گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
است و شک نیست که این عقیده خدمت فراوانی کرده و امروز هم اگر ما مفهوم مهدویت را در درون خود تصحیح کنیم، خدمات فراوانی خواهد کرد.
اما مسئله عمر امام زمان، مسئلهای علمی است و تفسیر شده است. در چند جمله به اختصار به آن میپردازم تا از مسیر کلی بحث خارج نشوم. در حقیقت اینکه انسان در این دوره معین زمانی و مثلاً در پنجاه سالگی یا هفتاد سالگی و یا نود سالگی میمیرد، مرگش غیرطبیعی است. مرگ در چنین مرحلههایی از عمر یا ناشی از میکروبهاست و یا ناشی از سوءتغذیه و یا ناشی از قدرت نداشتن بر تولید یاختههای جوان. اینها اسباب مرگ است و گاه هم مرگ ناشی از حوادث ناگهانی است. پس هرگاه پیشرفت علمی انسان به جایی برسد که بتواند بر میکروبها و عوامل پیری یاختهها و حوادث و سوءتغذیه غلبه کند، بیش از این عمر خواهد کرد و به تعبیر فلسفی حُکمِ امثال در آنچه روا و نارواست، برابر است. یعنی انسانی که ممکن است در چهل یا پنجاه و یا شصت و یا نود سالگی بمیرد، امکان دارد در صد یا دویست یا سیصد و چهارصد و یا هزار سالگی بمیرد. این مسئله یعنی امکان پیشرفت انسان مفهومی بدیهی است و تلاشهای گستردهای در مجامع علمی جهانی در این باب به راه افتاده است. صدها تن از دانشمندان مطالعات خود را روی چگونگی طولانی کردن عمر انسان متمرکز کردهاند.
به این ترتیب، درمییابیم که انسان با طبع خویش احساس میکند و دانشمندان نیز به این نکته پی بردهاند که نباید انسان در این دوره معین کنونی که ما میمیریم، بمیرد. به صورت تجربی نیز ما در میان انسانها افراد فراوانی مییابیم که عمری طولانی داشتهاند. برخیحیوانات هم هزار سال و بیشتر عمر میکنند. برخی درختان هم عمرشان به بیش از هزار سال میرسد. نگویید که میان انسان و حیوان و درخت تفاوت هست. سبب طول عمر یک چیز است. یعنی انسان در مقام موجود زنده، با ماشین متفاوت است. بافت ماشین ثابت و تجدیدناپذیر است و مستهلک میشود و تمام میشود. اما سلولهای انسان دائماً در حال تغییر است. هر سلول رشد میکند و میزاید و خودش به تدریج از بین میرود. سلولهای بدن من و شما بارها تغییر میکنند. انسان موجودی ثابت نیست، بلکه دائماً در حال تغییر است.
یک سلول به سلول دیگر تبدیل میشود و آن سلول دوم به سلول سوم و چهارم و … پس هرگاه علم بتواند برای انسان وضعیت حیاتی فراهم کند، سلولها دیگر پیر نشود و تحت تأثیر میکروبها قرار نگیرد و حوادث نیز در او کارگر نیفتد، انسان میتواند مدتی طولانی زندگیکند. سلولهای حیوان و درخت نیز متعدد و متغیر است.
قرآن کریم در ذکر زندگی نوح تصریح میکند که وی پیش از طوفان 950 سال دعوت کرده است. کسی که به قرآن ایمان دارد، طبعاً، امکان چنین چیزی را تصدیق و باور میکند. آنجا که داستان یونس به میان میآید، چنین آمده است: فَلَوْلَا أَنَّهُ کَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِینَ لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ.[98]
از این رو، میتوانیم تأکید کنیم که عمر انسان ممکن است بسیار بیش از این مقدار کنونی باشد. آمارهای منتشرشده مؤسسات جهانی نیز میگوید که میانگین عمر انسانهای امروزی در مقایسه با ده پانزده سال گذشته افزایش یافته است.
اکنون میانگین عمر انسان ده پانزده سال بیش
[98]ه«پس اگر نه از تسبیحگویان میبود، تا روز قیامت در شکم ماهی میماند.» (صافات، 143ـ144)
