گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 377

سیاسی و دیپلماتیک خود کرد. کار به جایی رسید که سازمان‌های بین‌المللی فرهنگی و اجتماعی، اسرائیل را از خانواده بشری کنار گذاشتند و صهیونیسم را که شالوده اصلی اسرائیل است، نوعی از نژادپرستی خواندند که این عصر آن را به‌طور مطلق رد می‌کند.

این جنگ روز گذار نامیده شد که بیان دیگری از معنای کلمه فرقان است و شاید تعبیری دقیق از مفهوم عید کیپور(غفران) به معنای فلسفی آن باشد.

پیروزی همه‌جانبه در روز گذار، یک پیروزی مطلق بود، هرچند اسرائیل دوباره نیرو و اسلحه و برتری نظامی خود را تجدید کرد و بنا بر اعترافات رابین در جلسه سری کنیست، پس از آنکه آمریکا آن را از حمله غافل‌گیرانه نظامی بر ضد عرب در سال 1974 بازداشت، در لبنان انتقامی تلخ از لبنان و اعراب گرفت.

این پیروزی مطلق به معنای محال نبودنِ پیروزی بر اسرائیل بود و این مفهوم ماندگار خواهد شد، حتی اگر اسرائیل در لبنان و در مواضعی دیگر پیروز شود؛ درست مانند پیروزی قریش بر مسلمانان در جنگ احد به انتقام شکست در جنگ بدر. تفسیر فلسفی این امر، این عبارت روشن و دقیق است : «الذاتی لا یتخلّف و لایختلف.»[25]

در برابر این پدیده تاریخی که بارها در تاریخ اعراب و در تاریخ همه خداباوران، از مسلمان و مسیحی، تکرار شده است، مسئولیت خود را در این می‌بینم که وقتی در بزرگداشت جنگ اکتبر در این سطح عالی شرکت می‌کنم، درباره عنصر اصلی در این‌‌گونه پیروزی‌ها و نقاط عطف تاریخی بنویسم و به نیروی نهفته در درون ملت‌ها اشاره کنم که اگر درست و با همه ابعاد خود جلوه‌گر شود، هیچ ملتی شکست نمی‌خورد و منقرض نمی‌شود، بلکه همواره پرتوان و با عزت و تأثیرگذار در ساختن تاریخ و تمدن خواهد بود و همان‌گونه که خداوند اراده فرموده است، الگویی برای دیگر ملت‌ها و امت‌ها خواهد خواهد شد.

این نیروی نهفته، ایمان به خداوند است؛ همان ایمانی که معمولاً می‌بینیم یا راکد است و غایب از صحنه فعالیت و یا به تعصب‌های زشت تبدیل شده است، امّا اگر دوباره زلال و تأثیرگذار شود و با گشودگی بتواند ابعاد آسمانی و انسانی خود را و نتایج علمی و عملی خود را و جامعیت خود را در بسیج کردن همه توانایی‌های فرد و جامعه، و عدالت خود را که نافی هرگونه انحراف در هدف و وسیله -هر دو- است، دوباره به دست آورد، در این صورت باعث می‌شود انسان غبار را از خود بزداید و کجی‌ها را درست کند و نیروی خود را به کار بگیرد و مردم را متحد کند تا تاریخی نو بسازند و دوباره در تاریخ به حرکت برخیزند.

با نگاهی گذرا به ویژگی‌های این جنگ روشن می‌شود که این جنگ کاملاً مبتنی بر سلاح ایمان بود؛ ایمان به معنای صحیح آن، نه به معنای انتزاعی یا مناسک یا جبرگرایانه یا تعصبی و نژادپرستانه :

- اسم رمز عملیاتْ کلمه بدر بود که بیانگر حقانیت این جنگ و دقت در برنامه‌ریزی و بسیجی کامل و برآمده از تجربه‌ای موفق و یادآور این آیه شریفه بود : «وَلاَ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ سَبَقُواْ إِنَّهُمْ لاَ یُعْجِزُونَ وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ.»[26]

- شعار جنگْ الله اکبر بود.

[25]. آنچه ذاتی است، تغییر نمی‌کند و تخلّف نمی‌پذیرد.

[26]. «آنان که کافر شده‌اند نپندارند که جسته‌اند، زیرا خدا را ناتوان نمی‌سازند. در برابر آن‌ها تا می‌توانید نیرو و اسبان سواری آماده کنید تا دشمنان خدا و دشمنان خود را بترسانید.» (انفال، 59-60)