گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 372

فلانی را لعنت کند که ده هزار حدیث در احادیث پدرم وارد کرده است.) این احادیث آمیزه‌ای از احادیث معتبر و غیرمعتبر است.
این‌گونه نیست که هر حدیثی که در کتاب آمده باشد، حدیثی صحیح و مستند به امام باشد. اینجاست که دشواری اجتهاد و کشف حدیث صحیح از غیرصحیح روشن می‏شود. مثلاً در روایاتی که درباره زندگی امام حسن(ع) نقل شده، آمده است که ایشان مردی راحت‌طلب بوده و به خوش‌گذرانی و لذت‏جویی می‏پرداخته است، درحالی‌که امام از چنین اتهاماتی مبرّاست. امام امیرمؤمنان علی(ع) درباره ایشان فرموده است: «من تو را جزئی از خود و بلکه تمام خودم یافتم.» این گواهی امامی راست‌گو و تصدیق‏‌شده است بر اینکه امام حسن(ع) همه وجود اوست. بنابراین، نمی‏توان به این‌گونه روایات درمورد زندگی امام حسن(ع) توجه کرد.
درمورد اتهاماتی هم که نسبت به برخورد حضرت زینب، نقل شده است -‌این قهرمان بزرگ کربلا که هرگز از برترین و والاترین مسیر منحرف نشد- باید گفت: ایشان بزرگوارتر و برتر از آن است که چنین اتهامتی به ایشان نسبت داده شود.
اما توضیحاتی که درباره سخنان جناب شیخ علی می‏خواهم مطرح کنم، این است که اولاً: ایشان درباره آیه « ﴿ اَلَّذی خَلَقَ فَسَوّی »[438] تفسیر مشهور را نپذیرفته‏اند و گفته‏اند: «سَوّی» یعنی خدا انسان را راست قامت قرار داد. درست است؛ ولی همان‌طور که بعضی از شب‏های پیش نیز گفتیم، روایاتی که از امامان ما -علیهم السلام- در تفسیر آیات قرآن نقل شده است، بیانگر مصادیق است و قرآن را به یک موضوع خاص محدود نمی‏کند. گویا آنان کوشیده‏��ند تا ذهن خوانندگان قرآن را باز کنند و راه‌های جدیدی برای فهم قرآن به روی آنان بگشایند. مثلاً -شبی دیگر نیز این مثال را مطرح کردم- در آیه کریمه آمده است: « ﴿ وَزِنوا بِالقِسطاسِ المُستَقیمِ »[439] مردم از «قسطاس» معنای ترازوی عادی را می‏فهمیدند، ولی حدیثی آمد و گفت: منظور از قسطاس مستقیم علی(ع) است. بنابراین، منظور این نیست که معنای قسطاس در آیه، منحصر به علی(ع) است، بلکه آیه می‏خواهد بگوید: قسطاس در عین حال که معنای رایجی دارد، که همان ترازویی است که با آن شکر یا برنج یا گندم را وزن می‏کنیم، معنای رایج دیگری نیز دارد که همان وسیله سنجش هرچیزی است. مثلاً مسافت را با مقیاس متر اندازه‏گیری می‏کنند؛ زمین (مساحت) را با مقیاسی دیگر و حرارت و باران و هرچیز دیگری را با مقیاس خاص و مناسب آن می‏سنجند. برای سنجش انسان و حق و عدالت و اسلام و پایداری در زندگی نیز مقیاسی وجود دارد که همان علی(ع) است و همان‌گونه که رسول خدا(ص) فرموده‏اند: «انا میزانُ الأعمال وعَلیّ لِسانُهَ» (من ترازوی اعمالم و علی زبانه آن است.)
بنابراین، اگر انسان بخواهد خود را بسنجد و بداند در چه مرتبه‏ای از حق قرار دارد، می‏تواند خود را با علی(ع) بسنجد و این معنایی درست و طبیعی و روشن است. این معنا نیز در برابر انسان افق‏های گسترده‏ای باز می‏کند؛ به‌گونه‏ای که ��ی‏تواند قرآن را به‌طور گسترده‏تر و با آگاهی بیشتر درک کند.
در آیه « ﴿ الّذی خَلَقَ فَسَوّی »، «سَوّی» به معنای نظام بخشیدن، هماهنگ کردن، مساوی کردن، و اتقان در کار است. مفسران درباره چهار کلمه: «خَلَقَ»، «سَوّی»، «قَدَّرَ» و «هَدی» در آیه پیش و آیه

[438]. «آن که آفرید و درست‌اندام آفرید.» (اعلی، 2)
[439]. «و با ترازویی درست وزن کنید.» (اسرا، 35) و (شعرا، 182)