گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
آنچه میگوییم، گواهاند. ما در کنار حق و در کنار میهن میایستیم و با دشمنان آن میجنگیم. با اسرائیل و دوستان اسرائیل و کسانی که پشت سر اسرائیل هستند، میجنگیم و خدا بر آنچه میگوییم، گواه است. و السلام علیکم.
در این هنگام از سلاحها باران گلوله باریدن گرفت و صدای بمب و مواد منفجره همهجا طنینانداز شد و حنجرهها شروع به هلهله و شادی کردند. دیگر هیچکس جملهای را که امام خواست با آن سخنانش را پایان دهد، نشنید. امام در حالی که گوشهایش را گرفته بود، از تریبون پایین آمد و وارد استراحتگاه شد. در آنجا نمایندگان فعلی و سابق پارلمان و دیگر شخصیتها امام را در آغوش گرفتند. امام مدتی نه چندان کوتاه منتظر ماند تا از ازدحام جمعیت کاسته شود، ولی جمعیت در جای خود ایستاده بود و شلیک هوایی گلوله ادامه داشت. امام صدر با دشواری از استراحتگاه بیرون آمد در حالی که صدای گلوله همهجا را پر کرده بود. پانزده دقیقه طول کشید تا امام سوار ماشین خود شود. چندین ماشین جیپ بدون سقف جلوی ماشین امام حرکت میکرد و افراد مسلح از بالای آنها تیراندازی میکردند.
امام صدر و عده بسیاری از حاضران به منزل آقای حسین الحسینی، نماینده پارلمان، رفتند و ناهار را در ساعت سهونیم عصر آنجا میل کردند. امام تا ساعت پنج همانجا ماند و دوباره با بدرقه گلولههای آتشین بعلبک را ترک کرد.
