گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 475

مشکل ‌چهارم‌ که ‌مشکل ‌اساسی را تبیین می‌کند، مشکل ‌نژاد و نژادپرستی ‌و فرقه‌گرایی‌ است. شک ‌نیست‌ که‌ این‌ مشکل بسیار عمیق ‌است. راه ‌اساسی‌ درمان ‌آن را ‌نیز ‌حکومت‌ باید بیندیشد. اما ما در چارچوب خودمان می‌توانیم این مشکل را حل کنیم.

مشکل فرقه‌گرایی ‌این ‌است‌ که ‌ما از خانواده ‌و فرقه خود جانبداری‌ کنیم. مثلاً ‌از پسرعمویمان، ‌چه ‌برحق‌ باشد و چه ‌بر باطل، جانب‌داری ‌کنیم ‌و به ‌جای‌ جانب‌داری ‌از حق، از خانواده‌مان ‌جانب‌داری‌ کنیم. این، انحراف ‌است و تثبیت‌ و تحکیم‌ انحراف. ما باید از این‌ حالت ‌اجتناب ‌کنیم‌ و گرفتار آن‌ نشویم‌ و حق‌ را بگوییم، هرچند خانواده ‌ما را خوش ‌نیاید و حتی ‌اگر به‌ منزوی کردن ‌خانواده ‌ما و یا گرفتاری‌های‌ دیگر بینجامد. اگر می‌خواهیم‌ جامعه‌ای ‌بسازیم‌که ‌از انسان ‌مسلمان‌ صیانت ‌کند، باید شخصاً ‌از نتایج این‌ مشکلات ‌پرهیز کنیم. مشکل‌ اینجاست.

مشکل ‌نژادپرستی ‌در جامعه ‌اسلامی، مشکل ‌دوران‌ جاهلیت ‌است ‌که ‌اسلام ‌به‌ شدت ‌با آن ‌مبارزه ‌کرد. این‌ مشکل ‌بار دیگر در زمان‌ خلیفه ‌سوم‌ و به ‌سبب‌ موضع ‌وی ‌در برتری‌ دادن ‌بنی‌امیه‌ بر دیگران‌ و اختصاص ‌اموالی ‌ویژه ‌برای ‌آنان، به ‌عرصه ‌جامعه ‌اسلامی ‌بازگشت. بنابراین‌، کسی ‌که ‌می‌خواهد این ‌مشکل ‌را درمان‌ کند، باید با ریشه‌های ‌این مشکل در درون‌ خودش‌ هم مبارزه ‌کند.

درباره‌ تحریک‌ نیروها و تعطیل ‌نکردن‌ آن‌ها و گردآوری‌ شاخه‌ها و شعبه‌های‌ نیروها، چنان‌که‌ پیش‌تر گفتم‌، کنار زدن ‌زن ‌از تحرک ‌اجتماعی ‌نیز خطاست ‌و باید با راه‌حل‌های‌ جزئی ‌و دقیق‌ و شناخته‌شده‌ درمان‌ شود. اما راه‌حل ‌اساسی، چنان‌که ‌گفتم ‌و همه ‌ما درک‌ کرده‌ایم، برپایی ‌جامعه ‌اسلامی ‌است. جامعه ‌اسلامی ‌نیز جز با آگاهی ‌عمومی ‌و وجود دولت ‌اسلامی‌ برپا نمی‌شود و این‌ مرحله ‌پس ‌از آگاهی‌بخشی ‌سامان ‌می‌یابد، یعنی ‌پس ‌از اینکه‌ ما اسلام ‌را شناختیم ‌و مطمئن ‌شدیم‌ که اسلام‌ را شناخته‌ایم. شناخت ‌اسلام‌ نیز برای ‌تشکیل‌ فضای ‌مناسب ‌برای‌ این‌ دعوت ‌است.

آگاهی‌بخشی ‌و کار فرهنگی ‌در زمینه‌ تحولات ‌اقتصادی ‌در تاریخ‌ فراوان‌ رخ ‌داده است. ده‌ها بار در اروپا و مشخصاً فرانسه و دیگر کشورهای ‌اروپایی‌ اتفاق‌ افتاده‌ و پس‌ از زمینه‌سازی ‌و آگاهی‌بخشی، تحولات ‌اجتماعی مهمی‌ رخ‌ داده ‌است. اما تلاش ‌برای ‌نیروسازی ‌پیش ‌از آمادگی‌ و آگاهی‌بخشی ‌و درک ‌اوضاع، کاری‌ بسیار دشوار است. از خدا می‌خواهیم ‌که ‌افتخار این‌ هر دو کار و هر دو مرحله ‌را به‌ ما بدهد. اما از وظیفه‌ آگاهی‌بخشی ‌و تحرک ‌فرهنگی ‌و احساس ‌اینکه اسلام می‌تواند مشکلات ‌ما را حل ‌کند، آغاز کنیم. این ‌امر به مطالعه‌ و آگاهی‌بخشی‌ گسترده‌ نیاز دارد.

امروز در برابر ما هزاران ‌مشکل‌ وجود دارد، چنان‌که ‌در برابر حاکمان ‌نیز مشکلات ‌فراوانی ‌وجود دارد. درباره ‌انقلاب‌ الجزایر برای ‌شما سخن گفتم. این ‌انقلاب ‌از منبع ‌اسلام‌ تغذیه ‌می‌کرد. انقلاب ‌الجزایر پس ‌از تقدیم‌ قربانیان‌ فراوان‌ و پس ‌از هفت ‌سال ‌مبارزه‌ سخت‌ و شاید یک‌صد سال ‌مبارزه ‌آرام ‌به ‌پیروزی ‌رسید. حکومت انقلابی‌ الجزایر که ‌پس ‌از پیروزی ‌روی ‌کار آمد، خود را در برابر مشکلات ‌فراوان ‌دید. یکی ‌از این ‌مشکلات‌ این ‌بود که 90 درصد اراضی ‌الجزایر تحت ‌تملک ‌فرانسوی‌ها بود. مشکل ‌دیگر ‌بیکاری ‌بود. مشکل‌ دیگر ‌انحصار سرمایه‌ها در دست ‌عده‌ای ‌اندک‌ بود. مشکل ‌دیگر ضعف ‌امکانات ‌دولت ‌در ایجاد اشتغال ‌برای‌ مردم ‌