گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
که اسرائیل از سازمان یونسکو رانده شد و سازمان ملل، صهیونیسم را نوعی نژادپرستی به شمار آورد و این، سرآغاز زوال اسرائیل است، چراکه دنیا آن را طرد کرد و آن را با خانواده بشری که تقسیمبندی نژادی را برنمیتابد، بیگانه دانست.
از این رو، اسرائیل در لبنان از اعراب انتقام گرفت، چون جنگی غیرمستقیم بر ضد عرب به راه انداخت و به عرب و لبنان خسارتهای بشری و مادی بسیاری وارد آورد که بیشتر از کلّ خسارتهای دو طرف در همه جنگهای عربی-اسرائیلی بود.
امام افزود : آتش جنگ هنوز در جنوب لبنان شعلهور است. اسرائیل میخواهد مردم جنوب را وادار به تعامل و همکاری با خود کند و به آبهای جنوب چشم طمع دارد و میخواهد برای خود کمربندی امنیتی در برابر فلسطینیان ایجاد کند، ولی مردم جنوب، استوار ایستادهاند و آوارگی و خسارت و مرگ را ترجیح میدهند.
اسرائیل خسارتهای معنوی و روانی نیز به اعراب وارد کرد که مهمترین آنها ایجاد فتنه فرقهای و ناپایدار کردن وحدت ملی بود. این امر خطری برای اعراب به شمار میآید و در عین حال، ماهیت نژادپرستی اسرائیل را ثابت میکند. اسرائیل هنوز در کمین اعراب، اعمّ از مسلمانان و مسیحیان، است و جنگهای گوناگونی بر ضد همه آنان به پا میکند. اسرائیل اکنون ادعا میکند که پشتیبان مسیحیان در جنوب است و این بزرگترین خطر برای آنان است. اسرائیل به دنبال تحریک و فتنهانگیزی و ایجاد چالشها و خلق جریانات [منحرف در عرصه] فرهنگی و تمدنی است. از این رو، رهبران اسلامی، در حال حاضر، خطرناکترین مرحله زندگی خود را طی میکنند و این امر نیازمند هوشیاری و مراقبت و دوراندیشی با توجه به مقتضیات زمانه است.
سپس امام موسی صدر درباره مشکلات تربیتی معاصر و راهحلهای آن سخنرانی کرد و پیشنهادهایی مطرح کرد.
2. متن سخنرانی
در وهله اوّل چنین به نظر میرسد که شیوههای تربیتی از اصول دین دور هستند، چراکه فقه اسلامی در بخش آداب و سنن و در مسائل مربوط به تولد فرزند، در کتاب نکاح مثلاً درباره تربیت کودک بحث کرده است، ولی اصول دین عبارتاند از ریشههای عقیدتی و فرهنگی اسلام و اوّلیات و بدیهیات آن. ولی با تأمل بیشتر روشن میشود که خود قرآن کریم در تربیت مسلمانان - چه فردی و چه گروهی - از شیوه پایبندی به اصول استفاده کرده است که در این پژوهش با آن آشنا میشویم و ثابت خواهد شد که جدا کردن شیوههای تربیتی از اصول دین جزئی از مصیبت بزرگ ما در فهم اسلام و دعوت به سوی آن است.
پژوهش حاضر ابتدا به شیوههای گوناگون تربیتی میپردازد و سپس، تلاش میکند شیوه قرآنی یعنی پیوند استوار میان شیوه تربیتی و اصول دین را معرفی کند و در لابهلای آن روش قرآن در ارائه اسلام و دعوت به سوی آن نیز روشن میشود؛ روشی که بهطور کلی با روش آکادمیک متفاوت است. در این پژوهش به تقسیمبندی اسلام به اعتقادات و شریعت و تقسیم شریعت به فقه و اخلاق و تقسیم فقه به عبادات و معاملات و سیاست و احکام پرداخته شده است.
در پایان این پژوهش درباره ضرورتهای مهم تربیتی معاصر و برخی پیشنهادها برای رویارویی با آنها بحث میکنیم.
