گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
این صفحه را در هم بپیچیم. میخواهیم به تاریخ شکوهمند خود بازگردیم: تاریخ علی(ع) و حسین(ع). [صدای تشویقِ شدید حاضران و شلیکهای پیاپی گلوله]
هدف ما از این تکاپو و تلاش چیست؟ آیا ویران کردن فقط برای تخریب و انقلاب کردن برای انقلاب و مسلح شدن برای مسلح شدن است؟ در قاموس ما تخریب معنا ندارد و ما جز خیر و صلاح لبنان را نمیخواهیم. ما چیزی جز مشارکت در جنگ اعراب بر ضد اسرائیل را نمیخواهیم. ما جز خدمت رساندن به انسانهای ستمدیده را، در هرکجا که باشند، نمیخواهیم. بسیار صبر کردیم؛ بسیار نصیحت کردیم؛ بسیار بررسی و تحقیق کردیم. ولی دیگر امیدی به نصیحت و درخواست و بررسی نداریم. دیگر امیدی به راههای آرام برای برآورده شدن مطالبات نداریم. محرومیت شیعیان ما زاییده امروز و دیروز نیست. ای حامیان لبنان، ای مدعیان حمایت از لبنان، این خوار کردن برای چیست؟ خواری هموطن جز خواری وطن چیزی در پی ندارد. کشور در صورتی سالم و سربلند است که فرزندان آن سالم و سربلند باشند. پاسداری از کشور منوط به پاسداری از مردم است. اگر شهروند در این کشور حقوق کامل خود را احراز نکند، چگونه کشور میتواند پایدار بماند؟ مسئله محرومیتْ حرف دیروز و امروز نیست. ما مسئله محرومیت را در تصدی مناصب و مشاغل مطرح کردیم. درست است که این مناصب تنها برای عده اندکی از جمعیت انبوه شیعیان شغل و موقعیت ایجاد میکند، ولی رسیدن به آنها راهی است برای رسیدن به حقوق؛ ابزاری است برای توزیع بودجه؛ کلیدی است برای ارتقای سطح شیعیان. شغل و منصب همهچیز نیست.
به لیطانی نگاه کنید: وقتی از بدنایل یا روستاهای شیعهنشین عبور میکند، در حاشیه آن هیچ توسعه صنعتی وجود ندارد، ولی در دیگر روستاها وضعیت عکس آن است و طرحهای عمرانی و توسعهای در کناره آنها ساخته شده است. چرا وضعیت اینگونه است؟
به غبیری نگاه کنید: این منطقه شیعهنشین نه برق دارد نه آبادانی، ولی وضع مناطق همجوار آن برعکس است. درست نیست که یک شهروند را محروم کنیم و حقوق او را به شهروندی دیگر بدهیم. بحث محرومیت ما بحث تازهای نیست.
دولت طی چهار سال، 948 میلیون لیره برای طرحهای عمرانی هزینه کرده است. سهم بعلبک و هرمل از این مبلغ چقدر بوده است؟ فقط یک میلیون لیره. محرومیت به این است که از سهم بقاع و جنوب بردارند تا صرف دیگر مناطق کنند. محرومیت این است.
جنوب بدون هیچ حمایت و هیچ دفاعی رها شده است. مردم آن با گلوله دشمن کشته میشوند و خود جنوب دستخوش ویرانی شده است. محرومیت این است. پنجاههزار نفر از لبنانیان اهل جنوب در نتیجه اوضاع نابسامان شناسنامه ندارند.
محرومیت این است که کودک شیعه همراه با تبعیض متولد شود. برای او شغلها و مدرسههای خاصی تعیین شده است. او حق ندارد به «نجیبزادگان» نگاه کند. این اقدامی تحقیرآمیز است که درآمدهای بقاع و جنوب را به دیگر مناطق بدهیم. این رفتار پذیرفتنی نیست.
برای نمونه به سهم شیعه در پستهای وزارت خارجه نگاه کنید. حتی یک پست ردهبالا در وزارت خارجه به دست شیعیان نیست. حتی یک سفیر شیعه در اروپا و آمریکا و ژاپن و کشورهای پیشرفته وجود
