گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
103
دنیایی که در غیر رضای خدا به کار گرفته شود، دنیایی که معبود قرار بگیرد. اما دنیایی که نعمتی از نعمتهای خداست، در نظرش گوارا و زیبا بود.
علی نسبت به دنیا تنگنظر نبود، از این رو، قاعدهای کلی بیان کرده که کارهایش را هم بر اساس آن انجام میداد: « لَیسَ الزُّهدُ أن لا تَملِکَ شیئاً بَل الزُّهدُ أن لا یَملِکَکَ شَیءٌ.» (زهد آن نیست که مالک چیزی نباشی، بلکه آن است که چیزی مالک تو نباشد.)
اگر منظور از دنیا، اموال و چیزهایی باشد که مطیع انسـان است و او را در راه خدمت به دیگران و اجرای فرمانهای خدا کمک میکند، گوارا باد این دنیا! دنیایی که باید از آن گریزان باشیم، دنیای غفلت و بیخبری است؛ دنیایی است که محبت خدا و عبادت او را از دل ان��ان بیرون میکند. این همان دنیایی است که امام(ع) از آن نفرت دارد و خطاب به آن میگوید: «غُرّی غَیری.»[141] (کسی غیر مرا فریب بده.) اما دنیایی که ابزاری در دست انسان و در خدمت او باشد، نه آن دنیایی که معبود و خدای انسان شود [از نعمتهای خداست.] دو گونه دنیا وجود دارد: یکی را انسان به خدمت میگیرد و دیگری انسان را به خدمت میگیرد. انسانی که در ظاهر صالح و پاک است، اگر مالی به دست آورد و تغییر کند و سرکشی کند، علت تغییرش این است که مال و ثروتش مسیر او را تعیین میکند، نه اینکه او راه استفاده از آن را مشخص کند. برخی، پیش از آنکه منصب و مقامی داشته باشند، از بهترین انسانها هستند، ولی وقتی به حکومت میرسند یا پشت میزی مینشینند و مقام و نفوذی پیدا میکنند، عوض میشوند. برخی مانند منشی در خدمت اموال خود هستند. اینطور نیست؟ در روزگار ما از این اشخاص بسیار پیدا میشود. مثلاً مدیر شرکتی که خودش در آن سهمی دارد، از آن حقوق میگیرد؛ این یعنی اینکه او کارمند پول خودش است و برای آن کار میکند.
پس امیر مؤمنان(ع)، تنگنظرانه و بهطور مطلق، مخالف زندگی دنیوی نیست، بلکه میخواهد آن را در حد و حدود خود نگه دارد تا مبادا طغیان کند. میخواهد دنیا امانتی الهی در خدمت خوبیها و مردم و نجات آنان از نابودی و سختیها و مشکلات باشد.
این را شنیده��اید کـه گفتهاند: «ما رَأَیتُ نِعمَةً مَوفُورَةً اِلّا وَفی جانِبِها حَقٌ مُضَیَّع.» (مال فراوانی ندیدم، مگر اینکه در کنار آن، حقی ضایعشده یافتم.) اما آنچه صحیح است، عکس این جمله مأثوره است. یعنی اینکه: «هیچ فقیری فقیر نمیشود، مگر به سبب ثروتی که ثروتمندی به دست میآورد.»[142] درست نیست که بگوییم: «هیچ ثروتمندی ثروتمند نمیشود، جز با فقیر شدن کسی» و امام آن را نفرموده است، زیرا این تفکر مخالف ثروتمند بودن است. ولی عکس آن، یعنی «هیچ فقیری فقیر نمیشود، مگر به سبب ثروتی که ثروتمندی به دست میآورد» صحیح است و معنایش این است که وجود فقر نشاندهنده جامعهای بیمار و بیمبالات است و آن جامعه مقصر است. حدیث میگوید: اگر انسانی در جامعه، در شهر، در روستا یا در میان قبیلهای [از گرسنگی] بمیرد، مردم مسئول مرگ او هستند. وجود فقر و بیماری و جهل در جامعه، دلیلی برای مقصر دانستن مردم یا نظام آن جامعه است.
در احادیث آمده که اگر خداوند مال و وجوهاتی را که پرداخت آن را بر ثروتمندان واجب کرده، برای
[141]. پیشین، ص 480، حکمت 77.
[142]. ر. ک: پیشین، ص 523، حکمت 328: «ما جاعَ فَقیرٌ إلاّ بِما مُتِّعَ بِه غَنِیّ.»
