گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی- ما خواهان عدالت برای همه هموطنان هستیم
مکان و تاریخ: مجلس اعلای شیعیان در حازمیه.
مناسبت: پس از موفقیت تجمع مردمی بعلبک، مجله الحوادث این سؤال را خطاب به امام صدر مطرح کرد: به کجا میخواهید برسید؟
متن
تجمع مردمیای که به دعوت امام موسی صدر در بعلبک برگزار شد، در محافل سیاسی و دیپلماتیک لبنان زلزلهای به پا کرد. پیش از این در هیچ گردهمایی سیاسیای چنین جمعیت انبوهی حضور نیافته بود. آنچه توجه صاحبنظران را به خود جلب کرد، این بود که حاضران در اجتماع خودشان آمده بودند. هیچکس برای آنان وسیله نقلیه تدارک ندیده بود. دعوت اعلام شد و به مردم گفتند: امام آنان را به اجتماع دعوت کرد. آنان نیز با سلاحهایشان آمدند و میدانها را پر کردند و فریاد زدند و شلیک کردند و سوگند خوردند که جان خود را در راه دعوت امام فدا کنند.
فضایی روحانی بر این اجتماع حاکم بود؛ چیزی که کمتر در اجتماعات سیاسی مشاهده شده بود. «امام کفشهایش را درآورد و پابرهنه راه رفت. پاهای او از راه رفتن متورم شده بود… امام فاصله استراحتگاه تا تریبون را با دشواری فراوانی طی کرد تا جایی که عبای او اندکی پاره شد. همه میخواستند به او دست بکشند و او را در آغوش بگیرند.»
قبل از این اجتماع، سران منطقه بعلبک و هرمل برای حمایت از حسین الحسینی در رقابت انتخاباتی در مقابل کامل اسعد، کمی تردید داشتند. آنان میترسیدند که الحسینی بر موج جنبش مردمی که پشت سر امام صدر به راه افتاده بود، سوار شود و زمام امور منطقه را از دست آنان بگیرد. به همین سبب بود که کنفرانس مطبوعاتیای که وی در 15/3/1974 برگزار کرد، از حمایت گستردهای که او در ابتدای مبارزات خود بر ضد اسعد به دست آورد، برخوردار نبود. ولی روز یکشنبه ورق برگشت. سران منطقه بعلبک و هرمل احساس کردند که پایگاههای مردمیای که برای رسیدن به کرسیهای پارلمان بر آن تکیه زدهاند، به دست امام صدر افتاده است و در برابر آنان گزینهای ندارند جز پیوستن به این جریان، پیش از آنکه جریان مذکور آنان را درنوردد.روز دوشنبه پس از آنکه عکسهای این تجمع در روزنامهها چاپ شد و نیز پس از چاپ سرمقالهای که آقای غسان توینی با عنوان «بیچاره و محروماند… و مسلّح» نوشت و شیعیان لبنان را «پرولتاریای زمین» وصف کرد و همچنین، بعد از آنکه این اجتماع بازتاب گستردهای در طول و عرض لبنان پیدا کرد، گروه بسیاری از سران و نمایندگان فرقههای گوناگون، جلسات متفرقهای برگزار کردند که محور همه آن جلسات این پرسش بود: تا به کجا؟
یکی از نمایندگان در حضور همکارانش پرسید: اگر امام صدر به مسجد جامع العمری در وسط بیروت برود و در آنجا تحصن کند، چه رخ میدهد؟
