گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 176

فاطمه(س) و نماز (بخش اول)

بسم‌الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین والصلوة والسلام علی سید خلقه وسید رسله محمد وآله الطاهرین.
درباره خطبه حضرت فاطمه زهرا(س) صحبت می‏کردیم و به عبارتی رسیدیم که در آن، فاطمه فلسفه دین اسلام را بیان می‏کند و درباره دلایل واجبات و احکام و نتایج آن‌ها سخن می‏گوید.
درباره این جمله ایشان بحث کردیم که: «فَجَعَلَ اللهُ الإیمانَ تَطهیراً لَکُم مِن الشِّرکِ» (خداوند ایمان را برای پاک شدن شما از شرک قرار داد.) و گفتیم که این جمله کوتاه و ساده، معانی بسیار ژرف و بزرگی دارد. جمعه گذشته تا حدودی در این‌باره صحبت کردیم و دانستیم که انسان برای آنکه عطا و کارآمدی داشته باشد و برای آنکه در زندگی‏اش بتواند عمل کند و نیرویی بزرگ باشد، باید تنها به یک سو حرکت کند و تنها یک انگیزه داشته باشد. اگر این انسان مؤمن باشد، با همه توان در راه خشنودی خدا و خدمت به خدا، در قالب خدمت به مردم، حرکت می‏کند و در زندگی خود تأثیر‏گذاری و عطای فراوان خواهد داشت و گرامی خواهد زیست. اما انسان مشرک چون به بیش از یک جهت گرایش دارد و در کارهایش بیش از یک انگیزه دارد، از درون ویران است و شخصیتی پراکنده و تجزیه‏شده دارد و نمی‏تواند عطا و بازدهی داشته باشد. با چند مثال ثابت کردیم که انسان یا حیوان، حتی یک مرغ، اگر در یک مسیر و به یک سو حرکت کند، چگونه در او نیروهای عظیمی پدید می‏آید. بدین‌ترتیب، سخن فاطمه زهرا(س) را چنین خلاصه کردیم که شرک، نوعی بیماری روانی در انسان است که هیچ بیماری‌ای بدتر و خطرناک‏تر از آن نیست، زیرا شرک، وجود انسان را تجزیه و پراکنده و نابود می‏کند و از عطا و کارآمدی و بخشندگی بازمی‏دارد. بنابراین، شرک بیماری است و ایمان موجب پاک شدن انسان از این بیماری می‏شود و بدین‌ترتیب، مفهوم بلند و بزرگی که فاطمه فرموده است، برایمان روشن می‏شود. در این‌باره تا اندازه‏ای صحبت کردیم و آن را درک کردیم.
فاطمه در ادامه سخنان خود به نتایج و پیامدهای عبادت می‏پردازد. نماز واجب شده است تا مؤمنان خود را تمرین دهند و عبادت و بندگی خدا را درک کنند. روزه و حج و هر واجب دیگری نیز اسباب و نتایجی دارد. فاطمه این سخنان را کجا می‏گوید؟ در مسجد و در حضور نمازگزاران. می‏خواهد بگوید، ای مسلمانان! این نمازها و عباداتی که بر شما واجب شده است، برای آن نیست که به نماز خواندن عادت کنید و نمازتان معنا و روح خود را از دست بدهد و به عادت و یک مراسم عبادی و عمل ظاهری تبدیل شود.
خدا به این سبب نماز را بر شما واجب کرده است که نماز شما را از کار زشت و ناپسند بازمی‏دارد و این نص قرآن کریم است که باطل به هیچ وجه در آن راه ندارد: «﴿إِنَّ الصَّلوةَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَرِ»[279] پس ای گروه مسلمانان شما را چه شده است که نماز می‏خوانید، ولی حق دیگران را غصب می‏کنید؟ نماز می‏خوانید، ولی حق را از جایگاه خود کنار می‏زنید؟ نماز می‏خوانید، ولی اهل حق را وامی‏گذارید؟
فاطمه، خطاب به جمعیتی که در مسجد به سخنان او گوش می‏دادند، می‏گوید: تصور می‏کنید

[279]. «نماز آدمی را از فحشا و منکر باز می‌دارد.» (عنکبوت، 45)