گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 165

شأن امت و سرنوشت آن

منبع: متن این سخنرانی در کتاب‌های ادیان در خدمت انسان و انسان آسمان درج شده است.
( بسم‌الله الرحمن الرحیم ) ، والحمدلله رب العالمین والصلاة والسلام علی‌ خیر خلقه وخاتم رسله سیدنا محمد وعلی‌ أنبیاء الله المرسلین وسلام‌الله علی‌ آل بیته وصحبه الطاهرین.
برادران مؤمن و گرامی، در این ساعات پایانی شب و بعد از شنیدن ویژگی‌ها و اوصاف درخشان و سازنده‌ای از زندگی امیر مؤمنان(ع)، دیگر چه بگویم؟ فقط با این توجیه سخنرانی می‌کنم که در این ساعات، ساعاتی که امیرمؤمنان(ع) در آن، آخرین لحظات عمر خود را سپری می‌کرد، درباره او حرف بزنم.
تصور می‌کنید از باب اتفاق و تصادفی است که امام(ع) در شب نوزدهم رمضان به دست فرد ناپاکی ضربت می‌خورد و در شب بیست و یکم به دیدار پروردگارش می‌شتابد و ایام شهادتش تا شب بیست و سوم که شب سوم امام است، ادامه دارد؟
آیا این مقارنت اتفاقی است؟ یا اینکه علی(ع) شأن این امت و سرنوشت آن است.
آیا علی‌(ع) در این شب‌های تاریک، نوری است که سرنوشت امت را تعیین می‌کند و دعایی است که حاجات آن را برآورده می‌کند و عزتی است که آن را سربلند می‌کند و جانی است که مایه پایداری حیات آن می‌شود؟
معتقدم که این‌گونه است. من معتقدم که بین امیر مؤمنان و سرنوشت امت و بین امیر مؤمنان و شب قدر، رابطه‌ای ناگسستنی برقرار است.
برادران و مؤمنانی که در این شب قدر گردهم آمده‌اید، شب قدر یعنی چه؟ آیا منظور معنایی است که قَدَری‌ها می‌گویند؟ یعنی اینکه در این شب مجهول، بدون اطلاع ما تصمیم‌هایی گرفته می‌شود و اعمال و عمر و روزی ما و سعادت و بدبختی ما مقدر می‌شود و در نتیجه، با آینده روبه‌رو می‌شویم و به سوی سرنوشتی می‌رویم که در تعیین آن هیچ دخالت و مشارکتی نداشته‌ایم؟ اگر معنای شب قدر این است، پس ارتباطی با علی ندارد، بلکه بدین‌ترتیب، خدا را به حاکمان زمینی تشبیه کرده‌ایم که برنامه ‌بودجه را می‌گیرند و طبق خواسته‌ها و امیال خود، روزی و عمر و سعادت و بدبختی را بی‌توجه به نظر مردم رقم می‌زنند.
اما مفهوم قدر در اسلام و قرآن، حداقل طبق فهم ناچیز بنده، در سه معنا به‌ کار رفته است: معنای اول، شب نزول قرآن؛ به این لحاظ که قرآن در شب قدر نازل شده است: « ﴿ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ .»[257] و لیله القدر طبق بیان قرآن شبی است که « ﴿ فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْر حَکِیم .»[258] اگر آیه پیش از آن را ببینیم: « ﴿ إِنَّا کُنَّا مُنذِرِینَ »[259] متوجه می‌شویم که تبیین امور بر حسب حکمت، در مقام تشریع و قانون‌گذاری است و معنای آن این است که قرآن کریم با احکام و مفاهیمی که در بر دارد، امور را مقدّر و مشخص می‌کند و برای انسان مسیرکلی را ترسیم می‌کند؛ چون: « ﴿ وَلاَ رَطْب وَلاَ یَابِس إلاّ فِی کِتَاب مُّبِین .»[260]

[257]. «ما در شب قدرش نازل کردیم.» (قدر، 1)
[258]. «در آن شب هر فرمانی بر حسب حکمت صادر می‌شود.» (دخان، 4)
[259]. «ما بیم‌دهنده بوده‌ایم.» (دخان، 3)
[260]. «و هیچ تر و خشکی نیست جز آنکه در کتاب مبین آمده است.» (انعام، 59)