گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
آیا میدانید که بیروت در کمتر از 24 ساعت فلج میشود؟ آیا میدانید کمربندی که پایتخت را احاطه کرده است، کمربندی شیعی است؟ نمایندهای دیگر با سردرگمی پرسید: امام چه میخواهد؟ این ماجرا چطور پایان خواهد یافت؟ شدت گرفتن دعوت امام، ممکن است به خارج شدن اوضاع از دست عقلا بینجامد.
نمایندهای دیگر پرسید: فکر نمیکنید که کلید حل این مسئله به دست رئیسجمهور است؟ او تنها کسی است که میتواند به این سؤال پاسخ دهد. یکی از نمایندگان حاضر گفت: من امروز به کاخ ریاستجمهوری رفتم. هیچگاه رئیسجمهور را مانند امروز آسودهخاطر ندیده بودم. او این اجتماع را امری غیرعادی نمیداند. وی گفت: مردم همیشه بر گرد علمای دین جمع میشوند، چه رسد به اینکه این عالمْ امام صدر باشد.
نتیجه بیشتر جلساتی که روز دوشنبه و سهشنبه برگزار شد، این بود که ضروری است با امام موسی صدر تماس بگیرند و از او بپرسند: به کجا میخواهد برود؟
عصر دوشنبه امام صدر در دفتر خود در طبقه دوم ساختمان مجلس اعلای شیعیان به این پرسشها پاسخ داد؛ پاسخی روشن و ساده که نشاندهنده اراده مردی است که میداند چه میخواهد و میداند آنچه میخواهد باید در چارچوب «انقلاب اجتماعی عادلانه و مشترک میان فرقههای گوناگون لبنان» تحقق یابد.
به امام صدر گفتیم: خواسته شما چیست؟
پاسخ داد: همه مطالبات در یک کلمه خلاصه میشود: عدالت برای همه هموطنان. طبیعتاً، مفهوم عدالت شامل همه اوضاع کنونی و آینده هموطنان میشود. یعنی دولت باید برای همه هموطنان و از جمله همه شیعیان، بدون استثنا و بدون در نظر گرفتن گرایشهایی که دارند، زندگی آبرومندانه و فرصتهای مطلوب و برابر فراهم کند.
بهطور تفصیلی ما میخواهیم تمام هموطنان که شیعیان نیز جزو آنان هستند، از زمان تولد و در زمان تحصیل و پس از فارغالتحصیل شدن، احساس کنند که شهروندی عادی هستند نه درجه دو یا سه. بدین منظور باید شروط زیر فراهم شود:
1. دولت باید از هموطنان در برابر دشمن خارجی و بهطور خاص، در برابر تجاوزهای اسرائیل حمایت کند. همچنین، باید در برابر تجاوزها و تعدیهایی هم که معمولاً به دست منحرفان و طمعکاران صورت میگیرد، از هموطنان حمایت کند تا آنان احساس کنند که صاحب کرامتاند و از سرزمین و آبرو و معاششان محافظت میشود، بدون آنکه ناگزیر شوند اسلحه به دست بگیرند و از کسی غیر از دولت یا حکومت خود کمک بخواهند.
2. بودجه عمومی کشور از مبالغی تأمین میشود که همه هموطنان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به خزانه دولت پرداخت میکنند. از این رو، حق طبیعی و قانونی آنان است که به نسبت نیازی که به طرحهای عمرانی و توسعه دارند و در حد تأمین نیازهای ضروری زندگی، از این بودجه سهم داشته باشند.
به همین مناسبت، این داستان را به یاد آوردم که از زنی بیاباننشین پرسیدند: «کدامیک از فرزندانت برایت عزیزتر است؟» گفت: «آنکه کوچکتر است تا وقتی که بزرگ شود؛ آنکه غایب است تا وقتی که برگردد و آنکه بیمار است تا وقتی که شفا یابد.»
