گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
24
با عدم، همان وجود ممکن (ممکن الوجود) است، یعنی همه آفریدگان.
بنابراین، برای آنکه ما و جهان هستی باقی بمانیم، باید خداوند حضور پیوسته و همیشگی داشته باشد و از این روست که میگوییم « ﴿ لاَ تَأْخُذُهُ سِنةٌ وَلاَ نَوْمٌ ﴾ »[29] زیرا خوابیدن و چرت زدن خداوند به معنای نابود شدن و پایان یافتن جهان هستی است. پویایی جهان از بقای وجود و حضور خداوند ناشی میشود و از این حقیقت، به ملائکه تعبیر شده است. بنابراین، ایمان به خداوند به لحاظ ایجاد و آفرینش جهان است و ایمان به فرشتگان به لحاظ قیمومت و فاعلیت خداوند و حضور پیوسته او در عرصه هستی به همان شکلی که گفتیم. تردیدی نداریم که ایمان به خدا یعنی ایمان به موجودی دادگر، حکیم، دانا، بخشنده و مهربان و صورت این آفریدگار بر همه آفریدگان انعکاس دارد؛ یعنی همه موجودات بر اساس دانایی، دادگری، مهربانی، بخشندگی و سربلندی آفریده شدهاند. « ﴿ وَمَا خَلَقنَا السَّمَاوَاتِ وَالارضَ وَمَا بَینَهُمَا لَاعِبِینَ * مَا خَلَقنَاهُمَا الا بِالحَقِّ ﴾ .»[30]
بنابراین، باید به خدا و صفات او و به فرشتگان او ایمان داشته باشیم و فرشتگان همان قیمومت خداوند در عالم وجود است. باید خدا را یکی بدانیم. یکتایی خداوند یعنی همه هستی از یک عنصر و یک سرچشمه پدید آمده است. دو خدا یا دو نظام وجود ندارد. دو گونه انسان وجود ندارد سیاه و سفید، کوتاه و بلند، گذشته و حال و آینده، ثروتمند و تنگدست، همهچیز از یک عنصر پدید آمده است؛ یعنی وجودی که در ورای هر موجودی از ذات خداوند میجوشد. این برداشت از توحید همه امتیازها و تبعیضها را میان انسانها ریشهکن میکند. چراکه بر این اساس من از جنس دیگری نیستم. حق ندارید چون از خانوادهای فقیر یا ثروتمند و اصیل یا غیراصیل هستید، خود را متمایز از دیگران و برتر یا فروتر از آنان بدانید. همه انسانها از یک منبع سرچشمه گرفتهاند. این نگرش، در انسان نوعی اعتقاد فکری نسبت به وجود مساوات میان انسانها پدید میآورد؛ اعتقاد فکری نسبت به اینکه نباید بر دیگران برتری جست، نباید میان خود و دیگران حجاب قرار داد، باید با آنها تفاهم و سازگاری داشت و اوضاعشان را درک کرد. شما نیز مانند من وجدان دارید و از اینرو، میتوانیم با یکدیگر مفاهمه کنیم و هیچ حجاب و مانعی میان ما وجود ندارد. همه اینها نتیجههای ایمان به یکتایی خداوند است. خدایان چندگانه در خورشید و ماه و کوه و دریا و درختان وجود ندارد تا بخواهند مانع فعالیت ما شوند. هرگز چنین نیست. همهچیز یکی است، یک عرصه است، چه در زمین، چه در آسمان، چه در گذشته، چه در حال، چه در آینده، و این خدای یگانه، همهچیز را برای انسان آفریده است: « ﴿ خَلَقَ لَکُم مَّا فِی الارضِ جَمِیعاًً ﴾ »[31] و « ﴿ وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمسَ وَالقَمَرَ ﴾ »[32] و « ﴿ وَسَخَّر لَکُمُ الشَّمسَ وَالقَمَرَ دَآئِبَینَ وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیلَ وَالنَّهَارَ ﴾ »[33] و نیز « ﴿ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَات بِأَمرِهِ ﴾ .»[34] همه عالم وجود عرصه جولان انسان است و او میتواند از ازل تا ابد در سرتاسر این عرصه از زمین تا آسمان فعالیت کند. بنابراین، نگرش توحیدی، موجب شکلگیری احساس و تربیت و اندیشه خاصی
[29]. «نه خواب سبک او را فرامیگیرد و نه خواب سنگین.» (بقره، 255)
[30]. «ما این آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست به بازیچه نیافریدهایم. آنها را به حق آفریدهایم.» (دخان، 38ـ39)
[31]. «همه چیزهایی را که در روی زمین است برایتان بیافرید.» (بقره، 29)
[32]. «و مسخر شما کرد شب و روز را و خورشید و ماه را.» (نحل، 12)
[33]. «و آفتاب و ماه را که همواره در حرکتاند رام شما کرد و شب و روز را مسخر شما گردانید.» (ابراهیم، 33)
[34]. «و ستارگان مسخر فرمان او هستند.» (اعراف، 54)
