گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 373

« ﴿ وَالَّذی قَدَّرَ فَهَدی »[440] بحث کرده‏اند. هریک از این کلمه‏ها بیانگر یکی از مراحل آفرینش است: «خلق» به معنای اصل آفرینش هستی است و «سَوّی» یعنی درست‌اندام آفرید. درست آفریدن انسان به این است که راست و درست بایستد و راه برود، درست فکر کند، درست کار کند، و در راه راست حرکت کند. درست آفریدن حیوانات و پرندگان و ماهیان و کوه و دریا نیز به شکلی دیگر است. معنای «فَسَوّی» عام است و هم معنای راست‏قامتی انسان و هم دیگر معانی.
معنای «قَدَّرَ» نیز همین‌طور است. بنابر منطق قرآن: « ﴿ قَد جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیء قَدراً »[441] «قدر» به معنای سببیت و ایجاد سبب برای هر مسبَّب، ایجاد دلیل برای هر مدلول و ایجاد علت برای هر معلول است، یعنی قرار دادن امور در جایگاه خاص خود. رسیدن به هدف، یک‌باره و به‌طور دفعه‏ای نیست و هر هدفی راهی و هر معلولی علتی دارد.
انسانی که می‏خواهد در این جهان راهی را طی کند و در این دنیا زندگی کند، نمی‏تواند اسباب جهان هستی را نادیده بگیرد. انسان نمی‏تواند بدون خستگی و بی‏خوابی و درس خواندن، دانشمند شود، نمی‏تواند بدون تلاش و آگاهی و تجربه تاجر شود. نمی‏تواند بدون ورزش و تمرین قهرمان کشتی شود، چراکه خداوند برای هرچیزی اندازه‏ای مقدر کرده است.
« ﴿ اَلَّذی قَدَّرَ فَهَدی .» هدایت تکوینی همان فطرت راستین موجود در نهاد انسان است که با سیر طبیعی و تکوینی در همه موجودات سازگاری دارد. این بحث چندین بار در جلسات ما مطرح شده است؛ مسئله سجده خورشید و ماه و جهان هستی و اینکه انسان نیز با فطرت و وجدان خویش راه راست را یافته است. انسان فطرتی سالم و پاک و وجدانی دین‏طلب دارد و گفتیم که تاریخ این حقیقت را ثابت می‏کند و قرآن کریم نیز تأکید می‏کند که فطرتی که خداوند مردم را بر آن سرشته است، همان دین است.
نکته دوم، درباره آیه « ﴿ وَ انَّک لَعَلی خُلُق عَظیم »[442] است. من نیز با ایشان درباره توسعه دادن معنای «خُلُق» موافقم. گفته‏اند خُلُق در مقابل خَلق است. خَلق در اصطلاح، آفرینش جسمی را گویند و خُلُق صورت نفس انسان است. بدن انسان هر شکلی داشته باشد، از آفرینش جسم است و نفس انسان هر شکلی داشته باشد، همان خُلُق است.
در حدیث آمده است که شایسته است انسان صبح در آینه نگاه کند و بگوید: «اَللّهُمَّ حَسِّن خُلقی کَما أحسَنتَ خَلقی» (خدایا، همان‌گونه که آفرینش مرا نیکو ساختی، اخلاق مرا نیز نیکوساز.) همان‌گونه که رنگ و شکل چهره و خط‏های پیشانی و چگونگی حرکات و مانند آن جزو آفرینش و خَلق است، هریک از صورت‏های نفس نیز جزو اخلاق است، مانند عاطفه، محبت، بخشندگی، فروتنی، ازخودگذشتگی و مانند آن‌ها. همه حالت‌ها و شکل‏های نفس انسان اخلاق نام دارد، خواه نرمی و انعطاف‏پذیری باشد یا پایداری و شکیبایی و ایستادگی در جنگ یا مهربانی و عذرپذیری و تحمل صبوری و مانند آن‌ها. همه صفات نفسانی، اخلاق انسان را شکل می‏دهد و بی‏گمان پیامبر(ص) در همه ابعاد، اخلاقی عظیم داشت: « ﴿ وَاِنَّک لَعَلی خُلُق عظیم
اخلاق یکی از بخش‏های دین است. دین همان‌طور که می‏دانید، چهار بخش دارد:

[440]. «و آن که اندازه معین کرد. سپس راه نمود.» (اعلی، 3)
[441]. «و هرچیز را اندازه‌ای قرار داده است.» (طلاق، 3)
[442]. «و تو راست خلقی عظیم.» (قلم، 4)