گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
میزند، جهان را به رنگ قرمز میبیند و کسی که از دریچه عاطفه و منفعت و فرهنگ و فرقه خویش به حق و جهان مینگرد، شایسته این کار بزرگ نیست.
از آن رو که قضا رسالت است، حکم صادرشده قاضی، به معنای اتمام حکم الهی و تکمیل رسالت الهی است و حکم چنانکه میدانید، از دو بخش تشکیل شده است: یک بخش قانون است و بخش دیگر شخص، که این دو بخش با هم ترکیب میشوند و حکم را تشکیل میدهند. بنابراین، هم قانون هست و هم رأی و وجدان. زمانیکه ایندو با هم ترکیب میشوند، حکم را تشکیل میدهند و برای آنکه حکم الهی باشد، لازم است که هر دو بخش الهی و منزه باشد. در اینجاست که دشواریهای شگرفی که قاضی با آن مواجه است، احساس میشود و آن زمانی است که قانونی بر اساس منافع و عواطف و ذهنیتهایی و تحت فشار و درخواست صادر شده است. وقتی قانون براساس منفعت و سیاست و هواها و هوسها صادر میشود، در چنین وضعیتی، وجدان قاضی برای صادر کردن حکم دچار فشار شدید میشود، زیرا نمیداند چه کند، چراکه قاضی موظف است در دایره قانون عمل کند و البته، از بخت نیک امکان تحلیل و تفسیر به قاضی داده شده است و او در این چارچوب آزادی فراوانی دارد.
متأسفانه این طبیعتِ قوانین وضعی است، زیرا خطای یک نفر در مجلس قانونگذاری و یا تمایل و یا تنبلی و بیمدیریتی یک شخص گاه منجر به تصویب یا کم و اضافه شدن مادهای میشود و مواد دیگری از میان برداشته میشود و کسی متوجه آن نمیشود. قوانین وضعی مشکل بزرگی در برابر شماست و مایلم بگویم که قوانین وضعی، هرچه باشد، وجدان قاضی را راضی نمیکند، زیرا قاضی متعهد طبیعتاً درمییابد که آن کسی که قانون را تصویب کرده است، با منافع و اهداف و ذهنیتهای خود همنوا شده است و کسب پارهای اطلاعات از قوانین وضعی دیگر کشورها به او کمک میکند. بنابراین، بهتر است که قوانین قضایی در لبنان مبتنی بر قانونی آسمانی باشد و البته، در چارچوب قانون مقدس، اجتهادات و ابراز آرا و تحولات پذیرفته است و این امکان فراهم است که قانونی را در چارچوبی مقدس و آسمانی و چنانکه خود آن را مفروض میدانیم، وضع کنیم و امکان تحول و پویایی و درهعینهحال، مصون ماندن از عقدههای قانونگذاران را برایش فراهم کنیم.
در چنین وضعی مشکل کم میشود و به هر حال، قانونگذاری به صورت خاص حق خداست و قضاوت حق انسان است. پس ما باید بکوشیم که قانونگذاری را به صاحب حق نزدیک گردانیم و انگیزههای قانونگذاری را به انگیزههای قضا نزدیک کنیم. البته، چنین وظیفهای بسیار دشوار است. خداوند شما را در قضاوت در چارچوب قوانین موجود یاری دهد.
بزرگواران، شما میبینید که من در باب آرمانهای آسمانی و تنزه و تعهد و امثال آن فراوان سخن میگویم. چه کنم؟ انسان روزگاران پیشین با عقل خویش و در ایمان مطلق به خدا میزیست. این ایمان را از راه باور و اعتقاد و زندگی خصوصیاش به دست میآورد. در روزگاران پیشین طفل که متولد میشد، در برابر خود سیمایی الهی میدید که سیمای مادرش بود.
مادر در روزگاران پیشین نماد خداوند بود، زیرا یکپارچه مهربانی و فداکاری و تلاش و عامل تربیت بود و یک لحظه از پا نمینشست و از زندگیاش بهرهای
