گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
47
به معراج رفت، گروهی را دید که گوشت خود را با قیچی میبرند و میخورند. پیامبر علت آن را پرسید. گفتند اینها غیبتکنندگان هستند. شباهت میان این دو چیست؟ به نظر من شباهت روشن است. زندگی اجتماعی انسان بسته به احترام و اعتماد مردم نسبت به او و به جایگاه اجتماعی اوست، نه به توان جسمیاش. توانایی جسمانی، مربوط به بعد حیوانی انسان است. انسان نیز یک حیوان است و نیروی جسمانی دارد، ولی در این زمینه گاو از او قویتر است. قدرت انسان به خدمات اجتماعی او و در گرو عزت و احترام و اعتماد مردم به اوست. روحانی، معلم، پزشک، حسابدار، وکیل و...، اگر در میان مردم جایگاهی نداشته باشند، هیچ کس به آنان مراجعه نمیکند. وقتی شما بدانید که فلان پزشک مورد اعتماد نیست و دزد است و به ناموس مردم تجاوز میکند یا داروی تقلبی میدهد، آیا خواهر یا همسر خود را نزد او میفرستید؟ محال است چنین کنید. در نتیجه، وجود این پزشک بیفایده و پوچ میشود و هیچ کس از او استفاده نمیکند. درمورد معلم یا فروشنده نیز همینطور است. وقتی بدانید فلان فروشنده جنس تقلبی میفروشد، دیگر از او خرید نمیکنید. چنین افرادی در حقیقت از نظر اجتماعی میمیرند. فردی که دیگران درباره او بدگویی میکنند و عیبهایش را آشکار میکنند، چگونه میتواند در جامعه به دیگران خدمت ��ند؟ با هر کلمهای که بر ضد فردی غایب گفته میشود، در واقع تیری به سوی زندگی اجتماعی او انداخته میشود. آیا اینطور نیست؟ اگر زیاد از کسی بدگویی کنیم، آبروی او بر باد میرود و با هر کلمهای در واقع تکهای از گوشت او را با قیچی میبریم و میخوریم و در واقع گویا ما گوشت بدن خود را میخوریم، چون ما از بدن برادر خود به عنوان نیرویی در جامعه بهره میبریم. بنابراین، غیبت، در واقع، کشتن فرد غایب است، زیرا وقتی فرد احترام و آبرویش را از دست داد، از نظر اجتماعی میمیرد. غیبت یعنی کشتن فرد غایب از لحاظ اجتماعی و سرگرم شدن با خوردن گوشت او، زیرا غیبتکنندگان با غیبت کردن از فرد غایب سرگرم میشوند؛ یعنی مجالس خود را با صحبت کردن درباره دیگران گرم میکنند و سرگرم میشوند و تفریح میکنند. گویا انسان تفریح میکند، سرگرم میشود، غذا میخورد و فرد غایب میمیرد.
بنابراین، وقتی به ظاهر غیبت مینگریم، صحبت کردن و بدگویی است ولی در واقع کشتن فرد غایب و خوردن گوشت برادر است، یا بریدن گوشت او با قیچی و خوردن آن. این تفاوت صوری و ظاهری، در معاد نیز عینیت پیدا میکند. ما میگوییم وقتی از کسی عملی سر زد، در روز قیامت جزای او همان عمل است. به این دو کلمه گوش دهید؛ توجه به این بحث ضروری است. قرآن کریم میگوید: « ﴿ یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفس مَّا عَمِلَت مِن خَیر مُّحضَرًا ﴾ .»[63] نمیگوید جزای عمل را مییابی. میگوید خود عملی را که انجام دادهای، مییابی. کار نیکی را که در این دنیا انجام میدهی، در آخرت حاضر مییابی. به چه شکل؟ به شکل ملکوتی آن، مثل بخار که خود آب است، ولی به شکلی دیگر. در ادامه آیه آمده است: « ﴿ وَمَا عَمِلَت مِن سُوَء ﴾ »[64] و سپس: « ﴿ تَوَدُّ لَو أَنَّ بَینَهَا وَبَینَهُ أَمَدًا بَعِیدًا ﴾ »[65] یعنی جزایی که انسان در روز قیامت میبیند، همان عملِ اوست؛ چه کار خیر و
[63]. «روزی که هرکس کارهای نیک [...] خود را در برابر خود حاضر بیند.» (آل عمران، 30)
[64]. «و کارهای بد خود را [در برابر خود حاضر بیند].» (آل عمران، 30)
[65]. «آرزو کند که ای کاش میان او و کردار بدش فاصلهای بزرگ بود.» (آل عمران، 30)
