گام به گام با امام موسی صدر جلد 9
از این جهان و این مرتبه، به جهانی دیگر و افقی بالاتر است، جهانی که ابعاد آن را نمیشناسیم و فقط میدانیم که آفاقی فراتر از این جهان است که هدف از آن، نشاندادن آیات بزرگ پروردگار به اوست و علاوه بر این، یک پیام و یک مفهوم خاص در حیات امت اسلام دارد که عبارت است از صعود و ارتقا، جاودانگی و حرکت به سوی آسمان؛ بدین معنا که انسانِ ازهمگسیخته خودبین که در بند زمین است، به انسانی تبدیل میشود که تحت حمایت و راهنمایی خداوند است. و به تعبیر قرآن: «عِندَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ.»[16] جاودانگی اسلام، عظمت اسلام، ژرفای اسلام و معنویات اسلام، همگی مفاهیمی هستند که در کلمه معراج نهفتهاند.
با نگاهی به روایات پیامبر(ص) که در آنها مشاهدات خود را در شب معراج بیان فرموده، میتوانیم به «تفاوت افق» پی ببریم و دریابیم که رسول خدا بر روی زمین چگونه مینگریست و در شب معراج چگونه میتوانست به جهان بنگرد. او چه دید؟ و چگونه دید؟ چگونه توانست امور مادی را با دیده معنوی و نافذ مشاهده کند؟ بهگونهای که تا ژرفای طبیعت و تا اعماق رفتار انسان نفوذ کند. این سه مفهوم و این سه مناسبت در بیستوهفتم ماه رجب اتفاق افتاده است. روزی که محمد(ص) مبعوث شد. روزی که آن حضرت به فرمان خدا برانگیخته شد و این امت را احیا کرد. سپس، رابطه و پیوند میان این امت با امتها و ادیان و آیینهای پیشین را مورد تأکید قرار داد و در ادامه، ارتباط آن را با تمدنهای بزرگ جهان تأکید کرد و از این تمدنها حمایت کرد و آنها را تأیید کرد.
علاوه بر اینها، مناسبت مذکور موجب شد که این دین، برای پیروانش دین فطرت باشد و جاودانه و متعالی گردد و انسانها به مسائل از دیدگاه ماهوی و عمیق بنگرند، بهگونهای که روزگار، هر روز آنان را به مبعثی جدید، اسرائی جدید و معراجی جدید فرا میخواند.
فرزندان این امت، هر روز به تحرک و پویایی و درک این معانی و پیمودن راه پیامبر(ص) فرا خوانده میشوند. مناسبت بزرگی به ما نزدیک میشود و روزهای ما را روشن میگرداند و آنها را برکت و حیات میبخشد. بیایید بار دیگر به برانگیختهشدن و حرکت و جاودانگی اندکی بیندیشیم. این روز، روزی است که ما را به خروج از تفرقه و چندگانگی و جدایی و پایاندادن به دوران گروهگرایی و دستهبندی و دوری از تناقض و حرکت به سوی امت واحده فرا میخواند. ما را به مسئولیتپذیری دعوت میکند. به إسرا و انتقال از مسجدالحرام به مسجدالأقصی فرا میخواند تا اهمیت فلسطین و مسجدالأقصی را در تاریخ و زندگی خود دریابیم.
ما از منظر سیاسی به این قضیه مقدس نمینگریم. کاری به آن نداریم که چه میدهیم و چه میگیریم و در زندگی ما چه تأثیری دارد. در واقع، این قضیه دین ما و ایمان ماست. مبنای تفکر و باور و تکاپوی دوباره ماست. بدان ایمان داریم و با خداوند بر سر آن پیمان میبندیم و این راه را میپوییم. بنابراین، دعوت ما برای بازگشت به فلسطین، فراخوان سیاسی نیست و به گفتههای کارشناسان سیاسی و افراد و گروهها و شخصیتها و احزاب سیاسی شباهتی ندارد، زیرا بازگشت به فلسطین، تجلی نماز و ایمان و دعای ماست. در راه آن دشواریهای بسیاری تحمل کردهایم و با تحمل این دشواریها خود را به خداوند نزدیک میکنیم،
[16].?« نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.» (آلعمران، 169)
