گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
بود. دولت الجزایر در پی درمان اسلامی این مشکل برآمد، ولی ضعف فرهنگ اسلامی سبب شد که تجربههای دیگران را سرمشق خود قرار دهد. من یک سال پس از پیروزی انقلاب الجزایر در این کشور بودم. من شاهد بودم که رئیس دانشگاه بولونیا در الجزایر حضور داشت و سوسیالیسم علمی را تدریس میکرد. یعنی رهبران الجزایر را با سوسیالیسم علمی یا کمونیسم آشنا میکرد.
ما که اکنون راهحلهای سرمایهداری یا سوسیالسیم یا کمونیسم و مانند آن را میشناسیم، همانگونه که راهحلهای فلسفی و اجتماعی و اقتصادی مشکلات زندگی معاصر را شناختهایم، باید عملاً در پی یافتن راهحلهای اسلامی این مشکلات برآییم تا به تجربه شکستخورده و ناکام دیگران گرفتار نشویم. در گام نخست باید به آگاهیبخشی روی آوریم. تلاش ناچیز من هم در این جلسات کافی نیست و نیازِ تحرک طبقه تحصیلکرده برای تحقیق و جستوجو را برطرف نمیکند. من از حضار محترم در این جلسه و بهویژه، تحصیلکردگان درخواست میکنم که جستوجو و مطالعه کنند و موضوعاتی را آماده کنند. در آینده نزدیک در همین جلسات فرصتی فراهم میآوریم که در هر جلسه یکی دو نفر به بررسی مشکل یا موضوعی بپردازند و تعداد جلسات را هم به دو یا سه جلسه در هفته افزایش میدهیم تا هر یک از جوانان عزیز ما موضوعی یا مشکلی را مطرح کنند. مثلاً درباره مشکل قیمتگذاری و راهحل اسلامی مشکل قیمتگذاری بحث کنند. در هر جلسه یکی از جوانان که موضوعی را مطالعه و بررسی کرده، میآید و در جای من مینشیند و من نیز در کنار حضار مینشینم و با او وارد بحث و مناقشه میشویم تا او بتواند حضار را قانع کند. با این روش خواهیم توانست آگاهیبخشی و فرهنگسازی کنیم. من اعتراف میکنم که بهتنهایی نمیتوانم تمام این وظایف را یکتنه انجام دهم. اگرچه حضور هفتگی خود را ادامه خواهم داد، به تحرک بیشتر نیاز داریم و وقت ما اندک است و خواب ما بسیار عمیق و طولانی بوده است. بنابراین، اکنون وقت درمان است و نباید تأخیر کنیم. به پرسشها بر میگردیم.
پاسخ: من در جایگاه شهروندی عادی میگویم: آیا اگر جایگاه مهمی را به دست آوردم، در تجربه خود موفق خواهم بود؟ اگر فردی در خانوادهام مجروح و یا کشته شد، آیا من رفتاری قبیلهای خواهم داشت و یا رفتاری فراتر از آن خواهم داشت؟ اگر دیدم که ملاحظاتی دارم، چگونه رفتار خواهم کرد؟ من نمیگویم که همه مشکلات در سطح فردی حلشدنی است. چنانکه گفتم تفکیک فرد از جامعه ممکن نیست، اما حداقل برای آگاهیبخشی تلاش کنیم. یعنی ما در جلسات آگاهیبخشی فکری وقتی میخواهیم کاری فرهنگی کنیم، میبایست حداقل روابط میان ما در هستهای متشکل از پنج نفر و در این دوره، مطابق با مفاهیم و اندیشه ما باشد. من میگویم چهبسا وقت بسیاری برای فهم اسلام یا آموزههای مهم اسلامی نیاز نداریم. من معتقدم که اگر ما در طی یک ماه اسلام را بشناسیم، توفیق و فرصت بزرگی است. من میدانم که پیامبر اسلام(ص) طی سیزده سال در مکه که دوره آغاز اسلام بود، جامعه اسلامی را آماده ساخت. چهبسا، میگوییم که ما به درجهای از آگاهی رسیدهایم که دیگر به دوازده سال نیاز نداریم و یا میگوییم که انحرافاتْ
