گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
173
بر بعضی برتری داد.» که در آیه بعد، از آن با عنوان درجه یا مرتبت یاد میکند. دلیل دیگر این است که «و [نیز] از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند.» چرا از اموالشان خرج میکنند؟ این نیز بحثی مفصل است، چراکه گاه زن کار میکند.
بنابراین، اگر ازدواج عادی و بدون شرط و توافق قبلی باشد، مرد «قوّام» است و نظر او مقدم میشود. البته این بدان معنا نیست که او حاکم مطلق و ارباب خانه و خدایی کوچک باشد، آنگونه که در گذشته چنین بود. اینها مفاهیمی اسلامی نیست. هرگز.
اگر با یکدیگر توافق کردند، یعنی گفتند کارها را تقسیم کنیم و در این شرکت که نام آن ازدواج است، کارهای داخل خانه در اختیار زن باشد و کارهای بیرون خانه در اختیار مرد، و مرد در کارهای خانه دخالت نکند و امور خانه به دست زن باشد و زن نیز در کارهای بیرون خانه دخالت نکند و به دست مرد باشد، ممکن است اینگونه توافق شود.
فاطمه و علی -علیهما السلام- اینگونه توافق کردند و بر همین اساس کار میکردند. فاطمه کدبانوی خانه بود و امام در خانهاش مهمان بود. فاطمه همه کارهای خانه را انجام میداد. امیرمؤمنان علی(ع) میفرماید: فاطمه در خانه کار میکرد: «خانه را جارو میکرد و به لباسهایش غبار مینشست، با آسیاب دستی آرد میکرد و دستانش تاول میزد. آشپزی میکرد. آیا با گاز؟ روشن است که نه! آنها از هیزم استفاده میکردند با چوب و علف آتش روشن میکردند و در نتیجه بدنش سیاه میشد. به خاطر این کارها آسیب بسیاری به او رسید.» این حدیث از امیرمؤمنان نقل شده است.
فاطمه(س) در خانه کار میکرد و به خاطر کار در خانه آسیب دید. حتماً کارهای خانه زیاد بوده است. امیرمؤمنان(ع) مهماننواز بود. بسیاری اوقات پیامبر جماعتی از اصحاب را همراه خود میآورد تا در خانه امام غذا بخورند.
در نتیجه فاطمه(س) آسیب بسیاری دید و نزد رسول خدا رفت تا ��لایه کند و خدمتکاری درخواست کند. بار اول که رفت، دید پدرش در بین گروهی از اصحاب است. فاطمه حیا کرد و برگشت.
پیامبر پس از آن به خانه او رفت. یعنی به اتاق او رفت؛ خانهای در کار نبود. دید فاطمه در بستر خوابیده و پارچهای روی صورتش انداخته است. پیامبر کنار فاطمه نشست و از او پرسید چه میخواستی؟ امام به پیامبر گفت: ای رسول خدا، فاطمه در اثر کارهای خانه آسیب بسیاری دیده است. میخواست این مشکل را با شما در میان بگذارد تا شاید شما برای او خدمتکاری پیدا کنید. رسول خدا(ص) فرمود: بیا به تو چیزی بیاموزم. بعد از نماز 34 بار بگو «الله اکبر»، 33 بار بگو «الحمدلله»، و33 بار بگو «سبحان الله.»
مقایسه کنید! او چه درخواست کرد و پیامبر چه پاسخی داد. سپس به فاطمه فرمود: آیا خشنود شدی؟ گفت: آری، ای پدر! با آنچه به من آموختی، از خدا و رسول خدا خشنود شدم.
این همان تسبیح حضرت زهراست که ما پس از نمازهایمان میگوییم که یکی از آموزههای رسول خدا به فاطمه زهرا(س)ست. فاطمه - سلامالله علیها- فرزندی به دنیا آورد و کارهای خانه بیشتر و سختتر شد. برای بار دوم نزد رسول خدا آمد. پیامبر به او فرمود: «دخترم! در مسجد دویست یا سیصد نفر هستند که نان شب ندارند. من چطور میتوانم برای تو خدمتکار بیاورم. امت در فقر به سر میبرد. در آغاز ظهور اسلام فقر شدیدی حکمفرما بود. پیامبر چیزی برای خوردن نداشت. او [از گرسنگی] سه روز سنگ
