گام به گام با امام موسی صدر جلد 9
بررسی کنیم، جای مطالعه و دقت دارد، زیرا مسئله حاکمیت لبنان در جنوب امری ضروری شده است. خلأ امنیتی و حضور نداشتن دولتی که صاحب سرزمین باشد، طمعهایی را در دنیا برمیانگیزد، زیرا امروزه دنیا از هیچ منطقه رها و بیصاحبی چشمپوشی نمیکند، حتی اگر در ژرفای اقیانوسها باشد، چه رسد به منطقهای در کنار ساحل شرقی دریای مدیترانه یعنی در قلب دنیا. بنابراین، ضروری است که حالت خلأ در منطقه جنوب و در شمال و جنوب لیطانی باقی نماند. با توجه به چالشهای پیشین و روابط گوناگون و نابسامان میان مقاومت فلسطین، که در جنوب لبنان حضور دارد، و مقامات لبنان و پس از تجربههای تلخی که بر مقاومت و بر لبنان گذشته است، من فکر میکنم ما با مشکلی روبهرو هستیم که باید آن را حل کرد.
به نظر شما راه حل چیست؟
راهحل بازگشت اعتماد میان دو طرف از راه نشان دادن حسن نیت و گفتوگوهای سودمند از رهگذر مشارکت برخی از دولتهای برادر است تا مقامات لبنان و همچنین، مقاومت فلسطین بتوانند به توافق جدیدی برسند که به منزله پیشرفت در توافقنامههای پیشین باشد، بهگونهای که موجودیت مسلحانه فلسطینی به نحوی در ضمن حاکمیت لبنان ذوب شود. در این زمینه، با توجه به اطلاعاتی که من دارم، طرحهایی از جانب مقاومت و همچنین، طرحهایی از جانب دوستان مقاومت ارائه شده است تا این مسئله فیصله یابد و به راهحلی نهایی دست یافته شود.
آیا شما طرفدار حضور مسلحانه فلسطین در جنوب هستید یا خیر؟
طی سالهای گذشته مراحل و موقعیتهای گوناگونی را پشت سر گذاشتهایم که من همان زمان درباره آنها روشنگری کردم. تردیدی نیست که حضور فلسطینیان در جنوب، در ابتدا کاملاً هماهنگ با عواطف جنوبیانی بود که اسرائیل را دشمن مشترک خود میشمردند و همین حالت، نقش مهمی در به دردسر انداختن اسرائیل داشت. ولی رفتهرفته این نقش دگرگون شد، زیرا عقبنشینی دولت لبنان از جنوب، فلسطینیان را در برابر مسئولیتی حاکمیتی قرار دارد. وقتی فلسطینیان حاکمیت را در جنوب به دست گرفتند، مسئولیت امنیت داخلی و دیگر امور حاکمیتی را بر دوش گرفتند، همچنانکه مسئولیت دفاع از مرزها را نیز پذیرفتند.
اینجا بود که من بارها اعلام کردم که به مصلحت مقاومت فلسطین نیست که جایگزین دولت شود، زیرا هر مشکلی که در داخل یا در خارج (از جانب اسرائیل) رخ دهد، مسئول آن عملاً مقاومت خواهد بود و در سایه حاکمیت مقاومت چنین مشکلی رخ داده است.
ولی تجربههای تلخی که مقاومت فلسطین در کشورهای عربی طرفدار خود پشت سر گذاشت و رفتار برخی همپیمانان مقاومت و برخی احزاب لبنانی که از مقاومت سوء یا حسن استفاده میکردند، سبب شد روابط میان مقاومت و مردم جنوب بهتدریج تیره شود. برخی احزاب، قدرت مقاومت را در راه تقویت و تثبیت سیطره مقاومت بر مردم به کار گرفتند و برخی دیگر با تحریک مردم بر ضد مقاومت و ایجاد دشمنی میان آنها، برای تثبیت سیطره خود بر مردم بهره گرفتند.
نقش مقاومت در این میان چه بود؟
