گام به گام با امام موسی صدر جلد 9
که در معرض خطر نابودی قرار گرفته، نزاعهای روزمره میان گروهها و جریانها به پایان میرسد. هیئت یاری جنوب در زمان تشکیل، بهترین الگوی سیاسی برای خدمت به جنوب و مقابله با مشکلات جنوب بهشمار میآمد. در وضعیت کنونی امیدوارم این هیئت فراگیر شود و دیگر نیروهای سیاسی با رویکردهای مختلف را هم در خود جای دهد. این را به آن علت میگویم که به عقیده من، جنوب نقطه آغاز هر حرکت و دستیابی به هرگونه آشتی است. خدمت به جنوب از طریق گام برداشتن در مسیر گفتوگو و وحدت ملی و وحدت اجتماعی ممکن خواهد بود و این تنها راه ممکن برای ایجاد جبهه ملی فراگیر است که میتواند خلأ و شکاف حاصل از درگیریها و اختلافات سیاسی و سنتی را پر کند.
رابطه شما با جبهه لبنان چگونه است؟
بهطور کلی، جبهه لبنان را مجموعهای از افراد تشکیل میدهند که تاکنون به نظر من مشکلساز نبودهاند، زیرا من به اصل همزیستی در کنار یکدیگر معتقدم. در ابتدا دشمن ما صهیونیستها بودند. سپس، روند امور دگرگون شد و بحران پدید آمد و به فاجعه انجامید. من شخصاً هنوز به وحدت ادیان در لبنان معتقدم و مأموریت لبنان را همچون مأموریت و وظیفه خود- در مقام رهبر یکی از مذاهب لبنان- میدانم. من بخش عمده فعالیت خود را به این امر اختصاص دادهام که ثابت کنم لبنان میتواند این مأموریت و این وظیفه را به انجام رساند، زیرا باور دارم که ایجاد دولتی عادلانه و بهدور از نابرابری اجتماعی ممکن است.
اما در یک شب ناگهان اوضاع دگرگون شد و من دریافتم که چنین ارزشها و باورهایی دیگر در جامعه رواج ندارد و این موجب خشم من شد و مورد هجوم جبهه لبنان قرار گرفتم و سیل حملات و اتهامات بر ضد من شدت یافت و عجیب آن است که اتهامات مطرحشده از جانب جبهه لبنان، در بسیاری موارد شبیه اتهاماتی است که دشمن این جبهه علیه من مطرح میکند. اما احساس من به عموم مسیحیان و بهویژه مارونیها، هرگز در طول زندگیام دگرگون نشده و با اصول و باورهایم هماهنگ بوده است. هنوز هم احترام و تقدیر عمیقِ هموطنانم را در دل دارم و طبعاً این احساس، کسانی را نیز شامل میشود که از لحاظ سیاسی با من اختلاف دارند. اکنون من بیش از هر زمان دیگری از گفتوگو و هماندیشی استقبال میکنم.
شما با فلسطینیان در ارتباط بوده اید. رابطه خود را با آنان در حال حاضر چگونه ارزیابی می کنید؟
در واقع، از نخستین ساعات آغاز بحران در لبنان، از رابطه من با سازمان آزادیبخش فلسطین برداشت نادرستی شده و درست درک نشده است. حقیقت آن است که اگر من در فعالیتهای خود به مسئله برحق فلسطین توجه داشتهام و ابعاد و آثار مخرب ناشی از نزاع با فلسطینیان را بر لبنان موردتوجه قرار دادهام و اگر وجود دشمنی مترصد و فرصتطلب همچون اسرائیل را همواره مدنظر داشتهام، هیچیک از این رویکردها برخلاف منافع لبنان یا هیچیک از گروهها و جریانهای حاضر در کشور نبوده است. مایلم خوانندگان مجله لا روو دو لیبان از این موضوع آگاه شوند که موضع مقاومت فلسطین در قبالِ من، همیشه مثبت و دوستانه نبوده است. گروههای تندرو در مقاومت فلسطین همواره با من اظهار دشمنی کردهاند و هنوز هم میکنند. امیدوارم این سخن
