گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 179

در اینجا دوست دارم توجه شما را به اصطلاح رایج «اعتماد به نفس» جلب کنم. اعتماد به نفس یعنی چه؟ می‏گویند فلانی اعتماد به نفس دارد، بی‏باک و شجاع است. اعتماد به نفس با غرور متفاوت است. توکل و اعتماد به خدا نوعی کمال است، یعنی وقتی من با تعارضی روبه‌رو می‏شوم، وقتی وارد نبردی می‏شوم، وقتی دچار بلا و گرفتاری می‏شوم، وقتی مشغول زندگی و کار هستم، اگر به خدا تکیه داشته باشم، قوی و نیرومندم. به واسطه توکل به خدا قوی هستم، ولی فروتنی و تواضع دارم. به این نکته و به این نتیجه توجه دارید؟
درحالی‌که اگر انسان به خودش تکیه داشته باشد، یعنی مغرور باشد، میان حق و باطل فرق نمی‏گذارد و گاه به راه حق می‏رود و گاه به راه باطل، زیرا تنها بر خودش تکیه دارد. اما اگر به خدا تکیه داشته باشد، فروتن است نه خودبین و جز در راه حق قدم نمی‏گذارد، زیرا می‏داند که خدا او را در راه باطل یاری نمی‏کند.
بنابراین، نماز تمرینی است برای اصلاح و تربیت صحیح بندگان. نماز کارخانه‏ای است برای آنکه انسان را به زیور فروتنی آراسته کند. نماز یعنی زندگی با خدا و به دست آوردن صفات او. می‏دانید انسان از نماز چه چیزی کسب می‏کند؟ قوی بودن در راه خدا و ناتوان بودن در راه باطل، و نه در برابر باطل. نماز وسیله عروج مؤمن است و او را از زشتی و گناه بازمی‏دارد.
فاطمه(س) این سؤال را مطرح می‏کند که ای مردم! چگونه نماز می‏خوانید، ولی از توطئه‏ها و ترفندها می‏هراسید؟ چگونه نماز می‏خوانید، ولی نسبت به حق پایمال‏شده سکوت می‏کنید؟ دیروز خلافت را غصب کردند و امروز فدک را؛ این هدیه پدرم که روزیِ فرزندانم در آن است. ولی شما سکوت کرده‏اید. همه شما سفارش‏های پیامبر را شنیده‏اید. پس چرا خاموشید؟ گروهی از شما به سبب طمع و گروهی به سبب ترس سکوت کرده‏اید. گروهی سود می‏برید و گروهی می‏ترسید. نمازگزاری که در اثر پیوند با خداوند، قوی و با اقتدار است، نه می‏ترسد و نه طمع می‏ورزد. چرا نمی‏ترسد و طمع نمی‏برد؟ چون قوی و نیرومند است. انسانی که نماز می‏خواند، در واقع روزی پنج بار با خدا ارتباط دارد. این‌طور نیست؟ آیا شما در نمازتان با خدا ارتباط ندارید؟ آیا با او سخن نمی‏گویید؟ آیا نمی‏گویید: «تنها تو را می‏پرستیم و تنها از تو یاری می‏جوییم؟» اگر خدا درون شما و در برابر شما حضور نداشته باشد، نمی‏توانید بگویید «تو را می‏پرستیم.» باید بگوییم «او را می‏پرستیم.» این‌طور نیست؟ وقتی می‏توانید خطاب به خدا صحبت کنید که خود را در پیشگاه خدا ببینید و کسی که در ارتباط با خدا و در محضر خدا و همراه با خداست، چنین فردی، در راه حق قوی و نیرومند است و انسان قوی نمی‏ترسد و طمع نمی‏برد، زیرا طمع ناشی از فقر روحی و روانی است. کسی که از درون فقیر باشد، از دیگران می‏خواهد نیاز و ناتوانی او را برطرف کنند. چنین انسانی کجا می‏تواند قوی باشد و ترسو و پیمان‌شکن نباشد؟ فاطمه می‏پرسد: آیا نماز نمی‏خوانید؟ آیا نماز، شما را از گناهان بازنمی‏دارد؟ آیا نماز، فقر و ناتوانی شما را برطرف نمی‏کند؟ پس چرا ساکت مانده‏اید؟
روشن است که عبادت شما، جوهر و روح خود را از دست داده است. درود خدا بر تو ای فاطمه! گویا پس از 1340 سال، خطاب به ما سخن می‏گویی! گویا هفتاد سال پیش، این سخنان را گفته‏ای! گویا همین امروز برای ما صحبت می‏کنی و خطاب به ما