گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
موضوع: سخنرانی ــ چرا مسلمانان از کاروان پیشرفت علمی و مادی عقب ماندند؟
مکان و تاریخ: 19/12/1970
مناسبت: سلسله درسهایی برای فرهیختگان.
منبع: نوار صوتی آرشیو جنبش أمل؛ آرشیو مجلس اعلای شیعیان
در این جلسه امام موسی صدر مباحث جلسه مورخ 1/12/1970 را ادامه دادند و در پایان به بسیاری از پرسشها درباره آگاهی و کار و مارکسیسم و دخالت در سیاست پاسخ گفتند.
متن
بسم الله الرحمن الرحیم
وعده داده بودیم که امشب به همه پرسشهای رسیده پاسخ خواهیم داد تا در هفته آینده به موضوعی دیگر بپردازیم. موضوع بحث هفته آینده ما إنشاءالله موضوع کار در اسلام است و ما نظر اسلام را درباره کار از جنبه اقتصادی و انسانی مطرح خواهیم کرد. برای تکمیل بحث علل عقبماندگی مسلمانان به پرسشهای باقیمانده پاسخ میدهیم. ولی پیش از پاسخ به پرسشها بحث گذشته را به اختصار تکمیل میکنیم.
فکر میکنم که در بحثمان به نقطه انحراف نخست رسیدیم. این نقطه همان نقطه گرفته شدن جامعه اسلامی از مسلمان است؛ جامعهای که او را از انحراف بازمیداشت؛ جامعهای که فرصتهای برابر در اختیار انسانها میگذاشت.
ما نظر اسلام را درباره این موضوع مشخص بیان کردیم. گفتیم که در نتیجه از بین رفتن آن جامعه، انحرافاتی پدید آمد. این انحرافات به انحرافات دیگری انجامید و حتی کار به جایی رسید که خلافت اسلامی در ایام معاویه سقوط کرد و خلافت به پادشاهی تبدیل شد و نظام اسلامی به امپراطوری جدیدی در جهان تبدیل شد که نام آن امپراطوری مسلمانان است و این امپراطوری جانشین خلافت اسلامی شد و با قدرت استمرار برخی دستاوردهای جزئی باقی ماند، ولی دستاوردهای مهمتر و عمیقتر از بین رفت.
علت اصلی این انحراف به علل دیگر منجر شد و آن علل هم به بحرانها و انحرافات دیگری تبدیل شد که از یکدیگر زاده شدند. برای مثال گفتیم که یکی از انحرافاتی که در نتیجه توزیع اموال بدون آنکه در مقابل کار باشد، پدید آمد، این بود که نیروهای انسانی در جامعه اسلامی تعطیل شدند. طبیعتاً، رشد و شکوفایی و زایندگی و صلابت جامعه بدون استمرار کار و ایثار دوام نمییابد. رفاهزدگی هر جامعهای را تهدید میکند و اموال بلاعوضی که پس از وفات پیامبر به مسلمانان داده شد، آنان را به رفاهزدگی عادت داد. در اینجا کمی تأمل میکنیم تا دریابیم که این مشکل به صورت جزئی در جامعه ما نیز وجود دارد، تا اینکه بتوانیم این بیماری را به همان شکل که اسلام خواسته است، معالجه کنیم. اسلام نمیخواهد که ثروت را برای رفاه زندگی انسان فراهم کند. این نه برای آن است که اسلام رنج بردن انسان و رفاه نداشتن او را خواسته باشد، بلکه برعکس، رفاه و برخورداری و زندگی و لذتهای آن
