گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
57
مطمئن شوید که او واقعاً قهرمان یا کشتیگیر یا ورزشکار است؟ به بازوان او نگاه میکنید؛ اگر عضلات ورزشکاری داشت، میفهمید که او راست میگوید وگرنه، دروغ میگوید. بنابراین، هر بار که کشاورز داس یا چنگک را برمیدارد تا کار کند، بر روی دست او چیزی نوشته میشود. با چه خطی؟ خط هستی. وقتی کار او تکرار میشود، دوبار، سه بار، بیست بار، یک سال، دو سال و...، عملکرد او روی دستش نوشته میشود و آن دست گواهی میدهد؛ همچنانکه یک نوشته شهادت میدهد، بازوی ورزشکار هم گواهی میدهد؛ همچنانکه یک نوشته میتواند گواهی دهد. مفهوم است؟
گواه و مثالی دیگر؛ به غیر از گواهی دست کشاورز و عضلات کشتیگیر که به کار او گواهی میدهد، باغ نیز گواهی میدهد که آیا کشاورز کار کرده است یا نه. درخت و شکوفههای آن گواهی میدهند. پرتقالی که بر روی درخت است گواهی میدهد که آیا به این باغ توجه شده یا به حال خود رها شده است. اینطور نیست؟ به چه زبانی گواهی میدهد؟ سخن میگوید؟ بله! سخن میگوید ولی به زبانی که دروغ در قاموسش نیست. من کشاورزم. وقتی میگویم کار و تلاش کردهام، ممکن است دروغ بگویم، همچنانکه ممکن است راست گفته باشم. ولی این پرتقال بزرگ و آبداری که در برابر من است، دروغ نمیگوید. این پرتقال میگوید: باغبان به آن رسیدگی کرده است. به درخت آب داده، با آفتها مبارزه کرده، سرشاخههای درخت را هرس کرده و به زمین کود داده است تا میوهای به این شکل پدید آید. درحالیکه پرتقال آفتزده کوچک، گواهی میدهد که به او رسیدگی نشده است. آیا این گواهی نیست؟ آیا این مدرک نیست؟ مدرک تنها با نوشتن با دست و قلم نیست، بلکه خود هستی نیز گواهی میدهد. یک مثال دیگر میزنم. تمرین و تلاش یک ورزشکار را از روی عضلات او میخوانیم، کوشش و زحمت کشاورز را از روی [دستان و] کیفیت محصولات او میخوانیم. یک ساختمان گواهی مهارت داشتن مهندس آن است. عمل جراحی نشانه حاذق بودن پزشک است. اینها بهترین و کاملترین گواهی است. بنابراین، گواهی دادن تنها با زبان یا قلم نیست و گواهیهای قویتری ن��ز وجود دارد.
پس از ذکر این مثالها به بحث درباره انسان بازمیگردیم و میگوییم: هر عملی که از شما سر میزند، بر جسم و جان و اخلاق و قلب و عقل شما منعکس میشود. این امری بدیهی است. چگونه هر عملی چنین بازتاب مییابد؟ همانگونه که پس از مدتی ورزش کردن، عضلات فرد ورزشکار قوی میشود، هر عملی که در خارج انجام میدهید، بر روی جسم و قلب شما انعکاس مییابد.
یک بار مثالی برایتان زدم و گفتم فردی که ترسوست، اگر به ترس خود پر و بال دهد و مثلاً از تاریکی، دشمن، شب یا تنهایی فرار کند، با هر بار فرار کردن، ترس او قویتر میشود و در اثر فرار کردنهای بسیار، به فردی بسیار ترسو تبدیل میشود. درحالیکه اگر فرار نکند و خود را درگیر چیزی کند که از آن میترسد، همانگونه که امام علی(ع) فرمودهاند: «اِذا خفتَ اَمراً فَقِع فیه» (اگر از کاری ترسیدی، خود را در آن بینداز.) و این کار را دو بار، سه بار و بیشتر تکرار کند، دیگر از آن نخواهد ترسید. زیرا مثلاً اقدام او به راه رفتن در تاریکی، در قلب و روح و جان او تأثیر میگذارد و پس از آن دیگر نمیترسد. بنابراین، هر کاری بر روح و جان انسان انعکاس میِیابد.
