گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 23

این فرایند انجام گیرد و زمین از آب باران سیراب شود. حضور دو نیروی جاذبه و فشار، در اصطلاح دینی حضور دو فرشته خوانده شده است.
از مجموع این مباحث می‏خواهم به این نتیجه برسم که واژه ملائکه یک تعبیر دینی از فاعلیت و قیمومت خداوند در زمین است. یعنی پروردگار ما، همچون آموزگار یا بنّا نیست که شاگردی تربیت کند یا ساختمانی یا کارخانه‏ای بسازد و سپس آن را رها کند و برود؛ حتی اگر آن معلم یا بنّا بمیرد، آن شاگرد یا ساختمان باقی می‏ماند. پروردگار ما چنین نیست. اگر یک آن، از جهان هستی رو بگرداند، هیچ‌چیز از جهان باقی نمی‏ماند. این همان چیزی است که قیمومت یا فاعلیت پیوسته می‏نامند و این فاعلیت به واسطه فرشتگان انجام می‏گیرد. پس به تعبیری می‏توان گفت فرشتگان دستگاه اجرایی خدا هستند.
بنابراین، باید به فرشتگان ایمان داشت و گذشته از آنکه خداوند آفریدگار هستی است، بقای این هستی و تعامل میان بخش‏های آن و هر حرکت کوچک یا بزرگی که در آن انجام می‏گیرد و هر مرگ و حیاتی که در عرصه هستی رخ می‏دهد، همگی به‌دست فرشتگان صورت می‌گیرد؛ مرگ به دست فرشته مرگ (عزرائیل) است و حیات به دست فرشته حیات (اسرافیل). بدین‌ترتیب، تعبیر دین از حضور پروردگار در افعال جهان هستی، وجود ملائکه است. بر این اساس، کافی نیست که بگوییم خدا وجود دارد، ولی بر این گمان باشیم که دست خدا��ند بسته است: « ﴿ یَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ .»[28] یعنی برخلاف آنچه یهود می‏گویند، این‌گونه نیست که خداوند ما را آفریده باشد و سپس ما را به خود واگذاشته و دنیا را نیز در اختیارمان قرار داده باشد. خداوند، افزون بر آنکه آفریدگار است، پیوسته در حال عطا و آفرینش و فاعلیت است. مثالی می‏زنم. ما بر روی صفحه تلویزیون، تصاویر، شکل‏ها، رنگ‌ها، ماجراها و چیزهای بسیاری می‏بینیم، اما همه این‌ها با فشار دادن یک دکمه ناپدید می‏شود. برق که قطع شود، هیچ‌چیز در آن پیدا نیست. همه آن تصاویر کجا رفت؟
همه عالم وجود در دست خداوند است. با اشاره او چیزی باقی نمی‏ماند و با اشاره او همه‌چیز پابرجا می‏ماند. تأثیر قدرت خداوند در عالم هستی این‌چنین است. مثال دیگر، تصورات ذهنی است. تصوراتی که در ذهن انسان پدید می‏آید، هرگاه انسان از آن تصور‌ها منصرف شود، از بین می‏روند.
ایمان به فرشتگان، یعنی ایمان به قیمومت خدا و پیوسته بودن وجود او در جهان هستی. همان‌گونه که گفتم جریان برق، متناوب است، یعنی قطع و وصل می‏شود. در کمتر از یک دهم ثانیه، جریان برق یک بار می‏آید و می‏رود، و برای وجود مستمر جریان برق، همواره باید جریان جدید ایجاد شود. قبلاً گفتیم که طبق نظریه کنت، همه جهان هستی این‌گونه است؛ یعنی من و شما و همه مردم در هر لحظه نیازمند وجودی تازه هستیم و مرگ و حیات به‌طور پی‏درپی رخ می‏دهد و به همین سبب است که مرگ و حیات آفریده ‏شده‏اند. می‏گویند مرگ و زندگی همراه یکدیگرند، در هم ‏تنیده‏اند، بین مرگ و زندگی اقتران و به‌هم‏پیوستگی وجود دارد. زندگی این دنیا زندگی‌ای بین عدم و وجود است، نه یک زندگی واجب الوجودی ابدی؛ زندگی در میان وجود بی‏نهایت و عدم بی‏نهایت است که سراسر آن از یک سو با وجود و از یک سو با عدم در آمیخته است. عدم و وجود در هم تنیده است، یعنی همه‌چیز بهره‌ای از وجود و بهره‌‏ای از عدم دارد. این وجود درآمیخته

[28]. «دست خدا بسته است.» (مائده، 64)
صفحه24 از487