گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 290

نیز به ‌معنای ‌قرار دادن ‌امور در حد و جایگاه‌ خود ‌است. این ‌همان ‌تصویری ‌است‌ که ‌ادیان‌ آسمانی ‌از جهان‌ ارائه‌ می‌دهند. این ‌نگره‌ یا تفسیر دینی ‌از جهان ‌همان‌ تفسیر تربیتی ‌است‌ که ‌به ‌ما سفارش ‌می‌شود زندگی ‌خود را منطبق ‌با چنین ‌نگرشی کنیم ‌تا رفتار ما با حرکت ‌جهان ‌و وضع ‌کلی ‌جهان‌ هماهنگ ‌شود. ازهاین روست ‌که ‌پس‌ از آیه‌ای‌ که ‌قرائت ‌کردم: وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ،[33] درمی‌یابیم که ‌ای ‌انسان، اگر می‌خواهی‌کامیاب ‌شوی‌ و اگر می‌خواهی ‌جاودانه ‌شوی ‌و اگر می‌خواهی ‌بهره گیری ‌و با عوامل‌ و نیروها و قدرت‌های ‌جهان متوازن ‌شوی، باید رفتارت ‌مبتنی ‌بر عدالت ‌باشد، حرکاتت‌ منظم ‌و کارهایت ‌هماهنگ‌ و سازمان‌دهی‌شده ‌باشد. به ‌این ‌ترتیب،‌ درمی‌یابیم ‌که ‌این ‌جهان‌بینی ‌به ‌انسان‌ چنین ‌القا می‌کند که ‌باید کار خود را با جهان‌ و نیروهای ‌جهان‌ هماهنگ ‌کند.

این‌ همان مفهومی است‌ که ‌دین در برخی‌ آیات ‌از آن ‌به ‌سجود و در برخی‌ دیگر به ‌نماز و در پاره‌ای ‌دیگر به ‌تسبیح ‌یاد می‌کند: أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِّنَ النَّاسِ وَکَثِیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذَابُ وَمَن یُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّکْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ.[34] سجود در لغت ‌به ‌معنای ‌نهایت‌ خضوع ‌است. وقتی که ‌می‌گویی ‌موجودات ‌برای خدا سجده‌ می‌کنند، بدان معناست که ‌خورشید و ماه‌ و ستارگان ‌و درختان ‌و چارپایان ‌و همه ‌موجودات، به ‌صورت ‌دقیق ‌و منظم وظیفه‌ای ‌را ادا می‌کنند که ‌در جهان ‌بر عهده‌شان ‌نهاده ‌شده است. هرکدام ‌از این ‌اجزا با نهایت ‌دقت‌ و نظم‌ و بدون ‌تخلف ‌و خیانت ‌یا انحراف، وظیفه ‌و به ‌تعبیر ما، تکلیف ‌الهی‌ خود را در این ‌چرخه‌ جهانی ‌ادا می‌کنند.

در برابر این‌ جهان ‌بزرگ، انسان ‌می‌ایستد و خود را در محرابی ‌بزرگ ‌می‌یابد. بنابراین، ‌اگر انسان‌ می‌خواهد با جهان ‌بزرگ ‌هماهنگ ‌شود، وظیفه ‌دارد که در این‌ محراب ‌سر به ‌سجده ‌برد و به ‌این ‌ترتیب، ‌اگر می‌خواهد با جسم ‌خود هماهنگ شود که ‌بخشی ‌از این‌ جهان ‌بزرگ ‌است، ‌و آن ‌نیز با تمام‌ دقت ‌و نظم‌ و التزام ‌به ‌رفتار مجموعه‌ جهان ‌تن ‌داده ‌است، باید چنین ‌باشد. قلب با دقت کارش ‌را می‌کند و ریه‌ و نبض‌ و خون ‌و معده ‌و هر جزئی از بدن وظیفه ‌ویژه خود را ادا می‌کنند، مگر آنکه ‌دچار عارضه‌ای ‌شوند. این ‌نیز قانونی‌ کلی ‌و تبعیت ‌از سلطه ‌عامی ‌است‌ که ‌امراض ‌و نواقص‌ و امور نامتعارف‌ در طبیعت‌ تحمیل‌ می‌کنند. اگر انسان‌ می‌خواهد با خویش ‌و جهان‌ بزرگ ‌هماهنگ ‌باشد، باید با دقت ‌و نظم ‌ویژه ‌نقش‌ خویش ‌را در عرصه‌ هستی ‌ایفا کند و به ‌تعبیری ‌دیگر، ساجد باشد. ازهاینهرو، در آیه‌ کریمه ‌می‌خوانیم: أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ.

در آغاز آیه همه‌ آنان ‌را که ‌بر روی ‌زمین‌‌اند، ساجد خدا دانسته و در آخر آیه ‌«بسیاری‌ از مردم» را. تفاوت ‌میان ‌صدر و ذیل ‌آیه این ‌است‌ که ‌در صدر آیه‌ می‌گوید همه ‌آنان‌ که ‌بر روی ‌زمین‌‌اند خدا را سجده ‌می‌کنند.بُعد زمینی ما که ‌جسم ‌ماست، تابع ‌نظام‌ جهانی ‌است. اما بُعد انسانی‌ که در آیه به ‌«بسیاری ‌از مردم» تعبیر شده ‌است، ‌اراده ‌انسان ‌است. انسان در سجده ‌کردن‌


[33]ه«آسمان را برافراخت‌ و ترازو را بر نهاد تا در ترازو تجاوز مکنید.» (رحمان‌، 8ـ 7)

[34]ه«آیا ندیده‌ای که هر کس در آسمان‌ها و هر کس که در زمین است و آفتاب و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم خدا را سجده می‌کنند؟ و بر بسیاری عذاب محقق شده و هر که را خدا خوار سازد، هیچ‌کس گرامی‌اش نمی‌دارد، زیرا خدا هرچه بخواهد همان می‌کند.» (حج، 18)