گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 459

ملت‌ها دقت کنید که‌ تفاوت ‌میان ‌ملت‌ها وحدت ‌و همکاری ‌را ایجاب ‌می‌کند، زیرا اگر ملت‌های ‌مختلف صاحب توانایی‌های‌ مشابه‌ و مساوی ‌بودند، هیچ ‌ملت ‌و گروهی ‌نیازمند داد و ستد با دیگران ‌نبود و تمام ‌آنچه‌ را دیگران‌ داشتند، خود او هم ‌داشت ‌و آنچه‌ را او داشت، ‌دیگران ‌هم‌ داشتند. این‌طور نیست؟ اکنون‌ من ‌توانایی‌هایی‌ دارم‌ که‌ شما ندارید و شما توانایی‌هایی ‌دارید که ‌من‌ ندارم. همین ‌وضع ‌بر من‌ و شما ایجاب‌ می‌کند که ‌با یکدیگر همکاری ‌کنیم. من ‌احساس‌ می‌کنم‌ که ‌از شما بی‌نیاز نیستم ‌و شما احساس ‌می‌کنید که ‌از من ‌بی‌نیاز نیستید. بنابراین‌، مفهوم ‌این ‌بحث ‌نخست‌ (وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا) این ‌است ‌که ‌تفاوت ‌میان ‌ملت‌ها و قبایل، وحدت ‌و همکاری ‌و نیازمندی را ایجاب ‌می‌کند، چون‌ هیچ‌کس از دیگری ‌بی‌نیاز نیست. همین ‌منطق ‌درباره ‌افراد هم ‌صدق ‌می‌کند. آیه‌ کریمه‌ می‌گوید: وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا وَرَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ.[100]

کسانی ‌ممکن ‌است ‌از این‌ آیه ‌چنین ‌برداشت‌ کنند که ‌قرآن‌ کریم ‌تفاوت ‌طبقاتی ‌را با تعبیر درجات ‌(مراتب) تثبیت ‌کرده ‌است. اما این ‌برداشت ‌خطاست. ‌فهم‌ قرآن ‌به ‌این ‌شکل ‌اشتباه ‌است. معنای درست ‌این ‌آیه ‌همان ‌است‌ که‌ ما بیان‌ کرده‌ایم. یعنی ‌اینکه‌ هر انسانی ‌به ‌سبب ‌توانایی‌ای ‌که ‌دارد بر دیگران‌ تمایز دارد. چنان‌که‌ در میان ‌افراد حاضر در این ‌سالن ‌و حتی‌ در میان ‌برادران‌ و هر مجموعه‌ای‌ از مردم ‌این ‌تفاوت ‌و تمایز وجود دارد و هرکس ‌با دیگری‌ هم ‌از حیث ‌شکل ‌و هم ‌از حیث ‌توانایی ‌تفاوت ‌دارد. هرکس‌ که ‌در زمینه‌ای ‌توانایی ‌دارد، در همان ‌زمینه ‌دیگران‌ را رهبری ‌می‌کند. مثلاً ‌شما پزشکید و توانایی ‌طبابت ‌دارید. در مقام ‌پزشک ‌مرا مسخر خود قرار می‌دهید و به‌ من‌ پیرمرد که‌ در زمینه ‌طب ‌از شما اطاعت ‌می‌کنم،‌ دستور می‌دهید و شما هم در مقام ‌پزشک در مسائل دینی ‌از من ‌اطاعت ‌می‌کنید و ما هر دو در ورزش ‌از متخصص ‌ورزش ‌اطاعت‌ می‌کنیم ‌و هر سه‌ ما در زمینه‌ مهندسی ‌از شخص ‌چهارمی ‌اطاعت ‌می‌کنیم. به‌ این ‌ترتیب‌، هر انسانی توانانی‌ای دارد و در همان‌ زمینه‌ دیگران‌ را راهبری‌ می‌کند. بنابراین، ‌هیچ‌کس ‌وجود ندارد که‌ به‌طور مطلق ‌فراتر از دیگران ‌باشد، بلکه ‌از جهتی ‌برتر از دیگری ‌و از جهتی‌ فروتر از اوست. همین ‌تفاوت‌ است‌ که‌ تعاون ‌میان ‌افراد را ایجاب‌ می‌کند. جامعه‌ ـ همان‌گونه ‌که ‌در هفته‌ پیش ‌گفتم ـ ‌اگر از افرادی‌ تشکیل‌ شود که ‌به ‌لحاظ‌ توانایی ‌برابر باشند و همگی‌ مانند قوطی‌های ‌پپسی‌کولا باشند، دیگر چه‌ انگیزه‌ای ‌مرا وادار کند که با شما همکاری‌ کنم؟ به‌ چه ‌انگیزه‌ای ‌با شما داد و ستد برقرار کنم؟ شما چه ‌چیزی ‌به‌ من ‌خواهید داد؟ من‌ در آن ‌صورت ‌همه‌چیز دارم‌ و نمی‌خواهم ‌چیزی ‌از شما بگیرم ‌و شما چه ‌چیزی ‌می‌خواهی ‌از من ‌بگیری؟ زیرا هرچه‌ من ‌دارم،‌ شما هم ‌دارید ‌و هرچه شما ندارید، ‌من ‌هم‌ ندارم. دیگر پیوند و انسجامی ‌برقرار نمی‌شود. سبب ‌وحدت ‌جوامع ‌به‌رغم تفاوت ‌توانایی‌های ‌افراد و علت وحدت‌ جامعه ‌جهانی‌ به‌رغم ‌تفاوت ‌توانایی‌های ‌ملت‌ها و قبایل‌ همین ‌نیاز متقابل ‌است. بر اساس‌ این‌ آیه، اسلام ‌نژادپرستی ‌را


[100]ه«گفتند: چرا این ‌قرآن ‌بر مردی ‌از بزرگ‌مردان آن دو قریه نازل نشده ‌است؟ آیا آنان ‌رحمت‌ پروردگارت ‌را تقسیم ‌می‌کنند؟ حال آنکه ما روزی آن‌ها ‌را در این زندگی ‌دنیا میانشان‌ تقسیم‌ می‌کنیم. و بعضی را به مرتبت، بالاتر از بعضی دیگر قرار داده‌ایم ‌تا بعضی ‌ بعض دیگر را به خدمت گیرند. و رحمت‌ پروردگارت از آنچه گرد می‌آورند بهتر است.» (زخرف، 31-32)