گام به گام با امام موسی صدر جلد 4

جلد: 4
صفحه: 179

ندارد. منِ روحانی می‌توانم برای آن‌ها سرمایه فراهم کنم. برخی از دولت‌های عربی هستند که بیش از حاکمان لبنان، جنوب لبنان را دوست دارند. عده‌ای از مسئولان کشورهای ترقی‌خواه عرب نزد من آمدند و گفتند که اگر ما مطمئن شویم که برای اجرای این طرحْ ضمانتی وجود دارد، آماده‌ایم در طرح لیطانی با سود بسیار کم سرمایه‌گذاری کنیم. به آن‌ها گفتم: این طرح 400 میلیون لیره هزینه دارد. گفتند: اگر هزار میلیون لیره هم باشد، ما آماده‌ایم، زیرا ما می‌خواهیم این منطقه احیا شود و رونق پیدا کند. انتقال بیست میلیون متر مکعب آب از رود لیطانی به بیروت چه معنایی دارد؟ معنایش این است که آب لیطانی را در سال کم‌آبی به بیروت می‌برند. چرا می‌خواهند آب لیطانی را به بیروت ببرند، در حالی که خودشان گفته‌اند که در این آب انگل بیلارزیا وجود دارد. چرا آب رودخانه بیروت را به آنجا نمی‌برند؟ چرا مردم تشنه را از رودخانه بیروت سیراب نکردند، در حالی که به گفته یکی از مهندسان برجسته، این کار هزینه کمتری دارد؟ چرا طرح ساخت اتوبان جنوب اجرا نشده است تا ما بتوانیم مشکلات اجتماعی ساکنان منطقه کرنتینا را حل کنیم؟

اگر من ساکت بنشینم، کرنتینا مرا دشنام خواهد داد. آنان مردم را حشره فرض می‌کنند. آنان مردم را حیوان می‌شمارند و از ما فقط حمایت و تأیید می‌خواهند. برای ما ننگ است که منابع آبی ما به دریا بریزد و اسرائیل در سطح بین‌الملل ما را محکوم کند و بگوید لبنان نمی‌داند چگونه از منابع آبی‌اش بهره‌برداری کند.

وضعیت توزیع پست‌های درجه یک و دو به تلاش و پیگیری نیاز داشت. عده‌ای از سیاست‌مداران و علمای دین و هم‌وطنان و نمایندگان اقدام کردند و حقوق شیعیان را مطالبه کردند. بحث بر سر حقوق شیعیان، بحثی همیشگی و تکراری شده است. یکی از سیاست‌مداران بزرگ گفته است: «اگر ما حقوق شیعیان را بدهیم، دیگر آنان شیعه نیستند، چون شیعه با محرومیت قرین شده است.» آیا این دیدگاه بزرگانی است که برای خودشان احترام قائل‌اند؟ ما گردهم آمدیم و گفتیم: علت این است که شیعیان مانند دیگر فِرَق مجلس ندارند.

پس از آن بود که مجلس شیعیان تأسیس شد و طرح کردن مطالبات را شروع کردیم، ولی فایده‌ای نداشت. سپس، حوادث ماه مه رخ داد و برادرانمان در بیروت خواستار مشارکت در آن شدند. برخی از جوانان شیعه با من تماس می‌گرفتند و می‌گفتند: پس ما کی باید مشارکت کنیم؟ من پاسخ آنان را می‌دادم و مسئولیت را به عهده می‌گرفتم و به آنان می‌فهماندم که لبنان و جنوب لبنان در خطر است و من نمی‌توانم حرکتی را رهبری کنم که به زیان لبنان است.

ماه مه پایان یافت و در آغاز ژوئن به نمایندگان گفتیم: برادران، تا کی شیعیان محروم باقی بمانند؟ آنان نیز سند معروفی را امضا کردند که بر طبق آن، وزرای شیعه در صورت برآورده نشدن مطالبات شیعیان، استعفا خواهند کرد. با این روش، ما می‌توانیم حقوقمان را بگیریم.

برای ما پست‌ها به خودی خود مهم نیست، بلکه از این رو مهم است که کلید اجرای طرح‌هاست. تعداد کارمندان نیز مهم نیست، بلکه کارآمدی و شایستگی آنان مهم است، زیرا اگر ما مدیر کلی داشته باشیم که صلاحیت نداشته باشد، برای ما سودی ندارد. پست‌های حساس و مفیدی را که متصدیان آن می‌توانند به مردم خدمت کنند، به آنان