گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
- این جنگ کاملاً محرمانه سازماندهی شد، تا جایی که برای دستگاه اطلاعاتی آمریکا نیز، با وجود برخورداری آن از تجهیزات [پیشرفته] و ماهواره، غافلگیرکننده بود. گزارش کرت فالدهایم به سازمان ملل، این نکته را تأیید میکند.
- سال قبل از جنگ، کشورهای عرب از سازمان ملل و همه دولتها خواستند تا از این جنگ جلوگیری کنند و بهسرعت حق از دست رفته عرب را بستانند. همچنین اعراب بر موضعی بر عکس موضعشان در سال 1967 پافشاری داشتند.
- در سخنرانیهای رهبران عرب، بهویژه آقای حافظ اسد، درباره عادلانه بودن جنگ و تمایل نداشتن به جنگ و تجاوزگری و پذیرفته نبودن تجاوز هیچکس عبارات شگفتانگیزی شنیدیم.
- پایبندی به صادقانه بودن تبلیغات و مبالغه نکردن، بر خلاف تبلیغات اسرائیل در این جنگ و تبلیغات اعراب در جنگ 1967.
- برنامهریزی دقیق برای جنگ، حتی محاسبه جزر و مد و زمان و شرایط روانی دشمن، در کنار بهرهمندی از تجربههای مکرّر عبور از زیر آب در کانال و محاسبه وزش باد در تپههای جولان و غیر آن.
- مشارکت مسلمانان و مسیحیان در سطح سرباز و فرمانده نظامی و پشتیبانی مردمی و رو آوردن به مساجد و کلیساها و دعوت همه علمای دینی برای بسیج سراسری مردم.
- دوری از گزافهگویی و اجتناب از واگذار کردن نقشی فراتر از توانایی افراد و دولتها به آنها، بهگونهای که در حمایت عربستان و کشورهای خلیج و نوع مأموریتی که بر عهده اردن گذاشته شد و موضع رسمی لبنان و مشارکت حمایتکنندگان، شواهد روشنی بر این تنوع عادلانه و حسابشده در تعیین مسئولیتها وجود دارد.
- در مدت جنگ اکتبر هرکس ناظر فضای دمشق و قاهره بود، میتوانست آن حال و هوای عالی معنوی را حس کند؛ حال و هوایی که همه نیروها را بسیج و از هرگونه انحرافی جلوگیری میکرد. اسلحه به تعداد فراوان در دست مردم وجود داشت و مواد غذایی با قیمتهای تعیین شده عرضه میشد و مردم در دنیایی دیگر و بهدور از منافع مادی و شخصی زندگی میکردند و برای فداکاری تا پای شهادت آمادگی کامل داشتند.
- همه نیروهای فرد و امت، بسیج و به جنگ توجه داشتند و عنصر اصلی در این بسیج نیروها، ایمان واقعی بود.
- اکنون در چهارمین سالگرد جنگ شکوهمند اکتبر و در روز حسابرسی و ارزیابی این پدیده و نتایج سیاسی و اجتماعی و معنوی آن و پس از آنکه اسرائیل در لبنان و بهویژه در جنوب، از لبنان و اعراب انتقام گرفت و پس از آنکه میزان تأثیرگذاری ایمان در صورتهای گوناگون آن را، از ایمان محدود به مناسک و ایمان راکد وراثتی و ایمان نژادپرستانه و بسته و ایمان توکلزده و غیر آن، تجربه کردیم...
اکنون پس از همه اینها برایمان دشوار نیست که راهمان را در جنگ عمومی با دشمن و نیز در نبرد آینده لبنان انتخاب کنیم؛ نبرد برای همبستگی و وفاق، نبرد برای سازندگی سیاسی و اجتماعی و عمرانی و روانی، نبرد برای پیوستن به کاروان متمدن بشری، نبرد برای اصلاح تصویر زشت و غیرواقعی خود در ذهن دنیایی که با دلسوزی و تلخکامی به ما مینگرد.
پیمودن راه پیش روی ما در لبنان جز از مسیر
