گام به گام با امام موسی صدر جلد 4

جلد: 4
صفحه: 213

ضمیمه سند شماره 18-03-74

سرمقاله روزنامه النهار لبنان در تاریخ 28/3/74 به قلم سردبیر آن استاد غسان توینی

به دنبال اعلام موجودیت «جنبش محرومان» به رهبری امام موسی صدر و در پی تجمع بزرگ مردمی در بعلبک و سخنرانی امام در تاریخ 17/3/74، استاد غسان توینی اندیشمند لبنانی و روزنامه‌نگار برجسته و وزیر پیشین، در سرمقاله روزنامه النهار تحلیل سیاسی زیر را نگاشت:

لبنان به کجا می‌رود؟

نظام آن به کدامین سو می‌رود؟

دموکراسی آن چطور؟

این‌ها پرسش‌هایی است که هر ناظری برای پاسخ دادن به آن‌ها می‌تواند به گفت‌وگوهای پارلمان درباره بودجه مراجعه کند. چند نماینده پارلمان که در این گفت‌وگوها حضور داشتند، هریک به چیزی هشدار می‌دادند: یکی از فروپاشی صحبت می‌کرد، دیگری از وخامت اوضاع و برخی نیز بحث تکراری خطر انقلاب را به دست مردمی که انقلاب کردن از آنان بسیار بعید است، مطرح می‌کردند.

ولی حرف پارلمان ما چیزی است و سخن انقلاب درباره خود چیزی دیگر، به‌ویژه، وقتی انقلاب ردایی بر تن می‌کند که دیروز در بعلبک و هرمل مشاهده کردیم.

مگر آنچه دیروز رخ داد، غیر از انقلاب بود؟

حرکتی نظام‌مند همراه با سلاحی مشروع: سلاحی نیرومندتر و کارسازتر از اسلحه نظام.

دموکراسی نیز بود… و رهبران در برابر خدا و ملت سوگند یاد کردند که اگر لازم شد، حقوق جماعت خود را با اعمال زور بگیرند.

گویا نظام دموکراتیک ما غیر از این، زبانی را نمی‌فهمد؛ با محاکمه قلم‌ها و پیگرد صاحبان آن‌ها خود را سرگرم می‌کند تا اینکه با حمله هفت‌تیر‌ها و تفنگ‌ها و مسلسل‌ها و توپ‌ها، آری توپ‌ها، صدای مردم در مطالبه حقوقشان بلند شود، بدون آنکه به قانون دولت اعتنایی کنند؛ بلکه آن را به تمسخر می‌گیرند، همان‌طور که دولت آنان را به تمسخر گرفته بود. آنان تهدید را با تهدید پاسخ می‌دهند و در برابر خشونت، خشونتی شدیدتر نشان می‌دهند.

آری، این همان انقلاب است، هرچند تیرهایش فقط به سوی آسمان شلیک شود، آن هم در تشویق سخنان امامی که خدمت به انسان و اهتمام به حقوق و آزادی‌های او را عبادت خدا می‌شمارد.

این همان انقلاب است و شگفت‌انگیز نیست که این انقلابْ انقلاب شیعیان است.

شاید این تقدیر شیعیان است که آنان در عصر فرقه‌ها، پیش‌گام انقلاب همگان و همه مناطق و همه فرقه‌ها و همه طبقات باشند.

مگر نه اینکه شیعیان فرقه‌ای مصیبت‌زده‌اند؟

مگر نه اینکه درد و رنج احساس آنان را در طول تاریخ لطیف و حساس کرده است و از این رو، دل‌های آنان درباره حقوق پایمال‌شده و آزادی‌های بربادرفته، زلال و شفاف شده و آنان از لحاظ عقلی آغوش خود را به روی پیشرفت و ترقی باز کرده و اشتیاقی بی‌نهایت به آن پیدا کرده‌اند؛ گذشته از آنکه قدرت تحمل آنان بالا رفته است؛ تحمل ظلم و تحمل فداکاری‌ها در