساکنان بلیدا یا راشیا الفخار بود، چه می‌کردید؟ اگر یکی از این خانه‌های ویران‌شده، خانه شما بود و یا کشاورزی که در بمباران‌های کفیر هر دو دستش قطع شد، از شما بود، موضع‌گیری شما چگونه بود؟ اگر دختر شما یکی از دختران محروم از تحصیل در هرمل یا عکار یا حومه بیروت بود، چه می‌کردید و چه برخوردی داشتید؟… حال که مشکل را دانستید… و حال که مقامات از مشکل باخبر شدند… چگونه می‌توانید از این مسئله غافل شوید و به امور شخصی سرگرم شوید؟ چه رسد به اینکه در صدد توجیه و بهانه‌تراشی برآیید.»

صدای او آنان را به وحشت انداخت و در میان صفوفشان هراس و آشوب به راه انداخت. آنان سی سال وعده دادند و خیال‌بافی کردند و از سر لجاجت و سرسختی از رسیدگی به مشکل محرومان و ستم‌دیدگان سربرتافتند. وقتی دیدند این صدا از حنجره عالِمی دینی برمی‌آید که برخلاف دیگران اجازه دارد وارد هیکل شود، بهانه پیدا کردند تا وحشیانه به او حمله کنند: امامی که عمامه بر سر و عبا بر دوش دارد و جای او خانه خدا و کار او رسیدگی به امور دینی است، چگونه حق دارد به سیاست بپردازد؟

او پندار آنان را باطل کرد و در پاسخ به آنان گفت: «پیوند میان دین و مسائل محرومان امری روشن و شناخته‌شده است. همه پیامبران از محرومان بوده‌اند… ایمان دو بُعد دارد: یک بُعد آسمانی و خدایی و یک بُعد انسانی. عبادت تنها نماز و روزه نیست، بلکه حرکتی است برخاسته از انگیزه‌ای اصیل که زمینه‌ساز دیگر انگیزه‌های انسانی است. و میان دغدغه‌‌های دین و تلاش‌های فیلسوفان و دانشمندان، تفاوت ریشه‌ای وجود ندارد. تفاوت این تلاش‌ها در شیوه اجراست، زیرا دین به دنبال جهان‌‌بینی انسان به‌مثابه یک کل است. مسئولیت ما اصلاح اوضاع و اخلاق است و این از اصلی‌ترین وظایف دینی ماست که اگر آن را انجام ندهیم، کافر هستیم. هرچند منادیان انقلاب‌ها و تحولات ریشه‌ای و عمیق معمولاً از طبقه مرفه بوده‌اند، رسولانی که خداوند برای ایجاد تغییرات فراگیر برگزیده است، همگی از محرومان و رنج‌دیدگان بوده‌اند… زندگی ابراهیمِ نجار، اسماعیلِ کشاورز، نوحِ دریانورد، موسای شبان، مسیحِ تهی‌دست و محمدِ یتیم و چوپان و کارگر… زندگی همه اینان و موج تغییرات فراگیری که در اقیانوس بشری به راه انداختند، در برابر ماست.»

شاید او بر آن است که پس از سرنگون کردن فئودالیسم سیاسی، فئودالیسم دینی برپا کند. او چنین ظنی را که برخی از بدگمانان دارند، محکوم می‌کند و می‌گوید: «ایمان به خداوند، به هیچ وجه از اهتمام به امور رنج‌دیدگان جدا نیست… تنها عامل محرومیت است که من و همراهانم را به فعالیت روزافزون، از دادن پند و اندرز گرفته تا برگزاری