گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 447

سند شماره 24-11-70

موضوع: سخنرانی ـ علل ‌عقب‌ماندگی ‌مسلمانان‌ و چگونگی ‌غلبه ‌بر آن

مکان ‌و تاریخ: 24/11/1970

مناسبت: سلسله درس‌هایی برای فرهیختگان.

منبع: نوار صوتی آرشیو جنبش أمل؛ آرشیو مجلس اعلای شیعیان

این ‌درس‌گفتار ادامه ‌درس‌گفتار اول ‌است‌ با عنوان «علل عقب‌ماندگی ‌مسلمانان.» ‌در بخش ‌عمده‌ای ‌از این‌ جلسه ‌امام‌ صدر به ‌پرسش‌های ‌حاضران ‌پاسخ‌ گفته‌ است. مهم‌ترین ‌این ‌پرسش‌ها درباره ‌نقش‌ حضرت مهدی‌(عج) در پیشرفت ‌یا عقب‌ماندگی ‌مسلمانان ‌است.

متن‌

بسم ‌الله ‌الرحمن ‌الرحیم

‌اگر گفتیم ‌که ‌سبب ‌عقب‌ماندگی ‌مسلمانان روی ‌نیاوردن ‌به علم ‌و وارد نشدن ‌به ‌فضاهای ‌علمی ‌بوده‌ است، اگرچه ‌روزگاری ‌رهبران ‌علم ‌و تمدن ‌جهان ‌بودند، و نیز اگر برخی ‌دستاوردها و تولیدات‌ علمی‌شان ‌را مطالعه‌کردیم و گفتیم ‌آنان ‌از زمانی‌ که ‌فعالیت‌ علمی ‌را کنار گذاشتند، عقب‌مانده ‌شدند، این ‌سؤ‌ال ‌باز مطرح ‌می‌شود که‌ چرا فعالیت‌ علمی‌شان ‌را ترک ‌کردند؟ در پاسخ ‌برمی‌گردیم ‌و سبب ‌را جست‌وجو می‌کنیم‌ که‌ چه ‌بر سر مسلمانان‌ آمد که ‌به ‌این ‌روز افتادند، در حالی‌ که ‌روزگاری ‌به‌ دانش ‌اشتغال ‌داشتند و نقشه جهان ‌را رسم ‌کردند و جهت‌نما ساختند و قوانین ‌نور را کشف‌ کردند و علم ‌شیمی ‌و بسیاری‌ علوم ‌دیگر را بنیاد نهادند؟ همان‌گونه‌ که ‌در برخی‌ پرسش‌ها آمده ‌است، ‌می‌گوییم‌ که ‌آنان ‌حوزه‌ علم‌ و دانش ‌را رها کردند و عقب‌مانده‌ شدند، ولی ‌سبب ‌همچنان ‌محل ‌بحث ‌است‌ که‌ چرا رها کردند؟ سبب‌ عقب‌ماندگی ‌و رها کردن ‌دامن ‌علم ‌و دانش ‌چه ‌چیزی ‌بوده ‌است؟

برخی نظرها مسلمانان ‌را متهم ‌می‌کنند که ‌تنبل‌ شدند. حقیقت ‌این ‌است‌ که ‌این ‌ادعا هم درست ‌است. اسلام به ‌کار مدام ‌و پیگیر فرامی‌خواند. پیامبر گرامی‌(ص) می‌گوید که اگر بنده‌ مؤ‌منی ‌احساس ‌کرد که ‌مرگش ‌فرارسیده ‌و در دستش ‌نهالی‌ است‌ که‌ می‌خواسته ‌غرس کند، باید آن ‌را غرس‌کند، پیش ‌از آنکه ‌بمیرد. یعنی ‌انسان‌ مؤ‌من و کشاورز مؤ‌من،‌ اگر در مزرعه ‌است ‌و نهالی ‌در دست ‌دارد و ا‌جلش فرا رسید، مانند انسان معمولی نیست که تسلیم‌ مرگ ‌می‌شود و پاهایش ‌را به‌ سمت‌ قبله‌ دراز می‌کند و می‌نالد و خانواده‌اش ‌را طلب ‌می‌کند و از فرا رسیدن ‌مرگ ‌اندوهناک می‌شود. پیامبرگرامی ‌این‌گونه ‌ناله ‌و زاری را برای‌ مؤ‌من ‌نمی‌پسندد و می‌گوید که ‌این ‌مرد باید در این ‌لحظه ‌دشوار باقی‌مانده ‌از زندگی‌اش ‌آن ‌نهال ‌را که ‌به‌ دست‌ خود دارد، غرس‌ کند و بمیرد. لازم ‌است‌ هرطور شده ‌این ‌کار را بکند، یعنی ‌اینکه ‌این ‌لحظه‌ آخر زندگی‌اش ‌باید تبدیل‌ به ‌حیات‌ دیگری ‌شود؛ به‌ جاودانگی و به ‌کاشتن‌ درختی.

اسلام ‌می‌گوید که عبادت هفتاد بخش ‌دارد و ‌بهترین ‌آن‌ کار است ‌و کار را، هر کاری ‌مانند کشاورزی ‌و تجارت ‌و بنایی، ‌عبادتی ‌می‌داند که‌ نباید به‌ نتایج‌ و سود و دستاوردهای ‌آن ‌اندیشید. کار فی‌نفسه در اسلام ‌مقدس ‌است. اوج ‌این‌ نگرش‌ در این‌ حدیث‌ ‌بروز کرده‌ که‌ می‌گوید: «برای ‌دنیایت ‌چنان کار کن‌ که‌ گویی ‌برای ‌همیشه ‌زنده‌ خواهی