گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
زندانی و بعضی آواره و بعضی کشته شدند، در آن هنگام، جلسهای با برخی از علما و شخصیتهای سیاسی جنوب ترتیب دادم تا راهی برای اعتراض به اقدامات دولت ایران و حمایت از مواضع علما پیدا کنیم. من در آن جلسه پیشنهادهایی مطرح کردم، ولی عدهای با پیشنهادهای من مخالفت کردند و گفتند که این پیشنهادها به طرفداری از مصدق و کمونیستهاست. من از این اتهام بسیار آزرده شدم.
شگفتانگیزتر اینکه در ابتدای موقعیت کنونی، یعنی در ژوئن 1973 که مهلت مقرر برای احقاق حقوق شیعیان پایان یافت، شنیدم که یکی از مسئولان بلندپایه گفته است که سید موسی میخواهد شیعیان را به سیبری بکشاند.
و اینک از این اتهام و مانند اینها باخبر میشوم، در حالی که میدانید وقتی اقدام کنونی را آغاز کردم، برای آن کاملاً آماده شده بودم و از جمله، طرح مربوط به مجلس اعلای شیعیان را از پارلمان پس گرفتم تا نه خودم و نه کسانی که با من همکاری میکنند، هیچ انگیزهای جز احقاق حقوق شیعیان و به دنبال آن، تعمیم عدالت برای همه هموطنان نداشته باشیم.
رابطه کنونی من با ایران نیز از حد رابطه تاریخی شیعیان لبنان با برادران دینی و مذهبی خود در سرتاسر دنیا فراتر نمیرود. من در همینجا با افتخار از مواضع ملت ایران درمورد مسائل اعراب یاد میکنم.
درمورد دولت ایران نیز میتوانم تأکید کنم که روابط ما با هم تیره شده است. علت، این است که من در گفتوگویی مطبوعاتی با یک مجله لبنانی در پاسخ به سؤالی درباره موضع شیعیان در منطقه خلیج گفتم که شیعیان آن مناطق برخلاف آنچه شایع شده است، دستنشانده ایران نیستند، بلکه به قومیت خود و عربی بودن کشورهایشان پایبندند. پس از این گفتوگو، ناگهان دیدم روزنامههای ایران به تحریک دستگاه امنیتی، که بر آنان مسلط است، با انتشار مطالبی به من حمله کرده و پنداشتهاند که من، خلیج را عربی دانستهام نه فارسی. با وجود آنکه نامههای توضیحی مجلس اعلای شیعیان خطاب به روزنامههای ایرانی منتشر نشد، روزنامه اطلاعات، نامهای از من، پس از تحریف بسیاری از جملات آن، چاپ کرد که موجب شگفتی فراوان دوستان من در لبنان و ایران شد و آنان این کار را نکوهش کردند. سراسر این نامه تمجید و ستایش از نظام ایران و مواضع آن بود، در حالی که میدانیم در جنگ اکتبر تلاشهای من در زمینه متقاعد کردن حکومت ایران برای حمایت از اعراب و قطع صادرات نفت به اسرائیل با شکست روبهرو شد. علت شکست من نیز سیطره دستگاههای اطلاعاتی در اینگونه مسائل و بیتوجهی به نظر مردم و منافع ایران بود.
امام صدر در پایان سخنانش گفت: مصلحت شیعیان در لبنان و مصلحت جنوب و بقاع و دیگر مناطق و فِرَق لبنانی یکی است و این مصلحت باید بهدور از هرگونه تأثیر خارجی در نظر گرفته شود، ولی ما، بهویژه در برابر معضل اسرائیل، باید درک کنیم که میان منافع ملی لبنان و منافع عربی در منطقه، ارتباط عمیقی وجود دارد و باید در تلاشهای خود این موارد را در نظر بگیریم.
ماه فوریه نزدیک است؛ یعنی مهلتی که مجلس شیعیان به دولت داده است تا مطالبات جنوب و شیعیان را برآورده سازد، به پایان میرسد. کامل اسعد در محافل خود میگوید که امام صدر میکوشد تا
