گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 160

سهمی که از بیت‌المال مسلمانان دارد، به او بدهد - چیزی که سزاوار آن نبود- آهنی را گداخت و نزدیک او برد. «او چنان فریاد برآورد که بیمار از درد، و نزدیک بود از داغی آن پاره‌آهنِ ��داخته، بگدازد.»[245] امام به او گفت: «مادران داغ‌دار بر تو بگریند! از آهنی می‌نالی که انسانی به بازیچه آن را گرم ساخته است و مرا به آتشی می‌کشانی که خدای جبّارش به خشم گداخته؟» درحالی‌که می‌دانیم او برادر امام بود و تنگدست نیز بود و به گفته خود امام، فرزندانش «آشفته‌موی و گردآلود با چهره‌ای نیلین» بودند. با وجود آن برای امام، برادر و بیگانه و همسایگان و ساکنان حجاز و یمامه یکسان بودند.
پیوندهای مادی و روابط بشری و دوری و نزدیکی‌های مکانـی و دیگر امور دنیایی در علی(ع) تأثیری نداشت. او جایی خشم می‌گرفت که خدا خشم بگیرد و جایی ترحم می‌کرد که خدا ترحم کند. کسی را دوست داشت که خدا دوست دارد و کسی را ناخوش می‌داشت که خدا ناخوش دارد. امام علی(ع) در زندگی خود این‌گونه بود. زندگی او آینه بالاترین درجه پارسایی بود. قلبی زلال و اراده‌ای پاک و الهی داشت و با آن‌ها فرمان‌های آسمانی را اجرا می‌کرد. اینجاست که درمی‌یابیم چرا - ‌چنان‌که احمد بن حنبل در مسند خود نقل کرده است‌ - امروز، روز غدیر، این آیه نازل شد: « ﴿ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الاسْلاَمَ دِینًا .»[246] زیرا هرگونه اصلاح و هرگونه پیشرفت و تکامل و سازندگی در جهان، نیازمند دو مرحله است: مرحله طرح‌ریزی و م��حله اجرا. توضیح اینکه اسلام در مرحله طرح‌ریزی در عین حال که به‌طور مطلق انسانی و ناظر به انسان است، آسمانی است، زیرا به‌سختی می‌توان انسانی یافت که عواطف و اندیشه‌های او ناظر به مصلحت و منفعتی نباشد یا برخی امور بر او پوشیده نباشد.
قرآن کریم فرموده است: «﴿فَأَقِمْ وَجْهَک لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا. »[247] اگر اسلام فطرت الهی است که خدا مردم را بر آن سرشته است و اگر اسلام مقوله‌ای انسانی است، پس چرا آسمانی بوده است؟ زیرا خاکی بودن سرمنشأ میل و گرایش در انسان است و دنیا را بر عواطف و اندیشه‌ها و مفاهیم او حکم‌فرما می‌کند. انسان آسمانی، یعنی انسان پاکی که منفعت فردی یا رابطه خویشاوندی یا آیین و رسوم محلی یا مصالح خاص در او اثر نمی‌کند. این انسانِ بی‌اعتنا به دنیا، این انسانِ رها از تعلقات دنیوی، جلوه انسانی بودن آسمان و انسان‌مدار بودن اسلام است.
مرحله طرح‌ریزی تنها در صورتی کامل می‌شود که مرحله اجرا، سازگار و هماهنگ با آن باشد. اگر آموزه‌های آسمانی و پاک و مجرّد و پارساگونه را به دست حاکمی منحرف و هواپرست و مصلحت‌محور و دربند شهوت‌ها بدهیم، چگونه آن‌ها را اجرا می‌کند؟ حکم پاک آسمانی را در چارچوب خصلت‌های زمینی و تمایلات شخصی و مادی خود اجرا می‌کند.
از همین رو بو�� که حضرت محمد بن عبدالله(ص) پس از هجرت به مدینه مأمور شد این آموزه‌های مقدس را به اجرا درآورد؛ یعنی پیامبر پس از آنکه مرحله طرح‌ریزی و قانون‌گذاری را به مردم ابلاغ کرد، مرحله اجرا را نیز به عهده گرفت. در همین باره بود که این

[245]. ر. ک: شریف الرضی، محمد بن حسین، پیشین، ص 346 - 347، ، خطبه 224.
[246]. «امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خود بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم.» (مائده، 3)
[247]. «به یکتاپرستی روی به دین آور. فطرتی است که خدا همه را بدان فطرت، بیافریده است.» (روم، 30)