گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
از گذشته است. این بحث سری دراز دارد و من تنها به رئوس برخی مباحث اشاره کردم تا إنشاءالله در فرصتی دیگر درباره آن سخن بگویم.
شما گفتهاید که منشأ واقعی علم و تمدن اسلام است و کشورهای غربی تمدن خود را از این منبع برگرفتهاند، ولی صاحبان این منبع از آن بسیار دور شدند تا اینکه در شمار کشورهای عقبمانده درآمدند. حال که حضرتعالی این عقبماندگی را شرح دادهاید، پس راه بازسازی این منبع و اساس و عظمت آن چیست و چرا ما در این زمینه در سطح ملی و جهانی تلاش نمیکنیم؟ متشکرم.
دوست عزیز، این سؤال شما در حقیقت تکرار سؤالی است که ما مطرح کردهایم و تأکیدی است بر اینکه در جستوجوی سبب عقبماندگی برآییم. پس هرگاه توانستیم بهطور دقیق روی سبب انگشت بگذاریم، خواهیم توانست پاسخ را بیابیم. پاسخ به این سؤال همان کاری است که ما میکنیم. یعنی این سلسله درسگفتارها درباره سبب عقبماندگی است و اگر به بار بنشیند و نتیجه روشنی بدهد و معلوم شود که فلان امر سبب عقبماندگی ماست، از همان نقطه آغاز میکنیم و درصدد درمان بر میآییم. إنشاءالله.
ادعا میشود که اسلام نژادپرستی را تثبیت کرده است. چنانکه امریکا بردگی را مجاز شمرد و دهها هزار نفر را به بردگیگرفت. در اسپانیا و جاهای دیگر هم این وضع وجود داشت.
دوست عزیز، اسلام نژادپرستی را بهطور کامل رد کرده است. دلیل آن هم این آیه است: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ.[99]
خواهش میکنم دقت کنید. نمیخواهم تکرار کنم. در اینباره سخن جدیدی را مطرح میکنم. اینکه قرآن میگوید شما را ملتها و قبیلههایی قرار دادیم، به معنای آن است که میان ملتهای مختلف هیچ تمایزی وجود ندارد. هیچ قومی بر قوم دیگر برتری ندارد و هیچ نژادی بر نژاد دیگر و هیچ ملتی بر ملت دیگر و هیچ قبیلهای بر قبیله دیگر. هیچ امتیازی مطلقاً در میان نیست. هیچ شخصی نیز از این دستهها بر دیگری برتری ندارد. این سخن بسیار صریح است. پس خدا چرا ملتها را مختلف قرار داد؟ تا یکدیگر را بشناسند، هر قبیلهای قبیله دیگر را بشناسد و هریک از شما دیگری را بشناسد.
بسیار خوب، حال که یکدیگر را شناختیم، نتیجه چه خواهد بود؟ انسان میل به کمال و اقتباس کمال دارد. بنابراین، وقتی من شما را شناختم و امتیاز شما را دریافتم، کمال شما را اقتباس میکنم و خودم هم کمال مییابم و شما نیز به همین ترتیب، اگر کمالی در من یافتید، از آن تقلید میکنید و کامل میشوید. شناسایی متقابل ابزار همکاری و تواناییبخشی و توانایی گرفتن ـ یعنی داد و ستدـ است. همکاری راه کمالیابی است. انسانها تواناییهای مختلفی دارند و هر گروه توانهای متمایزی دارد که بهگروههای دیگر آن را میشناساند و آنان از توانایی آن گروه آگاه میشوند. به این ترتیب، در میان ملتها حرکت دائمی به سوی کمال ایجاد میشود. بنابراین به تفاوت میان
[99]ه«ای مردم، ما شما را از نری و مادهای بیافریدیم. و شما را جماعتها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هر آینه گرامیترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست.» (حجرات، 13)
