گام به گام با امام موسی صدر جلد 6
را با هم میسوزاند، نجات داد و بین آن روز که شعار تهدید به اشغال کاخها مطرح شد با حوادث امروز پنج سال فاصله است.
حوادث اخیر خشم دوسویه ای نسبت به شیعه در لبنان پدید آورد: مارونی ها به این علت که از شیعیان انتظار داشتند پشتیبان آنان و یا بی طرف باشند، ولی شیعیان در رأس کسانی بودند که اسلحه حمل کردند؛ جناح راست لبنان نیز به دلیل رواج یافتن تفکرات چپ در میان شیعیان با آنان دشمن شده است!
به نظر من شیعه عنصری معتدل و ملیگرا و دارای تسامح است. ولی از آنان چه میخواهند؟ که در کشوری زندگی کنند که سطح زندگی مردم در مناطق نزدیک به یکدیگر حدود بیست برابر اختلاف دارد؟ یا اینکه اعتراض نکنند اگر یک فرد تحصیلکرده پس از آنکه خانوادهاش سختترین مشکلات را تحمل کردند تا او تحصیل خود را تمام کند، به سبب توهمات پوچ فرقهای از فرصتهای شغلی محروم بماند؟ شیعیان با این اوضاع چه کنند؟ منطق? اصلی آنان یعنی جنوب را بدون دفاع در برابر تجاوزهای پیاپی اسرائیل رها کردند و حتی به خود آنان اجازه ندادند در راه دفاع از وطن خود شرافتمندانه بمیرند! سپس شروع به بیتوجهی به آنان کردند و اوضاع نامطلوبی را بر آنان تحمیل کردند و بهای توتون آنان را غصب و بودج? منطق? آنان را صرف مناطق دیگر کردند و زندگی آنان را از رونق انداختند و پس از آنکه به بیروت مهاجرت کردند، امنیت را از آنان سلب کردند. من بیصبرانه در انتظار روزی هستم که حقیقت آنچه در شیاح و تلالزعتر رخ داد، فاش شود. معروف است که شصت درصد از ساکنان تل الزعتر شیعه و بقیه فلسطینیاند. در نبعه نیز همینطور است. پس از آنکه شیعه را از همهچیز محروم کردند، از آنان چه میخواهند؟ هرکس دیگری به جای آنان بود، چندین برابر آنچه آنان انجام دادهاند، انجام میداد و عملاً نیز دیگران کارهای بسیاری انجام دادند. … بهتر است به شمال و شرق و پایتخت لبنان توجه کنیم تا اعتراف کنیم که شیعه، معتدل و ملیگرا و اهل تسامح است.
برخی مسئولیت محرومیت را در مناطق شیعی به گردن رهبران و نمایندگان شیعه می اندازند.
من این را انکار نمیکنم ولی میدانم که ما در کشوری دموکراتیک زندگی میکنیم. برخی از دستگاههای دولتی مسئول آبادانی و توسعه و برخی دیگر مسئول اجرای عدالت و فراهم کردن فرصتها هستند و خوب است بدانید که دولت مرکزی به طور غیرمستقیم برخی نمایندگان را به این مناطق تحمیل میکند.
دوباره به حوادث اخیر برگردیم. جناب عالی در طی این حوادث به سبب تشکیل سازمان امل مورد خشم و اعتراض مسیحیان قرار گرفتید، از این جهت که برای یک عالم دینی جایز نیست که نیروی شبه نظامی داشته باشد. شیعیان نیز شما را متهم کردند به اینکه در قبال بمباران شیاح اهمال کرده اید و موضع گیری جنجالی نداشته اید و بمباران کنندگان را فاش نکرده اید.
هر موضع اصیل و مستقلی اگر در وضع عمومی تأثیرگذار باشد، مورد حمل? طرفداران دیگر مواضع قرار میگیرد. اگر من مشت آهنین داشتم، این جنگ داخلی را متوقف میکردم یا حداقل از سرایت آن به شیاح جلوگیری میکردم، ولی در برابر قرنها
