گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 466

کنیم. من‌ به‌رغم ‌اینکه‌ مطالعات ‌فلسفی‌ داشته‌ام، معتقدم‌ که‌ فلسفه مسلمانان‌ و حتی‌ کلام ‌مسلمانان مشکل ‌را حل ‌نخواهد کرد. ما باید بر خودِ فلسفه ‌اسلام‌ متکی‌ شویم، ‌یعنی‌ بر آنچه ‌اسلام آن را ‌ریشه ‌ایدئولوژیک ‌زندگی ‌مسلمانان‌ پیشنهاد می‌کند، متکی‌ شویم. این‌ مطلب ‌ممکن است موضوع ‌پرسشی ‌دیگر در آینده ‌قرار گیرد، إن‌شاءالله.

پرسش‌ دوم

کار و کارگر امروز و همیشه‌ در سازندگی ‌کشور نقش ‌اصلی‌ دارند. سهم‌ کار و کارگر در نص ‌و سنت ‌چیست؟

پاسخ: اگر صاحب ‌این ‌پرسش ‌حضور داشت، از او اجازه ‌می‌خواستم که به ‌این ‌بحث ‌به ‌صورت ‌خاص ‌و مستقل ‌بپردازم، زیرا موضع اسلام‌ در قبال ‌کار و کارگر موضعی ‌روشن ‌و پرافتخار ‌است. من ‌در جلسه ‌اول ‌به‌ حضار عزیز گفتم ‌که ‌موضوع‌ سخن ‌ما در جلسه ‌آینده‌ درباره کار و کارگر از دیدگاه ‌اسلام‌ خواهد بود، تا کمی ‌از مباحث ‌انتزاعی ‌دور شده ‌باشیم. موضع ‌اسلام‌ در قبال ‌کارگر و کار چیست؟ اسلام ‌چه‌ ارزشی ‌به ‌کار داده ‌است؟ اسلام ‌چگونه ‌ارزش ‌کار و حق‌ کارگر را پاس ‌داشته ‌است؟ این بحث ‌مفصل ‌و زیبایی است ‌و از صاحب ‌این ‌پرسش ‌می‌خواهم که اجازه‌ دهد آن را موضوع‌ بحث ‌آینده ‌قرار دهیم ‌و پس ‌از فراغت ‌از موضوع ‌علل ‌عقب‌ماندگی ‌مسلمانان ‌به ‌آن ‌بپردازیم. این‌ بحث ‌إن‌شاءالله‌ تا هفته ‌آینده‌ پایان‌ می‌یابد.

پرسش‌ سوم

اگر با بازگشت مسلمانان به ‌جامعه ‌اسلامی ‌چنان‌‌که ‌از مطالب ‌شما دریافت‌ می‌شود، مشکل‌ حل ‌شود، چرا تلاشی ‌سازمان‌دهی‌شده ‌برای‌ تحقق‌ این‌ هدف ‌به ‌راه ‌نمی‌افتد؟

پاسخ: درست‌ است. من ‌معتقدم‌ که ‌باید تلاشی ‌سازمان‌یافته ‌برای‌ تکوین‌ جامعه‌ اسلامی ‌به‌ راه ‌انداخت. این تلاش ‌سازمان‌یافته ‌دو مرحله ‌دارد: مرحله‌ آگاهی‌بخشی ‌و فرهنگ‌سازی ‌و مرحله ‌اجرایی ‌و سازمانی. اینکه‌ کدام‌‌یک ‌باید مسبوق‌ بر دیگری‌ باشد، جای بحث ‌مفصل دارد. ازهاینهرو، پاسخ‌ من‌ به این ‌پرسش ‌مثبت ‌است. یعنی ‌من ‌هم ‌همین‌ پرسش ‌را دارم‌ که‌ چرا برای ‌ایجاد جامعه‌ای ‌اسلامی ‌تلاش ‌نمی‌کنیم؟ چنین ‌کاری ‌لازم ‌است ‌و من‌ نیز به ‌ضرورت ‌آن ‌اعتراف‌ می‌کنم.

پرسش‌ ‌چهارم

شما میان ‌فرد و جامعه‌ در اسلام ‌تفاوت قائل شده‌اید، درحالی ‌که ‌این‌دو با هم ‌تلازم ‌دارند. پس‌ چگونه‌ باید درک ‌کرد که‌ جامعه انسانیت مسلمان ‌را از او سلب‌ می‌کند؟

پاسخ: فکر می‌کنم پاسخ ‌این‌ پرسش بسیار روشن‌ است. من ‌گفتم ‌که ‌اسلام فرد را تربیت ‌می‌کند، یعنی ‌آموزه‌هایی ‌را در اختیار فرد قرار می‌دهد. سپس، ‌فضایی ‌را برای ‌صیانت ‌از فرد تشکیل ‌می‌دهد. وقتی که‌ ‌مسلمان ‌این‌ فضا را از دست ‌دهد و با عادات ‌اخلاقی ‌و عملی ‌و عقیدتی ‌و فرهنگی‌ای‌ که ‌دارد، خود را در جهانی بیابد که‌ با او هماهنگی ‌ندارد، این‌ جهانِ ناهماهنگ ‌در طی ‌دوره‌ای ‌طولانی ‌او را نابود می‌کند. همان‌گونه‌ که‌ چرخ‌ ماشینی‌ که ‌از آن ‌جدا شود، پس ‌از مدتی‌ که‌ به ‌راه ‌خود ادامه ‌می‌دهد، به‌ تناسب‌ وضعیت راه ‌به ‌سرعت ‌و یا به ‌کندی ‌فرومی‌افتد.

یعنی ‌اینکه ‌مسلمان، زمانی ‌که ‌پس ‌از وفات‌