گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 105

من فلان مذهب است، پس می‌توانم مدیر یا رئیس یا وزیر و یا نماینده شوم، این یعنی تجارت با مذهب.[144]
نظام ما به این انتساب‌ها پابرجاست و ارزش ظاهری خود را از آن دارد، ولی این‌گونه انتساب به امیر مؤمنان، ارزش حقیقی ندارد.‌ انتساب حقیقی این است که در راه او قدم برداریم. قرآن کریم درباره جنگ بدر تأکید می‌کند که علی به‌تنهایی یدالله و مجری اراده خداوند نبود [بلکه همه مؤمنان در این امر شریک بودند] زیرا آنان، جملگی خطاب به کفار می‌گفتند: « ﴿ قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا الّا إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ »[145] یعنی شما یکی از دو خیر و خوبی را برای ما انتظار می‌کشید؛ یا شهادت و داخل شدن به بهشت و یا پیروزی، ولی ما مسلمانان، فقط عذاب را برای شما انتظار می‌کشیم: « ﴿ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِکُمْ أَن یُصِیبَکُمُ ال��ّهُ بِعَذَاب مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَیْدِینَا »[146] یعنی شما دو حالت در پیش دارید، یا بر ما پیروز می‌شوید و خدا شما را در روز قیامت عذاب می‌کند یا به دست ما عذاب می‌شوید، یعنی ما ابزار تحقق اراده او درمورد شما می‌شویم.
بنابراین، تلاش و ضرب و وقوف و بخشش و عطا و غضب و سخن علی، همه به خاطر خداست. و این معنای همان آیه‌ای است که می‌گوید: « ﴿ قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ »[147] یعنی آلتی شده در دست خدا. ما هم باید این راه را طی کنیم، زیرا این تنها راه نجات و جاودانگی و پیروزی است.
برادران، آیا وضعیت ما در برابـر اسرائیل و غیراسرائیل، در بـرابر تهاجم‌های فکری و فرهنگی، در برابر شرکت‌های خارجی، و بالاخره در برابر تمدن مادی، مایه ننگ نیست؟
فرض کنیم که اصلاً اسرائیلی وجود نداشت، آیا وضع ما بهتر از این بود؟ تنها کاری که اسرائیل کرده، این بوده که واقعیت جامعه ما را برملا و ضعف ما را آشکار کرده است، نه کمتر و نه بیشتر. چرا شکست خورده‌ایم؟ هر انسان و هر جامعه‌ای اگر جای ما بود، تقریباً همین سرنوشت انتظار او را می‌کشید. برای پیدا کردن علت شکستمان، لازم نیست اینجا و آنجا به دنبال عوامل جزئی بگردیم؛ باید واقعیت تک‌تک افراد این امت را بررسی کنیم و ببینیم افکار و اعمالشان چگونه است و اصلاً انگیزه آنان از کارهایشان چیست؟
شهادت امیر مؤمنان(ع) مناسبتی است که بتوانیم عیوب خودمان را بررسی کنیم. پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «علی با حق و حق با علی است. هرکجا علی باشد، حق نیز بر محور او می‌گردد.»[148] واژه «امام» در لغت چیزی شبیه تراز است که راستی و کجی دیوار را نشان می‌دهد. سخن پیامبر(ص) درباره علی(ع) هم همین را می‌رساند. پیامبر فرمود: «أنا مَدینة العِلمِ وَعَلِیٌّ بابُها»[149] (من شهر علمم و علی دروازه آن است) و فرمود من ترازوی اعمالم و علی شاهین آن ترازوست.
علی آینه‌ای است که حقیقت انسان مسلمان و مؤمن را نشان می‌دهد. بیایید سیره و رفتار خود را با

[144]. در سیستم سیاسی لبنان، هر فرقه‌ای سهمی مشخص در مناصب و مشاغل دولتی و حکومتی دارد. - و.
[145]. «بگو: آیا جز یکی از آن دو نیکی، انتظار چیز دیگری را برای ما دارید.» (توبه، 52)
[146]. «ولی ما منتظریم که عذاب خدا، یا از جانب او یا به دست ما به شما برسد.» (توبه، 52)
[147]. «بگو: نماز من و قربانی من و زندگی من و مرگ من برای خدا آن پروردگار جهانیان است.» (انعام، 162)
[148]. ر. ک: ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة‌الله، شرح نهج‌البلاغة، چاپ اول: قم، مکتبة آیة‌الله المرعشی النجفی، 1404ق، ج 18، ص 72: «عَلِیٌّ مَعَ الحَقِّ وَالحَقُّ مَعَ عَلِیّ یَدُور مَعَهُ حَیثُما دارَ.»
[149]. ابن باب��یه، محمد بن علی، الأمالی، تهران، کتابچی، 1376ق، ص 345.