گام به گام با امام موسی صدر جلد 6

جلد: 6
صفحه: 216

تلخی توافق نداشتن با یکدیگر رنج بردند و هزین? گزافی که هر کشوری در جنگ می‌پردازد، متحمل شدند، اکنون باید با یکدیگر همفکری کنند و بر سر حداقل‌ها توافق کنند. این حداقل‌ها همان میثاق اجتماعی سیاسی به شکل عام است و بدین‌ترتیب، آشتی تحقق می‌یابد.

در جلس? مجلس شیعیان مقرر شد دبیرخانه‌ای برای پیگیری طرح آشتی ملی ایجاد شود.

در مثل آمده است: « آزموده را آزمودن خطاست. » [94] لبنان پنجاه سال است که نسل اندر نسل، از ظلم همین رجال سیاسی در عذاب بوده است. این ها چطور می توانند به طور هم زمان هم تخریب کنند و هم اصلاح؟

یکی از بیماری‌های اصلی لبنان، فرقه‌گرایی است. فرقه‌گرایی از نظام فئودالیسم حمایت می‌کند و رهبران سیاسی را تقدیس می‌کند. برخی از رهبران سیاسی یا آنچه خاندان سیاسی نامیده می‌شود، تفکری مبتنی بر مالکیت دارند؛ یعنی فکر می‌کنند کشور برای آنان است و از نظر اهمیت در درجه‌ای بعد از آنان قرار دارد. این‌گونه افراد که خود را اصل و اساس به حساب می‌آوردند، در حفظ منافع خود بسیار موفق بودند و حفظ کشور برای آنان مهم نبود. امّا اکنون و پس از آنکه بین منافع کشور و منافع آنان تعارض به وجود آمد، و به دیگر سخن، پس از آنکه بین بقای کشور و منافع آنان تعارض پدید آمد و این حقیقت آشکار شد، چاره‌ای نیست جز آنکه از راه گفت‌وگو میان هم‌وطنان، نظامی نو پایه‌گذاری کنیم که کشور و موجودیت آن را حفظ و نیازهای فزایند? آن را برآورده کند.

بسیاری از احزاب چپ گرا و دیگر گروه هایی که در حوادث اخیر با حزب کتائب جنگیدند، فکر می کردند شما در کنار آنان در یک سنگر خواهید ایستاد و بر ضد حزب کتائب اقدام می کنید. این گروه ها به شما اعتراض کردند، زیرا شما تلاش کردید نقش میانجی داشته باشید!

درحقیقت موضع ما در مخالفت با خشونت و با به کارگیری اسلحه و روش‌های تروریستی، در جریان حوادث و پس از آن روشن بود و بلکه مهم‌ترین علت برپایی تحصن نیز همین بود. بله، من در برابر اختلافات اساسی که در مواضع ما وجود دارد، برخورد تند و تنش‌زا در حد قهرهای کودکانه نکردم. افزون بر آن، همان‌گونه که گفتم، همواره حوادث را معلول توطئه می‌دانسته‌ام. بنابراین، موضع‌گیری‌های تنش‌زا - نه موضع‌گیری‌های قاطع - موجب شدت یافتن بحران می‌شود و آن را به حد انفجار نزدیک می‌کند.

در ابتدای شکل گیری جنبش محرومان شما تقریباً به احزاب جناح چپ نزدیک بودید و با آنان اتفاق نظر داشتید و پس از آن از آن ها جدا شدید. با توجه به اینکه بین جنبش شما و اندیشه ها و مطالبات جناح چپ تشابه وجود داشت، چه عواملی سبب این جدایی شد؟

همواره و به‌ویژه در این شرایط نخواسته‌ام نسبت به آنچه گفته می‌شود، واکنش عاطفی و هیجان‌آمیز نشان دهم؛ ولی حقیقت این است که من چپ‌گرا نیستم و هیچ‌گاه نبوده‌ام، همچنان‌که بیش از همه از جناح راست دور بوده‌ام. من به دنبال عبارتی اصیل برای رفتار و عملکرد خود می‌گشتم و عبارت «صراط مستقیم» را مناسب آن یافتم. من در جنبش


[94].?من جرّب المجرب یکون عقله مخرب.