گام به گام با امام موسی صدر جلد 5
خود و دهشهای خود، بزرگ و جاودانه کردید. شما کشور خود را در تاریخ و در جغرافیا گسترش دادید. تو برای شمال و جنوب و ساحل و کوه سرزمین این امت و شهرهای آن کار میکردی. تو به سوریۀ عزیز همان را عطا میکردی که به لبنان. تو به مهاجران این امت، همان را میبخشیدی که به مقیمان. حیات تو و عرصۀ فعالیت تو گسترده بود. ما سیرۀ تو را از زبان همراهان تو که تو را میشناختند، میشنویم. ما از زبان آنان و از دفتر حیات درخشان تو دربارۀ عطای تو در هر مکان میشنیدیم و میخواندیم. تو با جانفشانی انسانی در ابعادی بینهایت، به هر مکان عطاهایی کردی و مرزها را درنوردیدی.
از نگاهی دیگر، تو بزرگی چرا که از مرزهای خانواده و فرقه و منطقۀ خود فراتر رفتی. مصیبت ما در این برهۀ دشوار از تاریخ این کشور بزرگ، کشور تو، همین است که گرفتار این مرزهای محدود شده است. مقدسترین مقدسات لبنان، عامل گرفتاری آن شده و ویژگیهای ممتاز لبنان، مایۀ رنج و اندوه آن شده است و این کشور، سنگینی بار افتخارات خود را بر دوش میکشد. لبنان باید به فرقههای دینی خود یا به گوناگونی فرهنگ مردمانش ببالد، ولی امروز میبینیم به جای آنکه به واسطۀ این فرقهها توسعه یابد و دامنۀ فرقهها را تا گوشه و کنار جهان بگستراند، در دورن خانۀ خود از این امتیازات رنج میبرد؛ از نقاط ضعف این امتیاز و این نقطۀ قوت رنج میبرد. از ضعفهای این نهاد پاک و پیشرو و پویا رنج میبرد؛ از امتیازات و نقاط قوت آن، برای ضربه زدن به آن سوءاستفاده میشود. افرادی همانند تو که پایهگذاران این کشور بودند، خواستند با تکیه بر همزیستی فرق در این کشور و همکاری میان خانوادهها و خاندانهای آن، دنیایی کوچک و الگویی زنده و پوینده برای روابط میان همۀ فرق دینی در جهان پدید آوردند، ولی امروز لبنان به سبب نابالغ و کوتهفکر بودن برخی از فرزندان خود، از چیزی رنج میبرد که میبایست آن را در درمان دیگران به کار برد. متأسفانه پزشک به همان بیماری که علاجش در تخصص اوست، مبتلا شده و عطا و بخشش و کارآمدی خود را از دست داده است. همۀ اینها به سبب آن است که ما راه را گم کردیم و اسباب و عوامل را ضایع کردیم و از نیتی که در دل تو و همراهانت بود، دور شدیم.
شما کوشیدید تا جهان را درمان کنید، ولی دیدید کشور خودتان به این بیماری مبتلا شده است. شما در اندیشۀ حل بحرانهای جهانی و مشکلات قومی بودید و میخواستید واسطۀ میان شرق و غرب و قدیم و جدید باشید، ولی گرفتار مردمانی شدید که تلاش میکردند تا عظمت را به حقارت تبدیل کنند و در نتیجه، ما به مشکلات خودمان گرفتار شدیم. آرمان را از ما گرفتند و در نتیجه، ما سرگرم مشکلات روستایی خود شدیم و آنها را به سرتاسر کشور گسترش دادیم تا کل کشور نیز از مشکلات روستا رنج ببرد. و بدینترتیب، کشور دچار چنددستگی و آسیب و مشکلات شد و رهبران، سیطرۀ خود را بر پایگاههای مردمی از دست دادند، زیرا به جای پرداختن به مشکلات بیرونی، به مشکلات کوچک داخلی سرگرم شدند و پیروان آنان نیز به همین راه رفتند و به فکر منافع و خواستههای خود افتادند. وقتی رهبر به دنبال حل مشکلات شخصی و برآورده کردن خواستههای خود باشد، پیروان او نیز به پیمودن همین راه میگرایند. اینگونه است که وقتی امروز یا فردا یا پس فردا چشم باز میکنیم، در برابر خود کشوری میبینیم با 2 میلیون امت و 2
