گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
178
میگذارم. آیا نماز این نیست؟ چرا سجده میکنید؟ آیا جایز است که در برابر بزرگترین پادشاهان یا رؤسا سجده کنید؟ سجدههای انسان باید تنها برای خداوند باشد. نمیتوانیم در این دنیا در برابر هیچچیز یا هیچ کس جز خداوند سجده کنیم. این سجده به چه معناست؟
سجده یعنی نهایت فروتنی و تواضع. نماد سجده، قرار دادن پیشانی بر روی زمین است. یعنی خدایا من تسلیم تو و خاکسار درگاه تو هستم و در برابر تو، خود را بر زمین میاندازم و پیشانیام را بر روی خاک میگذارم.
ما در حین نماز با خدا زندگی میکنیم. چگونه با خدا زندگی میکنیم؟ مگر نه این است که در نماز با خدا سخن میگویید؟ مگر در نماز نمیگویید: « ﴿ اِیّاک نَعبُدُ وَاِیّاک نَستَعینُ ﴾ .»[280] با که صحبت میکنید؟ میگویید تنها تو. این «تو» کیست؟ آیا خدا نیست؟ به خدا میگویید تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم. از هیچ کس جز تو یاری نمیخواهم و جز تو را عبادت نمیکنم. بنابراین، شما در نماز با پروردگارتان مناجات میکنید و با معبودتان سخن میگویید و در برابر او به رکوع و سجده میروید.
نتیجه و برآیند همه این اعمال چیست؟ غرور؟ خودبینی؟ در حدیث آمده است: «الغُرورُ شِرکٌ خَفیٌّ» (غرور شرک پنهانی است.) بنده نمیتواند تکبر بورزد. انسان به چه چیزی میخواهد خود را بزرگ بشمارد؟ قرآن کریم میفرماید: « ﴿ وَلاَ تَمْشِ فِی الأرْضِ مَرَحًا إِنَّکَ لَن تَخْرِقَ الأرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً ﴾ .»[281] به چه چیزی میبالیم و خود را بزرگ میشماریم؟ من موجودی هستم که اختیار سود و زیان و مرگ و زندگی و رستاخیز خود را ندارم. هیچچیز ندارم. نگویید: ثروت من، افتخار من، دانش من، بزرگواری من. من و شما که هستیم که چیزی از خود داشته باشیم؟ برهنه به دنیا آمدیم و چیزی نداشتیم و برهنه میمیریم و چیزی با خود نمیبریم.
بنابراین، این شکوه و قدرت و حرکت و تفکر و اقتدار و زکات و ثروت و دانش در دست ما امانت است و برای خودمان نیست. ما امانتدار آنها هستیم. پس چرا غرور داشته باشیم؟ نمازی که در نفس انسان غرور پدید آورد، نماز نیست. نماز آن است که از زشتی و گناه باز دارد. وقتی نماز از زشتی و گناه بازمیدارد که آن را تنها برای خدا و برای تقرب جستن به او بخوانیم.
بنابراین، نماز ما را برای فروتنی تربیت می���کند و به آن عادت میدهد، زیرا وقتی من تعظیم میکنم و سر خود را بر روی خاک میگذارم، حس میکنم که تسلیم پروردگارم و از خود هیچ ندارم: « ﴿ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴾ .»[282] در این هنگام است که حس میکنیم هیچ نداریم و هرچه هست، از آن خداوند است. پس دیگر چرا به این و آن فخر بفروشیم و تکبر کنیم؟ چرا احساس خودبینی داشته باشیم؟ من کیستم که خودبین باشم؟ و به این و آن تکبر کنم و از این و آن انتقام بگیرم و این و آن را مسخره کنم؟ من کیستم؟ موجودی ضعیف و ناتوانم که اختیار سود و زیان خود را ندارد.
این چکیده مفهوم نماز است، ولی هرگز بدان معنا نیست که در برابر دشمنان و ستیزهجویان، ضعیف و ناتوان باشیم، زیرا قدرت ما به خداوند است نه به خودمان.
[280]. «تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.» (فاتحه، 5)
[281]. «به خودپسندی بر زمین راه مرو، که زمین را نخواهی شکافت و به بلندی کوهها نخواهی رسید.» (اسرا، 37)
[282]. «بگو: نماز من و قربانی من و زندگی من و مرگ من برای خدا، آن پروردگار جهانیان است.» (انعام، 162)
