گام به گام با امام موسی صدر جلد 9
اختلاف میان من و کامل اسعد از سرِ لجبازی یا رنجش نبوده است، بلکه در دیدگاههایمان تفاوت وجود دارد که در نتیجه، عملکرد متفاوتی را نیز سبب میشود. من به مناسبت درگذشت مادر آقای کامل اسعد به دیدار وی رفتم، چون روا نبود که من به وظیفه خود در این خصوص عمل نکنم. این دیدار به منظور آشتی نبود. البته پیش از این دیدار نیز رنجش یا لجبازی وجود نداشت. همانطور که گفتم آقای اسعد در زمینه مسائل سیاسی و مسائل ملی دیدگاهی متفاوت با دیدگاه من دارد، ولی این دیدگاهها سبب اختلاف یا جدایی نمیشود.
ولی میان شما دو نفر جدایی وجود داشت؟
درست است که ما در اجتماعات یا نشستهای مشترک ملاقاتی نداشتیم، ولی این مسائل به سبب مشغلههای شخصی زیاد رخ میدهد.
پس از برطرف شدن جدایی و برقراری یک رشته نازک ارتباطی میان شما دو نفر، آیا هنوز دیدگاه شما با دیدگاه کامل اسعد متفاوت است؟
قطعاً چنین است. ملاقات کردن به یکی شدن دیدگاهها نمیانجامد. اختلافات دیدگاه تنها یک راهحل دارد که گفتوگو و سپس عمل به رأی اکثریت است؛ همان گونه که در دنیا به این روش عمل میشود.
آیا برای یکی شدن دیدگاه هایتان گفت وگویی کرده اید؟
بهطور مستقیم کاری انجام نشده است، ولی در این خصوص با نمایندگان شیعه ملاقاتی انجام شده و برخی از نمایندگان با دیدگاه ما موافقت کردهاند.
شما این جمله را بارها به کار می بردید که «اسلحه زینت مردان است.» آیا هنوز نیز به آن عمل می کنید؟
در واقع، این جمله حدیثی نبوی در تفسیر آیه شریفه: «خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ»[10] است. من اولین بار این حدیث را در صیدا مطرح کردم. در آن دوره احزاب راستگرا تا بنِ دندان مسلح شده بودند و دیگران را نیز به این کار تحریک میکردند. طبیعتاً، آنها برای حمایت از خود در برابر موجودیت مسلح فلسطینی مسلح شده بودند. نمیخواهم وارد این بحث شوم بهخصوص آنکه من زمانی این سخن را گفتم که اسلحه بهطور هولناکی در لبنان پخش شده بود و تعداد آن کمتر از 800 هزار قبضه نبود. گذشته از آن، شعار «اسلحه زینت مردان است» در مقابل دشمن است نه در مقابل مردمان میهن واحد.
شما می گویید احزاب راست گرا از ابتدای دهه هفتاد، خود را تا بن دندان مسلح کردند. این سخن درست است، زیرا آقای پی یر جمیل می گوید: «مسلمانان باید همه آنچه را ما مطالبه می کنیم، به ما بدهند تا ما احساس اطمینان کنیم، چراکه ما میان کشورهایی قرار گرفته ایم که نظام فرقه ای بر آن ها حکم فرماست.»
امیدوارم آنچه اکنون میخواهم بگویم، ستیزهجویی به حساب نیاید. وقتی ابعاد شخصیت انسان به کمال میرسد، دیگر نگرانی بر سر تباه شدن آن وجود ندارد. یک نمونه برای آن ذکر میکنم: در آغاز پیدایش اسلام، مسلمانان اجازه نداشتند جز با همکیشان خود تعامل کنند و ارتباط نزدیک داشته باشند تا اینکه در حجةالوداع شخصیت اسلامی به تکامل رسید: «الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن
[10].?«زیورهای خود را در هر عبادتی برگیرید .» (اعراف، 31)
