گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 29

صاحبان سرمایه، فئودال‌ها و شخصیت‌های بزرگ. از آن‌ جمله‌ لبنان‌ ماست‌ که‌ قانون‌ چون‌ جامه‌ای‌ بریده‌ و دوخته‌ می‌شود تا اشخاصی‌ معین‌ بر تن‌ کنند. اما برخی قیام کردند. قشر زحمت‌کش قیام کرد و حکومت را به دست گرفت و قوانینی وضع کرد که منافع اکثریت را در برابر اقلیت تأمین می‌کند. در هر حالت، چه‌ قانون بر آمده‌ از اکثریت‌ و ضد اقلیت باشد‌، چه‌ بر آمده‌ از اقلیت‌ و ضد اکثریت‌، نباید فراموش کرد که انسان آن را وضع کرده است و، بالأخره، منافعش را تأمین می‌کند. بنابراین، هر قانونی با مصالح گروهی در پیوند است، چه قانون‌گذار آن فرد باشد و چه گروه، زیرا افراد تحت‌تأثیر فرهنگ و منافع و محدودیت‌های خود هستند و فرهنگ نیز تحت‌تأثیر محیط. بنابراین، در میان‌ قوانین‌ موضوعه،‌ هر قانونی بی‌تردید‌ از تاریخ‌ یا جغرافیای‌ خاصی‌ متأثر است. هر قانونی متأثر از مکان، اوضاع و احوال فرهنگ و مرحله تاریخی است. امروز، هر کدام از ما لباسی بر تن دارد، نوع هر کدام از لباس‌ها متفاوت است. چرا؟ زیرا هر کدام از ما اوضاعی متفاوت با دیگری دارد، سلیقه متفاوت، امکانات مالی متفاوت، میراث و عادت‌های خانوادگی و روستا و منطقه متفاوت. همین‌طور است انتخاب قوانین و وضع آن‌ها؛ همان‌گونه که انتخاب لباس و خوراک و اهداف متفاوت است.
در یک کلمه، نمی‌توان هیچ قانونی را در جهان مستقل از وابستگی‌های زمینی و پیشینه‌ها و فعل و انفعال‌های زمینی دانست، مگر قانون آسمان. چرا قانون آسمان را می‌خواهیم؟ چون قانون آسمانی نه تحت‌تأثیر منافع اکثریت بر ضد اقلیت است و نه اقلیت بر ضد اکثریت. قانون آسمانی تحت‌تأثیر منافع این نسل در برابر نسل آینده یا گذشته نیست. قانون آسمانی تحت‌تأثیر منافع سرزمینی خاص در برابر سرزمین دیگر نیست. آسمان یعنی ارتقا؛ ارتقا از سطح تأثیر افراد و مناطق تاریخی و جغرافیایی. علت دعوت پیامبران این است.
از این ‌رو، انسان‌ها نیازمند قانونی‌ آسمانی‌اند که‌ بتواند میان‌ آن‌ها داوری‌ کند. وقتی‌ هر کسی‌ از منظر خویش‌ به‌ امور مختلف‌ می‌نگرد، چگونه‌ انسان‌ها می‌توانند بدون‌ چنین‌ قانونی‌ با یکدیگر به‌ توافق‌ برسند؟ چگونه‌ می‌توان‌ پیوندی‌ سالم‌ میان‌ انسان‌ها برقرار کرد، اگر بر امری مطلق یا ارزش‌ها مبتنی‌ نباشد؟ واحدهای‌ انسانی‌، بدون‌ وجود ارزش‌های‌ قطعی‌ و مشترک‌، به‌ شرکت‌هایی‌ انتفاعی‌ بدل‌ خواهند شد، حتی رابطه انسان با برادرش تغییر می‌کند و بر اساس منافع برقرار می‌شود. بشر‌ نمی‌تواند از قوانین‌ آسمانی،‌ یعنی‌ قوانین‌ مطلق‌ و ارزش‌های‌ اخلاقی‌ و قوانین‌ پذیرفته‌شده‌، بی‌نیاز باشد، و جامعه‌ بشری نمی‌تواند‌ بدون‌ قوانین‌ آسمانی‌ به‌ زندگی‌ همراه‌ با همزیستی‌ و همکاری‌ دست‌ یابد.
از سوی دیگر، آسمانی بودن قانون به این معنا نیست که انسان از فکر کردن منع شده است. به هیچ وجه! مسائلی هست که باید به‌تفصیل مطالعه کرد. حتی قانون آسمانی، در مراحل اجتهاد و استنباط نیاز به تفکر انسان دارد، زیرا قانون‌ آسمانی‌، اگر با تفصیل‌ و تبیین‌ همراه‌ نباشد، ممکن نیست که جامه‌ عمل‌ بپوشد. بنابراین‌، نیاز به‌ اجتهاد یا نوعی‌ دخالت‌ انسانی‌ در قانون‌ آ��مانی‌ پدیدار می‌شود تا قانون برای افراد یا مسائل مختلف به کار گرفته شود و این نوعی دخالت انسانی است در قانون آسمانی، هرچند زمینه‌ و بستر‌ و پایه و ستون‌ و رکن، آسمانی‌ است‌. نیاز انسان‌ها به‌ پیامبران‌ نیز در همین‌ نکته‌ نهفته‌ است‌. اگر قوانین‌ آسمانی‌ نبودند، انسان‌ ناگزیر بود
صفحه30 از487