گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 31

پیامبری و پیامبران

برای درکِ مفهومِ عمل به ادیان آسمانی -‌ که به واسطه برگزیدگان خداوند، برای تبلیغ دین نازل شده است - باید پدیده تحول و دگرگونیِ این دین واحد را که واجد مراتب و کاربردها و کارکردهای متعدد و گوناگون بوده است، بر اساس زمان نزول و به تناسب اوضاع و احوالی که دین در آن ظهور یافته، بررسی کنیم.
قرآن وحدت ادیان را تأیید می‏کند

قرآن وحدت ادیان را تأیید می‏کند و حتی بنابر آنچه در بسیاری از آ��ات از زبان پیامبر آمده است، آن را امری قطعی می‏داند: « ﴿ رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّکَ »[39] این آیه از زبان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل است. قرآن درباره حضرت نوح(ع) می‏گوید: « ﴿ شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّی بِهِ نُوحًا »[40] این منطق به شکل زنجیره‌ای به همین ترتیب ادامه یافت تا به موسی(ع) و پس از او به عیسی(ع) رسید و در گفت‌وگوهای او با حواریونی که او را حمایت کردند، بیان شد و، سرانجام، خاتم پیامبران و رسولان آمد تا رسالت پروردگارش را به پایان رساند و به‌طور کامل بیان کند و به‌گونه‏ای شرح و تفصیل دهد که با همه عصرهای پس از رسالت شریف او سازگار باشد. این امر از ساختار آیات قرآن که پیروان ادیان آسمانی را به تصدیق راه و مکتب محمد(ص) و پیمودن آن راه سفارش می‏کند، برمی‏آید: « ﴿ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ .»[41]
از آنچه گذشت درمی‏یابیم که ادیان ��کی هستند، برخلاف مذاهب که مختلف‌اند. «مذهب» راه یا رفتاری معین برای افرادی معین است. بنابراین، تشیع و تسنن دو دین نیستند، بلکه دو مذهب از یک دین هستند که سیاست، ‌از سیاست دستگاه بنی‌امیه که سخت طرف‌دار مذهب اهل سنت بودند تا حکومت صفویه که سخت طرف‌دار تشیع بودند، میان آن‌ها جدایی انداخته است. این اختلاف که در نتیجه سیاست پدید آمده است، باید زدوده شود، زیرا تشیع و تسنن هر دو یک سرچشمه و یک پیامبر و یک کتاب دارند، اختلاف آن‌ها تنها در این است که تشیع درباره مبارزه رهبران در اسلام روش و دیدگاهی خاص دارد.
درمورد همه ادیان وضع به همین‌گونه است. همه آن‌ها یکی هستند، خدایشان یکی است، خاستگاهشان یکی است، ولی ظهور تفسیرها و تغییرات و رفتارهای خاص، آن‌ها را به‌گونه‏ای نشان داده است که گویا از یکدیگر فاصله دارند. اصول همه ادیان توحید و نبوت و معاد است و مواردی که به آن‌ها افزوده شده، اجتهادها و تصوراتِ معینِ برخی اشخاص یا پیروان این ادیان بوده است.

[39]. «ای پروردگار ما، ما را فرمانبردار خویش ساز و نیز فرزندان ما را فرمانبردار خویش گردان.» (بقره،128)
[40]. «برای شما آیینی مقرر کرد، از همان‌گونه که به نوح توصیه کرده بود.» (شوری،13)
[41]. «آنان که از این رسول، این پیامبر امی که نامش را در تورات و انجیل خود نوشته می‌یابند، پیروی می‌کنند؛ آن که به نیکی فرمانشان می‌دهد و از ناشایست بازشان می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آن‌ها حلال می‌کند و چیزهای ناپاک را حرام و بار گرانشان را از دوششان برمی‌دارد و بند و زنجیرشان را می‌گشاید.» (اعراف،157)
صفحه32 از487