گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
بمانیم. قرآن چنین فرموده است. من نمیپسندم که این نماز را به شیطانی لال تبدیل کنم و از نفْس خود به خدا پناه میبرم. من مبارزی در کنار شما و برای شما هستم. تبلیغات دولتی میخواهد مردم را گمراه کند و بر چشمان مردم حجاب بیفکند.
دیگر از امروز شیعیان نباید احساس کنند که شهروند درجه دواند. چهار سال به نصیحت و گفتوگو و دیدار سپری کردیم، ولی نتیجهای نگرفتیم. تا کنون ما از شیوههای سیاسی استفاده میکردیم: نمایندگان و وزرای ما سندی را که ارائه کردیم، امضا کردند و متعهد شدند که اگر دولت مطالبات را برآورده نکند، استعفا دهند.
هنوز از عاشورا مدت طولانی نگذشته است. اجازه دهید بگویم که ما باید عاشورا را دوباره زنده کنیم. من الحمدلله نمیترسم. شاید قهرمانی همچون امام حسین(ع) نباشم، ولی سربازی داوطلب در این مسیر هستم. راه ما این است. باید ورق را برگردانیم و اجازه ندهیم که حاکمان بر شیعیان در بیروت مسلط شوند و نماینده آنها در بقاع شوند. در این صورت، آنان دیگر شیعه نیستند. هجده میلیون لیره برای بهسازی جادهها هزینه شده، ولی جنوب هیچ سهمی در آن نداشته و برای بقاع نیز تنها هزار لیره هزینه شده است.
ای نسلهای آینده، اگر مطالبات ما برآورده نشود، خودمان حق خود را خواهیم گرفت. در این کشور حقْ گرفتنی است نه دادنی.
[در این هنگام یکی از حاضران با صدای بلند گفت: ای امام، شعث هفت ماه است که آب ندارد. از 340 آموزگاری که اخراج شده بودند، تنها 212 نفر به سر کار بازگشتهاند.]
این عهد من با شماست و امیدوارم عهد شما با ما نیز خیرخواهی و وحدت کلمه و فراهم نکردن زمینه برای توطئهگران و تردیدافکنان و برهمزنندگان صفوف باشد. در مجلس اعلای شیعیان که از زبان شما سخن میگوید، تصمیم گرفته شده است که تنها من در همه کارها فراخوان دهم. حرف من این است که ما میخواهیم این فصل ذلتبار را تغییر دهیم و محترمانه به حق خود برسیم. مطمئن باشید که همه برادران لبنانی و همه شرافتمندان این کشور از حقوق شما و از مطالبات شما حمایت میکنند. من هر روز با یک سیاستمدار یا عالم دین یا گروهی از احزاب دیدار میکنم و همه آنان تأکید میکنند که مطالبات شما بر حق است.
در پایان، درود و عواطف برادران شما در جنوبِ پایدار را به شما ابلاغ میکنم. همچنین، درود بر رسانههای دولتی، زیرا آنگونه که پیداست، ابرها در حال پیشروی است و مژده باران میدهد.
