گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
ماندن آنها همین مسئله است.
اگر امکانات و تواناییهای یک فرد عادی لبنانی را که به خارج از کشور میرود، و غالباً تحصیلکرده نیست، بررسی کنیم، وقتی کار این افراد را در خارج میبینیم، درمییابیم نظام لبنان و جامعه لبنانی برآیند تلاشها و فعالیتهای لبنانیها نیست. بنابراین، من شخصاً با فرقهگرایی به شکل مطلق مخالفم و حتی به عنوان عالم دینی میتوانم بگویم که فرقهگرایی نهتنها ضد شایستهسالاری و ضد سازندگی مادی است، که حتی ضد دین نیز هست، زیرا فرقهگرایی سبب میشود ارزشهای دینی به ارزشهایی مادی تبدیل شوند و به صورت وسیلهای برای کسب منافع، به مراکز مادی محوّل گردند؛ یعنی اینکه وابستگی دینی خود بهایی داشته باشد، در حالی که وابستگی دینی باید متعالی باشد و در ورطه منافع مادی گرفتار نشود. این امر بسیار خطرناک است، زیرا تنها ضمانت سالم ماندن جامعه، پایبندی به ارزشهای مطلق است و این ارزشها نباید مادی باشد. بنابراین، شکی نیست که فرقهگرایی یکی از بیماریهای حادّ لبنان است.
ارزیابی شما از بیانیهای که سازمان حزب عربی سوسیالیستی بعث در لبنان و حزب ترقیخواه سوسیالیستی درمورد تشکیل جبهه ملی صادر کردند، چیست؟
بدون شک اصولی که ذکر شده، اصولی سازنده است و میتواند زیربنای تشکیل جبهه ملی باشد. این جبهه چیزی است که از نبود آن رنج میبریم، از این رو، که توازن سیاسی در لبنان وجود ندارد. به نظر من وقتی جبهه فراگیر سیاسی که به دنبال آن هستیم، تشکیل شود، بستری خواهد بود برای وفاق سیاسی، و بر خلاف آنچه در بسیاری از محافل گفته میشود، این جبهه چالشی نیست. شکلی که در بیانیه این دو حزب ارائه شد، تلاشی خواهد بود برای حل مشکل لبنان در بعد سیاسی. سؤالی که میماند، این است که میزان موفقیت همکاری این دو حزب تا چه حد است و آیا به گردهمآیی احزاب و گروههای مختلف سیاسی خواهد انجامید؟ روزهای آینده، پاسخ این سؤال روشن میشود.
برای آنکه جبهه مورد نظر تشکیل شود، باید سلاحها جمعآوری و از دسترس افراد دور شود. در این صورت است که لبنان به وضعیت دموکراتیک خود بازمیگردد و گفتوگو آغاز میشود.
آینده روابط سوریه و لبنان را چگونه می بینید؟
بی تردید، روابط سوریه و لبنان روابطی برجسته و متمایز است و این مسئله روشنی است. زیرا از یک سو، سوریه تنها کشور عربی همسایه لبنان است و از سوی دیگر، روابط لبنان و سوریه در بسیاری از امور مکمل یکدیگرند. مثلاً در بحث امنیت، اخیراً بیش از پیش روشن شد که امنیت لبنان با امنیت سوریه در ارتباط است، همچنانکه امنیت سوریه نیز با امنیت لبنان مرتبط است. در امور دیگر، ازجمله اقتصاد و تبلیغات نیز همین طور است و دو کشور مکمل یکدیگرند. به عقیده من یکی از مظاهر این امر آن است که هیچیک از این دو کشور در دیگری سفارت ندارد. بنابراین، هر توافق دقیقی که این واقعیت موجود را میان سوریه و لبنان تقویت کند، بیانگر حقیقت و روشنگر ابعاد آن است و در نتیجه، روند همزیستی سوریه و لبنان را تصحیح میکند. البته اینجا شکلهای مختلفی [از ارتباط] مطرح میشود و آنچه برای من و دیگران بسیار مهم است، این است که لبنان مدتی است که با بحران
