گام به گام با امام موسی صدر جلد 6
محرومان براساس اصل ایمان به خداوند در مفهوم درست آن - که از خدمت به رنجدیدگان جدا نیست - عمل کردم و در نتیجه در زمین? خدمت به محرومان با چپ اتفاقنظر پیدا کردم، البته براساس دو مبنای متفاوت و این نمونهای از وجود اشتراکها و تفاوتها در کنار یکدیگر است. به عقید? من هنوز زمینه برای توافق با چپ وجود دارد و من علت حمل? برخی از آنان به خودم را نمیفهمم. امیدوارم این عده با فئودالیسم و جناح راست متحجر که این روزها حملات تندی بر ضد من میکنند، همسو و متحد نشوند. در اساسنام? جنبش محرومان تأکید کردهام که من مردم را دستهبندی نمیکنم و از همکاری با افراد یا گروههایی که به برطرف کردن محرومیت و انواع ستم از مردم ایمان دارند و برای ساختن فردایی بهتر تلاش میکنند، دریغ نمیکنم.
در عرص? سیاسی لبنان می بینیم که احزاب به معنای سکولار آن وجود ندارند. با توجه به اینکه محرومان در هم? فرقه ها وجود دارند، چرا جنبش آنان به یک حزب سیاسی تبدیل نمی شود؟
حزب باید وضعیتی دیگرگونه در برابر وضعیت کنونی جامعه پیشنهاد کند. و جامعه نیازمند قواعد اقتصادی و سیاسی و حتی ایدئولوژیک است و مشکل نیز همینجاست؛ چراکه اتخاذ قواعد فلسفی و سیاسی و اقتصادی، به اختلاف میان هموطنان دامن میزند و در نتیجه میزان گرایش تودهها به آن حزب محدودتر میشود. شاید این مسئله ناشی از باورهای جامع? لبنانی و ملاحظهکاری آن است که به حد وسواس میرسد. در نتیجه بحث دربار? این قواعد بحثی تئوریک و به دور از واقعیتهای کنونی به نظر میرسد که مربوط به تالارهای گفتوگوست. ترس من از تشکیل حزب از اینجاست، افزون بر آنکه من در مسائل سیاسی تخصص ندارم. امیدوارم این جنبش فضای سیاسی را اصلاح کند و برای فعالیت سیاسی، قواعدی ثابت و ناظر بر نیازهای حقیقی مردم ارائه دهد و در نتیجه زمینهای برای تشکیل احزاب گوناگون ملی فراهم کند.
همچنین می گویند هدف حقیقی از تشکیل جنبش محرومان، فرو نشاندن خشم جامعه و سلب موقعیت از چپ است.
در همین گفتوگو دو پاسخ به این سؤال مطرح شد. نخست اینکه جنبش محرومان پیش از من بوده و پس از من نیز خواهد بود و من تنها در برههای از زمان و بنابر احساس مسئولیت دینی و ملی و به سبب پایبندی به سوگند خود، به آن پیوستم. پاسخ دوم نیز همان است که شما نقل کردید که برخی گروهها مرا متهم میکنند که من از سال 1970 و دقیقاً در روز اعتصابْ مردم را تحریک کردم و به آشوب فراخواندم. بنابراین، هریک از این دو اتهام، دیگری را رد میکند. درحقیقت در مواضع ما تفاوت وجود دارد. در برخی موارد جنبش محرومان تندروتر از چپ ظهور میکند؛ همانطور که در مسئل? دفاع از جنوب و حمل اسلحه و ماندن در روستاهای مرزی با وجود خطرهای فراوان آن دیدید. در برخی موارد، جنبش معتدل عمل میکند و چهبسا در مواردی دیگر محافظهکار به نظر برسد. این همان معنای اصالت و استقلال است. نکت? دیگری که میتوانم اضافه کنم این است که من هیچ هدف سیاسی ندارم تا بخواهم تودهها را گرد خود جمع کنم، و شاید شما تعجب کنید که من از فعالیت سیاسی بیزارم، ولی به مقتضای هدف دفاع از محرومان و به مقتضای اوضاع ویژ?
