گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
به سینا برد تا از آنجا به فلسطین بروند. ارتباط آنان با فلسطین بدین سبب بود که حضرت ابراهیم(ع) از فلسطین عبور کرده بود، وگرنه در حقیقت خود ابراهیم(ع) نیز متولد فلسطین نبود و فقط از این منطقه عبور کردهبود.
آنان تصمیم گرفتند که به آن سرزمین بروند. وقتی از مصر بیرون آمدند، در اثر عقدههای پیشین و مشکلات روانی و اوضاع اجتماعیای که داشتند، خود را در برابر راهی طولانی و سختیهای بسیار یافتند. ازهاینهرو، در برابر موسی(ع) شروع به بهانهگیری کردند و گفتند: مگر در مصر نانی برای خوردن و قبری برای دفنِ ما نیافتی که ما را به این منطقه آوردی؟ آنان به موسی گفتند که از خوردن گز انگبین و بلدرچین خسته شدهاند و علیرغم ستمهایی که در مصر از آن رنج میبردند، از موسی خواستند همان غذاهای سادهای را که میخوردند، برایشان فراهم کند. آنان دورهای را سرگردان در صحرای سینا گذراندند تا اینکه به سرزمین فلسطین رسیدند. گویا آنان طی این دوره از همه بشریت کینه به دل گرفتند. ازهاینهرو، وقتی وارد فلسطین شدند، بسیاری از اهالی فلسطین را کشتند و بخشهای بسیاری از این سرزمین مقدس را اشغال و ساکنان آن را آواره کردند. ساکنان این منطقه قبایل گوناگونی بودند که بنابر آنچه از برخی منابع تاریخی بر میآید، عربهایی بودند که از شبهجزیره به آنجا مهاجرت کرده بودند.
آنها در این دوره شروع به سوءاستفاده از مردم و سیطرهجویی بر آنان کردند و در صدد برآمدند که برتری خود بر دیگران را به اثبات برسانند تا از این راه، اشغالگری و سیطرهجویی خود را توجیه کنند و خلأ روحیِ ناشی از عقدههای روانی را پر کنند. عقدههایی که در دوره گذشته از آن رنج میبردند.
آنان در این دوره، تاریخ و اعتقادات خود را پایهگذاری کردند و طبیعتاً، این کاری زیربنایی بود. آنان چطور میتوانستند خود را برتر از دیگران بدانند؟ شریعت داشتند. همه میدانند. آنان به خدای یگانه ایمان داشتند و به این ایمان افتخار میکردند. ملتهایی که در فلسطین و منطقه خاورمیانه و لبنان و سوریه زندگی میکردند نیز به خدای یگانه ایمان داشتند. آنان خدای یگانه خود را «ایل» مینامیدند. بنابراین، خدای آنان یکی بود و هیچکس بر دیگری برتری نداشت.
آنان در ابتدا در آموزههای خود کلمه «ایل» را به کار میبردند و حتی کلمه اسرائیل و نام بسیاری از فرشتگان همچون اسرافیل نیز برگرفته از همین کلمه ایل است. اما در صدد برآمدند که خود را بهطور کامل از دیگر مردم جدا کنند و برای خود امتیاز قایل شدند و خدای یگانه خود را «یهوه» نامیدند. با این روش، آنان خود را بهطور کامل از مردم جدا کردند و ملت برگزیده خداوند خواندند و دیگران را انسانهای درجه دو تلقی کردند. به دیگر سخن، خود را آفریدگان خدای یعقوب، خدای اسرائیل، به شمار آوردند.
پس از این مرحله که آنان خود را از جهت آفرینش و نژاد، برتر از دیگر انسانها دانستند. مشکل پا گرفت و سبب شد آنان در کمین فرصت باشند تا ثروت فرزندانِ آدم از هر نوع و هر جنسی را غارت و آنان را تحقیر کنند و بهمثابه ابزارهایی برای خوشبخت کردن فرزندان اسرائیل به کارگیرند.
در تاریخ صدها مورد از ستمگری آنان در حق افراد بیگناه و اشغال آنان ثبت شده است. در دورهای که منطقه خاورمیانه در اشغال بیگانه بود و قرآن نیز
